«نقد، نظریه و ادبیات کودک» [Criticism, Theory, and Children's Literature]  به قلم پیتر ‌هانت [Peter Hunt] با هدف نشان دادن نقش مهم ادبیات کودک در رشد نظریه‌ ادبی منتشر شد.

نقد، نظریه و ادبیات کودک» [Criticism, Theory, and Children's Literature]  به قلم پیتر ‌هانت [Peter Hunt]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، در معرفی انتشارات مدرسه از این کتاب آمده است: «نقد، نظریه و ادبیات کودک» با ترجمه‌ای از سهراب رضوانی، امین ایزدپناه و با هدف فراهم‌آوردن زمینه‌ گفت‌وگو میان پژوهشگران، منتقدان و صاحب‌نظران ادبیات کودک ایران و جهان و همچنین جهت پاسخگویی به نیاز دانشجویان کارشناسی ارشد و دکتری دانشگاه‌های کشور منتشر و روانه بازار نشر شده است. در این کتاب تأکید بر یکسان‌سازی واژه‌های تخصصی و فارسی‌نوشت نام‌های خاص بوده؛ در عین حال تا آن‌جا که امکان داشته از هماهنگ کردن متن‌ها نیز پرهیز نشده است.

این کتاب از مجموعه بیست‌جلدی پروژه «مرکز مطالعات ادبیات کودک» دانشگاه شیراز است. در این پروژه استاد مرتضی خسرونژاد (دبیر مجموعه) و استاد فریده پورگیو از طریق مشورت با پیتر هانت، ۲۰ کتاب مهم در حوزه‌ نظری ادبیات کودک در دنیا را برگزیدند تا به فارسی ترجمه شوند. پیش‌تر دو جلد از این مجموعه با نام‌های «ادبیات کودک: هنر یا پداگوژی؟» و «مطالعات ادبیات کودک: راهنمای روش پژوهش» نیز در انتشارات مدرسه منتشر شده است.

کتاب «نقد، نظریه‌ ادبیات کودک» در فروشگاه‌های سراسر کشور و همچنین فروشگاه اینترنتی انتشارات مدرسه در دسترس مخاطبان قرار دارد.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...