«نقد، نظریه و ادبیات کودک» [Criticism, Theory, and Children's Literature]  به قلم پیتر ‌هانت [Peter Hunt] با هدف نشان دادن نقش مهم ادبیات کودک در رشد نظریه‌ ادبی منتشر شد.

نقد، نظریه و ادبیات کودک» [Criticism, Theory, and Children's Literature]  به قلم پیتر ‌هانت [Peter Hunt]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، در معرفی انتشارات مدرسه از این کتاب آمده است: «نقد، نظریه و ادبیات کودک» با ترجمه‌ای از سهراب رضوانی، امین ایزدپناه و با هدف فراهم‌آوردن زمینه‌ گفت‌وگو میان پژوهشگران، منتقدان و صاحب‌نظران ادبیات کودک ایران و جهان و همچنین جهت پاسخگویی به نیاز دانشجویان کارشناسی ارشد و دکتری دانشگاه‌های کشور منتشر و روانه بازار نشر شده است. در این کتاب تأکید بر یکسان‌سازی واژه‌های تخصصی و فارسی‌نوشت نام‌های خاص بوده؛ در عین حال تا آن‌جا که امکان داشته از هماهنگ کردن متن‌ها نیز پرهیز نشده است.

این کتاب از مجموعه بیست‌جلدی پروژه «مرکز مطالعات ادبیات کودک» دانشگاه شیراز است. در این پروژه استاد مرتضی خسرونژاد (دبیر مجموعه) و استاد فریده پورگیو از طریق مشورت با پیتر هانت، ۲۰ کتاب مهم در حوزه‌ نظری ادبیات کودک در دنیا را برگزیدند تا به فارسی ترجمه شوند. پیش‌تر دو جلد از این مجموعه با نام‌های «ادبیات کودک: هنر یا پداگوژی؟» و «مطالعات ادبیات کودک: راهنمای روش پژوهش» نیز در انتشارات مدرسه منتشر شده است.

کتاب «نقد، نظریه‌ ادبیات کودک» در فروشگاه‌های سراسر کشور و همچنین فروشگاه اینترنتی انتشارات مدرسه در دسترس مخاطبان قرار دارد.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...