در شناخت کاربردهای نظریه بازی‌ها | الف


یکی از دروسی که تمام اقتصاددانان باید بخوانند و بر آن مسلط شوند، نظریه بازی‌هاست. در علم اقتصاد (خرد) ابتدا رفتار عقلانی یک مصرف‌کننده و یک تولیدکننده به طور مستقل بررسی قرار می‌گیرد و برای این مقصود از تمثیل رابینسون کروزئه استفاده می‌شود. احتمالا شما نیز ماجرای رابینسون کروزوئه را شنیده باشید؛ داستان مردی که به تنهایی در جزیره‌ای دورافتاده و محصور در آب گرفتار می‌شود. اقتصاددانان می‌کوشند نشان دهند که رفتار عقلانی چه دلالت‌هایی برای این فرد به عنوان مصرف کننده و تولیدکننده دارد.

تام سیگفرید [Tom Siegfried] ریاضیات زیبا: جان‌نش، نظریه بازی‌ها، و جست‌جوی رمز طبیعت» [A beautiful math : John Nash, game theory, and the modern quest for a code of nature]

اما همانطور که همه می‌دانیم جامعه محصول تعاملات انسانهای زیادی است و نمی‌توان آنها را جدا و دور افتاده از یکدیگر فرض کرد. به همین دلیل، ادبیات اقتصادی بلافاصله پس از تحلیل رفتار اقتصادی به شکل جداگانه به تحلیل رفتار انسانها در تعامل با یکدیگر می‌پردازد. بخشی از تعاملات انسانها جنبه استراتژیک دارند به این معنی که من وقتی می‌خواهم اقدامی را انجام دهم می‌دانم که نتیجه حاصله صرفاً تابعی از اقدام من نخواهد بود، بلکه تابعی از اقدام دیگران نیز هست. به همین دلیل در تصمیم به اتخاذ رفتار خود، باید رفتار دیگران را نیز لحاظ کنم. این گونه رفتارها اصطلاحا رفتارهای استراتژیک خوانده می‌شوند و تحلیل این نوع رفتارها در نظریه بازی‌ها صورت می‌گیرد.

متاسفانه دانش نظریه بازی‌ها در ایران بسیار جوان است و این حوزه از دانش چندان در کشور تدریس نمی شود و کتاب های معدودی در این زمینه منتشر شده‌اند که شناخته‌شده ترین آن کتاب دو جلدی دکتر قهرمان عبدلی است. ساخت و نمایش فیلم «ذهن زیبا» با ایفای نقش تاثیرگذار بازیگران نامدارش، موجب شد تا جامعه جهانی و همچنین ایرانیان با شخصیت «جان نش» به عنوان تاثیرگذارترین فرد در تکامل نظریه بازی‌ها آشنا شوند، اما متاسفانه مطالب کافی عرضه نشد تا مردم ما دریابند که نقش و کارکرد اصلی جان نش در نظریه بازی‌ها چه بوده است. ظاهراً این مشکل در خارج از ایران و در آمریکا نیز وجود دارد و همین عامل موجب شده تا نویسنده کتاب، تام سیگفرید [Tom Siegfried] دست به نگارش کتاب «ریاضیات زیبا: جان‌نش، نظریه بازی‌ها، و جست‌جوی رمز طبیعت» [A beautiful math : John Nash, game theory, and the modern quest for a code of nature] بزند.

نویسنده در دو فصل اول زمینه‌های پیدایش نظریه بازی‌ها را شرح می‌دهد و در فصل سوم نقش جان نش در ابداع مفهوم تعادل نش را با چند مثال توضیح می‌دهد. فصل چهارم که فصلی بسیار خواندنی و جذاب است، به کاربست نظریه بازی‌ها در زیست شناسی اختصاص دارد و نشان داده می‌شود که چرا زیست‌شناسان اعتقاددارند نظریه بازی‌ها بیش از هر عرصه دیگری می‌تواند در تحلیل تکامل و زیست شناسی ایفای نقش کند. تا جایی که نگارنده اطلاع دارد این فصل از کتاب نخستین نوشته‌ای است که به زبان فارسی در این زمینه عرضه شده است.

فصل پنجم کتاب نیز موضوع کاملاً جدیدی را به خوانندگان معرفی می‌کند. شاید عمر تحقیقات موسوم به اقتصاد عصبی (neuroeconomics) به بیست سال نرسد و نویسنده توانسته به خوبی معرفی ساده‌ای از آن انجام دهد. فصل ششم به این بحث می‌پردازد که آیا نتایج نظریه بازی‌ها جهان شمول است یا تنوع‌های فرهنگی می‌تواند به تنوع نتایج بازی‌ها بیانجامد.

پنج فصل آخر کتاب به تشریح یک ادعای بزرگ اختصاص دارد. سالهاست که افرادی در مقاطع زمانی مختلف در صدد بوده‌اند نشان دهند که می‌توان برای جوامع بشری قواعدی مشابه قواعد فیزیک بدست آورد. این خواسته از زوایای مختلفی مطرح شده است و ایزاک آسیموف در یکی از کتاب های خود نام چنین دانشی را «روان تاریخ» گذاشته است. عده‌ای معتقدند همانطور که قوانین ترمودینامیک از رفتار کلان مواد استخراج شده بدون اینکه رفتار مولکول‌ها مطالعه شود، می‌توان برای جوامع بشری نیز قواعد کلانی استخراج کرد. برخی همین مدعا را بر اساس با لزوم استخراج قواعد آماری مدلل کرده‌اند. در مقابل برخی مدعی شده‌اند که رفتار جوامع حاصل از تجمیع (انتگرال) رفتار دو یا چند جانبه آدمیان است و چون نظریه بازی‌ها توانسته به شکل مطلوب این رفتارها و روابط را مدلل کند، لذا سنگ بنای اولیه این علم کبیر گذاشته شده است.

لحنِ روایت‌ِ کتاب بسیار جذاب است، نویسنده همچون مکتشفی برای شناخت ایده‌های جدید به دیدار دانشمندانی با ایده‌های به ظاهر عجیب و غریب رفته و در خلال گفتگو با آنها سعی کرده که منطق آنها را دریافته و به خواننده منتقل کند. نویسنده همچنین در بیان ساده و در عین حال جذاب این ایده‌ها موفق بوده و مترجم نیز تقریبا به شکل مقبولی توانسته شکل جذاب روایت محتوای کتاب توسط نویسنده را در زبان فارسی نیز حفظ کند.

نگارنده این سطور با وجود اینکه خود دروس پیشرفته نظریه بازی‌ها را در مقاطع عالی گذرانده است، بازهم نکات آموختنی جالبی در این کتاب یافته است. لذا با اطمینان به دانش آموختگان اقتصاد نیز پیشنهاد می‌کند که به رغم گذراندن درس نظریه بازی‌ها، از خواندن این کتاب غفلت نکنند. برای توده مردم و جامعه دانشگاهی که با حوزه نظریه بازی‌ها آشنا نیستند، خواندن کتاب جذابیت مضاعفی خواهد داشت. امید است عرضه‌ی این کتاب زمینه را برای انتشار کتابهای بیشتری از این دست فراهم کند.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...