«بوهمی‌ها» [Pastoralia] شامل مجموعه‌ای از داستان‌های جرج ساندرز [George Saunders] با ترجمه علی معصومی منتشر شد.

بوهمی‌ها» [Pastoralia] داستان‌های جرج ساندرز [George Saunders

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، این مجموعه داستان در ۳۴۳ صفحه و با قیمت ۱۱۶ هزار تومان در نشر سیب سرخ روانه بازار کتاب شده است.

علی معصومی درباره این کتاب گفت: داستان‌های این مجموعه از میان آثار ساندرز در سه مجموعه داستان «پاستورالیا»، «دهم دسامبر» و «در ملت انگیزش» انتخاب و ترجمه شده است. این کتاب‌ها به ترتیب در سال‌های ۲۰۰۰، ۲۰۰۶، و ۲۰۱۳ منتشر شده‌اند بنابراین دوره‌های آغازین تا میانه کار جرج ساندرز را در برمی‌گیرند.

او همچنین بیان کرد: ساندرز در داستان‌های خود به آگاهی طبقاتی، خشونت و ویژگی‌های پاد-آرمانشهری در آمریکای معاصر می‌پردازد. می‌توان او را در داستان‌های خود بیننده جدی- کمیک جنبه‌های پوچ و پاد-آرمانشهری زندگی مدرن، به ویژه در جامعه‌های سرمایه‌داری و مصرف‌گرا دانست. او به راحتی ترفندهای هجو و طنز، یعنی کژریخت کردن واقعیت را تا آن اندازه به کار می‌گیرد که خواننده بتواند با خواندن داستان‌های او احساس کند که جامعه‌ای که ما در آن زندگی را به سر می‌بریم تاکجا در بنیاد جنون‌آمیز است، یا درحال جنون‌آمیز شدن یا آماده جنون‌آمیز شدن است.

به گفته این مترجم، شاخصه هجو ادبی ساندرز در این آثار نوآوری‌های بدیع در خود زبان و زبان داستان، و توجه به هستومندهای جهان واقعی است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...