کتاب داستان «کبوتر و تانک» نوشته اسماعیل اله‌دادی توسط انتشارات سروش وارد بازار نشر شد.

کبوتر و تانک اسماعیل اله‌دادی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، «کبوتر و تانک» ماجرای کبوتری است که دنبال جای مناسبی برای ساختن لانه می‌گردد اما به هر جا که می‌رود، جنگ زودتر از او به آنجا رفته است.

کتاب داستان «کبوتر و تانک» نوشته اسماعیل اله‌دادی در ١٢ صفحه رنگی، با شمارگان ۵٠٠ نسخه و قیمت ٢٠ هزار تومان برای گروه سنی ب و ج توسط انتشارات سروش منتشر شده است.

اسماعیل اله‌دادی عضو انجمن نویسندگان کودک و نوجوان است و پیش از این آثاری چون «این شب‌هایی که آفتابی نمی‌شوی»، «دوربین خدا»، «مهمان‌هایی با کفش‌های لنگه به لنگه» و «مزه‌ی مهربانی» را در کارنامه ادبی خود داشته است.

تصویرگری این کتاب را سارا خرامان بر عهده داشته است.

در بخشی از کتاب می‌خوانیم: «کبوتر پایین آمد. روی درخت نشست. درخت از صدای بال کبوتر بیدار شد. کبوتر گفت: اجازه می‌دهی روی شاخه‌هایت لانه بسازم؟ درخت گفت: به تنه‌ام نگاه کن. من شاید چند روز دیگر بیفتم...»

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...