کتاب داستان «کبوتر و تانک» نوشته اسماعیل اله‌دادی توسط انتشارات سروش وارد بازار نشر شد.

کبوتر و تانک اسماعیل اله‌دادی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، «کبوتر و تانک» ماجرای کبوتری است که دنبال جای مناسبی برای ساختن لانه می‌گردد اما به هر جا که می‌رود، جنگ زودتر از او به آنجا رفته است.

کتاب داستان «کبوتر و تانک» نوشته اسماعیل اله‌دادی در ١٢ صفحه رنگی، با شمارگان ۵٠٠ نسخه و قیمت ٢٠ هزار تومان برای گروه سنی ب و ج توسط انتشارات سروش منتشر شده است.

اسماعیل اله‌دادی عضو انجمن نویسندگان کودک و نوجوان است و پیش از این آثاری چون «این شب‌هایی که آفتابی نمی‌شوی»، «دوربین خدا»، «مهمان‌هایی با کفش‌های لنگه به لنگه» و «مزه‌ی مهربانی» را در کارنامه ادبی خود داشته است.

تصویرگری این کتاب را سارا خرامان بر عهده داشته است.

در بخشی از کتاب می‌خوانیم: «کبوتر پایین آمد. روی درخت نشست. درخت از صدای بال کبوتر بیدار شد. کبوتر گفت: اجازه می‌دهی روی شاخه‌هایت لانه بسازم؟ درخت گفت: به تنه‌ام نگاه کن. من شاید چند روز دیگر بیفتم...»

................ هر روز با کتاب ...............

گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...