وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی یک روز پیش از انتشار کتاب «هری پاتر» هفتم، به ترجمه فارسی آن مجوز نشر داد!

وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در تاریخ 30 تیر ماه به ترجمه کتاب "هری‌پاتر و غارهای مرگبار"! (اسم صحیح: هری‌پاتر و قدیسان مرگ) مجوز چاپ و نشر داده است. در حالی نسخه اصلی و لاتین هری‌پاتر در روز 31 تیر ماه در سراسر جهان و از جمله تهران منتشر شد، این ترجمه حدود 10 تیر ماه (سه هفته پیش از انتشار اصل کتاب) به وزارت ارشاد تحویل شده و در 30 تیر ماه موفق به دریافت مجوز چاپ و نشر شده است.

این گزارش می‌افزاید: «ترجمه هر کتاب و اثری برای دریافت مجوز نشر و چاپ پیش از مراجعه به وزارت ارشاد باید با ارایه "اصل کتاب" و صفحه فهرست آن در کتابخانه ملی فهرست‌نویسی شود. حال سوال اینجاست که چگونه پیش از انتشار جهانی کتاب هری‌پاتر هفتم و داشتن شناسنامه کتاب، این نسخه جعلی فهرست‌نویسی شده است؟!»

هنوز مشخص نیست این کتاب بدون فهرست‌نویسی به وزارت ارشاد رفته و یا کتابخانه ملی بدون دریافت نسخه اصلی آن را به وزارت ارشاد ارجاع داده است.

به گزارش بازتاب، پیشتر نسخه‌ای جعلی از هری‌پاتر هفتم بر روی برخی سایت‌های اینترنتی انگلیسی قرار گرفت که گفته می‌شود، این ترجمه همان نسخه جعلی اینترنتی است.

این کتاب تحت عنوان «هری‌پاتر و غارهای مرگ‌بار» اثر «جی. کی. رولینگ»، ترجمه خانم «سکینه ـ خ» و با انتشاراتی «ن. ج» مجوز چاپ و نشر گرفته است و در صورتی که ناشر کتاب اشاره‌ای به ترجمه از نسخه جعلی هری‌پاتر 7 نکند، خوانندگان و تهیه‌کنندگان کتاب با فریب روبه‌رو خواهند شد.

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...