کتاب "جزیره مثنوی" گزینش یوسف سینه چاک با تصحیح و توضیح دکتر نعمت‌الله ایران‌زاده از سوی انتشارات علم و دانش منتشر شد.

به گزارش مهر، این کتاب خلاصه‌ای است از مثنوی معنوی که به وسیله شخصی به نام یوسف، مشهور به سینه چاک در قرن 10 هجری قمری تالیف شده است.

یوسف سینه چاک در "جزیره مثنوی" توانسته است با تسلط عجیب خود بر مفاهیم مثنوی معنوی، ابیات مرتبط را از دفترهای ششگانه به خوبی کنار هم قرار دهد به نحوی که به نظر می‌رسد او این اثر  مولوی را از حفظ بوده است. وی در این کتاب ابیات را به گونه‌ای با پیوستگی، همخوانی و هماهنگی کنار هم قرار داده که خواننده از مطالعه آن احساس می‌کند با متنی مستقل مواجه است.

از جمله موضوعاتی که ابیاتی از مثنوی، حول آنها گردآمده می‌توان به در بیان درک مستمعان، در بیان کتمان سرّ، در نصیحت منکران، در بیان ترغیب معرفت خود، در بیان ترک دنیا و در بیان آفت شهرت اشاره کرد.

دکتر ایران‌زاده در مقدمه کتاب راجع به "جزیره مثنوی" توضیح داده است: این کتاب خلاصه موضوعی بسیار دقیق و خوبی از مثنوی معنوی است و در آن پدید آورنده به بیان سی‌وچهار موضوع اساسی سیر و سلوک پرداخته است تا طالبان حقایق و راغبان را راهگشا باشد. "جزیره مثنوی" در برگیرنده سیصد و شصت و شش بیت است؛ یعنی به عدد روزهای سال خورشیدی.

کتاب "جزیره مثنوی" با شمارگان3300 نسخه در 80 صفحه و به قیمت 1500 تومان منتشر شده است.
 

گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...