کتاب «شعر شهری» به قلم فرزاد آبادی توسط انتشارات روزنه منتشر شد.

به گزارش ایسنا، کتاب «شعر شهری: بازنمایی هویت و روابط شهری در شعر معاصر ایران ۱۳۳۰ تا ۱۳۹۰» نوشته فرزاد آبادی در ۲۵۴ صفحه و با قیمت ۴۹۵۰۰ تومان در انتشارات روزنه عرضه شده است.

در شروع کتاب متنی از نیما یوشیج آمده است: به شما گفته بودم شعر قدیم ما سوبژکتیو است، یعنی با باطن و حالات باطنی سروکار دارد. در آن مناظر ظاهری نمونه فعل و انفعالی‌ است که در باطن گوینده صورت گرفته. نمی‌خواهد چندان متوجه آن چیزهایی باشد که در خارج وجود دارد. بنابراین نه به کار ساختن نمایشنامه می‌خورد، نه به کار این‌که دکلمه شود. دکلاماسیون و تئاتر، سازنده ظاهرند. هر دو می‌خواهند زنده را با آن‌چه در بیرون زنده است، سروکار بدهند. (نامه ۲۳ از کتاب «حرف‌های همسایه»)

در نوشته پشت جلد کتاب هم می‌خوانیم: بازنمایی هویت و روابط شهری در شعر معاصر ایران در شصت‌سال اخیر شامل بازه زمانی ۱۳۳۰ تا ۱۳۹۰ می‌شود. شعرهایی که به مناسبات اجتماعی انسان‌ها و روابط بین آن‌ها پرداخته و «شهر» نقش کلیدی در بازآفرینی فضای شهری آن شعر داشته است. از دیگر مشخصات این‌گونه شعرها می‌توان به دور شدن از فضاهای روستایی، مکان‌مند بودن فضا در شعر، بازتاب المان‌های شهری، ایجاد پرسش‌ها و بازتاب دغدغه‌های انسان شهری امروز اشاره کرد. در این کتاب با استفاده از روش‌ نورمن فرکلاف در سه‌ بعد توصیف، تفسیر و تبیین به بررسی اشعار ۱۲ شاعر معاصر: احمد شاملو، فروغ فرخزاد، محمدعلی سپانلو، محمد مختاری، تیرداد نصری، بیژن نجدی، شمس لنگرودی، سیدعلی صالحی، حافظ موسوی، گراناز موسوی، کورش کرم‌پور و علیشاه مولوی که از لحاظ کمیت شعرهای فروانی با فضای شهری دارند، پرداخته شده است و سپس به مولفه‌های به‌دست‌آمده شصت‌سال شعر شهری مانند تقابل سنت و مدرنیته، خشونت در شهر (آشکار و پنهان)، اعتراض‌های شهری، انسان ایرانی، اضطراب‌های شهری، تجربه و سایه جنگ در شهر، جنسیت و شهر و مفهوم شهروندی...

................ هر روز با کتاب ...............

دو پسر تصمیم دارند در محله کوچک‌شان که تنها چهارده خانه در آن وجود دارد، به تحقیق درباره ادعای کیث که می‌گوید مادرش یک جاسوس آلمانی است، بپردازند... جنگ جهانی دوم در جریان است... روی سینه‌ریز نقش معروف سه حرف روی زمینه‌ای آبی و براق بود... با اغواگری راه خود را به خلوتگاه استفن و کیث که مملو از بویی شیرین است، باز می‌کند... همه‌ی نازی‌ها در طرف دیگر جبهه نیستند ...
می‌خواستم از بازی سرنوشت بنویسم. از اینکه چطور فردی که خود را در آستانه مرگ می‌بیند و آماده پذیرش آن است، ناگهان... با مرگ مرتضی و به اسارت درآمدن زلیخا... با به دنیا آمدن «یوسف» بار دیگر زلیخا به زندگی برمی‌گردد... تصور معمول ما همیشه این بوده که آنچه در دوره‌های مختلف تاریخی ایران از سر گذرانده‌ایم تنها مختص به تاریخ ما و ایران زمین بوده است ...
فرزندان هیزم‌شکنی فقیر، به نام تیل‌تیل و میتیل... در شب عید نوئل چراغانی کاخ همسایه را بی‌رشک و حسد تماشا کنند... کافی است دانه‌ی الماس را به آهستگی بچرخانند تا روح اشیا و جانوران را که از چشم افراد گیج پنهان می‌مانند، ببینند... به درون «کاخ شب» راه می‌یابند... نخستین منزل «سرزمین خاطرات» است... در «قلمرو آینده» با کودکانی که در آینده باید زاده شوند، آشنا می‌گردند... ...
محض سرگرمی طاووس پرورش می‌دهد... زوج جوانی که به تازگی فرزند نوزاد خود را از دست داده اند... به مجرد کوچکترین بحث و جدلی یکدیگر را متهم می‌کنند: تو خودی نیستی... پس از مرگ شوهر همه شیرهای آب خانه را باز می‌کند... به درمانگاه سقط جنین مراجعه می‌کنند تا بچه را سقط کنند... رابطه خوبی با پدر مجسمه‌سازش ندارد... همه‌ یتیم‌ها را جز دوقلوهایی که در جنگ کشته می‌شوند، سر و سامان می‌دهد ...
ژاپنی‌ها مالزی را تصرف کردند و هزاران اسیر انگلیسی را واداشتند که خط آهنی در جنگل‌های بیرمانی و تایلند بکشند. پانصد نفر از ایشان را به نزدیک رودخانه‌ی کوای می‌آورند تا در آنجا پلی در نقطه‌ای بنا کنند که از نظر رزمی بسیار مهم است... سه تن با چتر نجات در جنگلی نزدیک مرز بیرمانی فرود می‌آیند و عملیات تخریب پل را در همان روز افتتاح آن تدارک می‌بینند... سرهنگ به ژاپنی‌ها اطلاع می‌دهد ...