کتاب «دویدن تا تهِ بودن (شش پژوهش فلسفی در شعر سهراب سپهری)» نوشته پگاه مصلح توسط نشر ققنوس منتشر و راهی بازار نشر شد.

به گزارش مهر این‌کتاب ۶ مقاله یا مطلب درباره شعر سهراب سپهری را از پگاه مصلح عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی شامل می‌شود. نویسنده کتاب در معرفی آن می‌گوید انس من با سهراب سبب شد سروده‌های او را بارها بخوانم و هر بار گنجایش‌های فکری تازه‌ای در آن‌ها پیدا کنم. از سوی دیگر، به پژوهش در آن‌چه تاکنون درباره سهراب و شعرش نوشته شده، پرداختم و بیشتر نوشته‌های مربوط به او را خواندم. سخنانی برای گفتن داشتم که جای آن‌ها را خالی دیدم. مقاله‌های کتاب پیش‌رو به‌تعبیر نویسنده‌اش برای بیان دریافته‌هایی نوشته شده‌اند که به نظرش رسیده گفته نشده یا چنان‌که باید گفته نشده بودند.

مصلح درباره سهراب سپهری بر این باور است که از آگاه‌ترین شاعران و هنرمندان زمان خود بوده است؛ در دانشگاه تهران درس خوانده و بخش بزرگی از سال‌های جوانی‌اش را در سفرهای درازمدت و اقامت‌های طولانی در ژاپن، هند، اروپا و آمریکا گذرانده است. نویسنده «دویدن تا ته بودن» می‌گوید از خاطره‌نویسی‌های سپهری در ژاپن، معلوم است که مشاهده‌گری ریزبین هم بوده و جهان ذهنی و عینی را توامان با هم جستجو می‌کرده است.

۶ مقاله مندرج در این‌کتاب به‌این‌ترتیب‌اند: «یاد من باشد تنها هستم: رویکرد فلسفی به "تنهایی" سهراب سپهری»، «"مسئول" زیباشدن پر شاپرک کیست؟ : تاملی در نسبت مرگ و زیبایی»، «هیچ ملایم: مواجهه با "هیچ" از نوع دیگر»، «نسبت "سیاست" و "امر سیاسی" در خوانش ادبیات» ریتوریک: مطالعه موردی شعر سهراب سپهری»، «سخن از زمین، سخن از جنس زمان» و «آب خوردن بی‌فلسفه: جاذبه و دافعه فلسفه در هستی شاعرانه سهراب سپهری».

نویسنده این‌کتاب همچنین معتقد است نگاه و قضاوت تکراری و تقلیدی که در نوشته‌های مرتبط با سهراب سپهری وجود دارد، به غیرسیاسی‌بودن اشعار او باز می‌گردد و سیاست‌زدگی جامعه سبب شده برخی معیار شعر خوب و به‌طورکلی معیار ادب و هنر را درگیری در جدال‌های سیاسی تلقی کنند. عده‌ای هم پا را فراتر از این‌ گذاشته‌اند و خود را مجاز دانسته‌اند که به هر شاعر و نویسنده‌ای که مطابق با چنین معیاری نسراید و ننویسد، پرخاش کرده و ناسزا بگویند. بخشی از مطالب کتاب، از همین دیدگاه نویسنده ناشی می‌شوند.

در بخشی از این‌کتاب می‌خوانیم:

نسبت میان شعرسرایی در وجه ریتوریک _ همچون شعرسراییِ سهراب سپهری _ و امر سیاسی از آنچه درباره شعر تغزلی گفته شد نیز فراتر می‌رود. زیرا این‌گونه سرایش نوعی کنش کلامیِ خطابی با رویکرد اجتماعی آشکار است. خودِ حضور فعال یک شاعر با وجه خطابی شعرش در متن جامعه‌ای که با مناسبات قدرت متعین می‌شود، صرف‌نظر از مضمون شعر او، امری سیاسی است. هرچند نسبت میان کنش کلامی ریتوریک و امر سیاسی از دوره مدرن تا امروز آشکارتر شده است، نباید فراموش کرد که در یونان باستان نیز این نسبت نزد مردمان اهل تامل شناخته شده بود. بخش بزرگی از کوشش فکری سقراط و افلاطون صرف رویارویی با سوفیست‌ها شد که شیوه اصلی کار خود را بر پایه ریتوریک بنا نهاده بودند و از این طریق در حوزه سیاسی آتن نیز تاثیر بسیاری داشتند. افزون بر این، سود جستنِ سوفیست‌ها از شعر ریتوریکِ پیشینیان در کار آموزشی خود نیز دامنه ارتباط این گونه شعر سرایی و امر سیاسی را نشان می‌دهد. برخی از پژوهشگران حتی بر این باورند که آرای اخلاقی آتن در سده پنجم پیش از میلاد میراث شاعران، نمایشنامه‌نویسان و خطیبانی بوده است که به شیوه سوفیستی آموزش می‌دیدند و از این رو، افلاطون در حمله به این گروه‌ها در واقع به کل فرهنگ اعتقادی محیط خویش حمله می‌کرد.

در یونان باستان کسانی را که زندگی کاملا خصوصی داشتند و، با بی‌اعتنایی به دولت و جامعه، در زندگی اجتماعی مشارکت موثری نمی‌کردند «ایدیوت» می‌خواندند. اما نگاه عموم مردم به شاعرانی که شعر خطابی می‌سرودند این‌گونه نبود و در واقع اینان با سرایش یا کنش کلامی خود در جامعه حضور فعال داشتند. در جامعه امروز نیز حضور فعال شاعری که مردمان را مخاطب قرار می‌دهد و می‌کوشد در زندگی فردی و جمعی ایشان دگرگونی ایجاد کند به‌خودیِ‌خود رویدادی در حیطه امر سیاسی است. اکنون با توجه به این‌که شعر سهراب به‌طور کلی در موضع «وازنش» سیاست قرار دارد، نخست باید چندوچون این وازنش را دریابیم. سپس از آن‌جا که این موضع‌گیری در حیطه امر سیاسی روی می‌دهد و هر وازنشی متضمن وجه ایجابی است، باید بنگریم که چنین وازنشی به طور ایجابی چه تضمنات سیاسی‌ای دارد.

این‌کتاب با ۱۶۷ صفحه، شمارگان هزار و ۱۰۰ نسخه و قیمت ۱۸ هزار تومان منتشر شده است.

از داستانی که عمه‌ الیزابت موعظه‌گو، برایش نقل کرده الهام گرفته... نجاری سخت‌کوش است که هتی سورلِ زیبا و خودخواه را دوست دارد... مالک جوان دختر را ترک می‌کند و او با اینکه آدام را دوست ندارد، حاضر می‌شود زن او شود... خانه را ترک می‌کند و بچه را از بین می‌برد... محکوم به اعدام می‌شود... زیبایی جسمانی‌اش طبق اصول اخلاقی «پاک‌دینان» به منزله‌ی دامی است که شیطان نهاده ...
جامعه ما و خاورمیانه معاصر پر هستند از پدیده‌های ناهم‌زمان در یک زمان. پر از تناقص. فقط طنز می‌تواند از پس چنین ناهنجاری و تناقصی برآید... نمی‌خواهم با اعصاب مخاطب داستان بازی کنم و ادای «من خیلی می‌فهمم» و «تو هم اگر راست می‌گویی داستان من را بفهم» دربیاورم... داستان فرصتی برای ایستادن و در خود ماندن ندارد ...
شهری با حداقل فضاهای عمومی... مسیر این توسعه چیزی غیر از رفاه مردم است... پول و کسب سود بیشتر مبنای مناسبات است... به کانون پولشویی در خاورمیانه بدل شده و همزمان نقش پناهگاهی امن را برای مهم‌ترین گانگسترها و تروریست‌های منطقه بازی کرد... در این ترکیب دموکراسی محلی از اعراب ندارد و با تبدیل شدن شهروندان به مشتری و تقلیل آزادی به آزادی مصرف... به شهری نابرابرتر، آلوده‌تر و زشت‌تر بدل شده است ...
در فرودگاه بروكسل براى اولين‌بار با زنى زیبا از رواندا، آشنا می‌شود... اين رابطه بدون پروا و دور از تصور «مانند دو حیوان گرسنه» به پيش می‌رود... امیدوار است که آگاته را نجات دهد و با او به اروپا فرار کند... آگاهانه از فساد نزديكانش چشم‌پوشى مى‌كند... سوییسی‌ها هوتوها را بر توتسی‌ها ترجیح دادند... رواندا به‌عنوان «سوییس آفریقا» مورد ستایش قرار گرفت... یکى از خدمه را به‌خاطر دزدى دوچرخه‌اش به قتل می‌رساند ...
قاعده پنجاه‌ نفر بیش‌تر وعده نگیرین... خرج و مخارج شب هفت رو بدین خونه سالمندان... سر شام گریه نکنین. غذا رو به مردم زهر نکنین... آبروداری کنین بچه‌ها، نه با اسراف با آداب... سفره از صفای میزبان خرم می‌شه، نه از مرصع پلو… اینم خودش یه وصلته... انقدر بهم نزدیک بود مثل پلک چشم، که نمی‌دیدمش ...