مراسم پایانی جایزه ادبی «الوند» با معرفی فرامرز سه‌دهی در بخش «کتاب سال شعر» و محمدرضا ترکی در بخش «جایزه ویژه انجمن علمی نقد ادبی ایران» به عنوان برگزیدگان این جایزه برگزار شد.

به گزارش ایسنا، مراسم پایانی جایزه ادبی «الوند» پنجشنبه، هفتم شهریورماه در موسسه آرمان هگمتان برگزار شد.

حسن گوهرپور دبیر جایزه الوند در سخنانی اظهار کرد: یکی از دلایل شکل‌گیری جایزه ادبی الوند این بود که پیوندی بین شاعران همدانی خارج از استان و شاعران استان برای میزبانی از شاعران سراسر کشور ایجاد کند، یکی از چشم اندازهای ما این بوده و خواهد بود و امید داریم این اتفاق شکل بگیرد.

در پایان با حضور هیات داوران و جمعی از هنرمندان پیشکسوت همدانی چون حسن شیوا، احمد فتوت و علیرضا سهرابی، به همراه دکتر کارخانه‌ای، رییس جمعیت هلال احمر استان همدان،  که سالن اجتماعات آن میزبانی مراسم پایانی را برعهده داشت؛  برگزیدگان دومین دوره جایزه الوند معرفی شدند.

فرامرز سه دهی با مجموعه شعر «فنجان شکسته در پاییز فروپاشی» از نشر آوای کلار به عنوان برگزیده تندیس «کتاب سال شعر» معرفی شد.
مسعود احمدی، ساجد فضل‌زاده و زهرا معماریانی با آثاری از نشرهای مروارید، نیماژ و حکمت کلمه، دیگر نامزدهای این بخش از جایزه ادبی الوند بودند.
همچنین محمدرضا ترکی با مجموعه شعر «سال‌های بی ترانگی» از نشر شهرستان ادب، به عنوان برگزیده تندیس ویژه «انجمن نقد ادبی ایران» معرفی شد.
از حسنا محمدزاده با کتاب «پری روز»  نیز در این بخش تقدیر شد.

برگزیدگان بخش استانی جایزه «الوند» نیز به این شرح معرفی شدند:

برگزیده تندیس: محسن جعفری از ملایر
لوح تقدیر: کمال امرایی از همدان و لیلا اوحدی از ملایر.

همچنین از حدیثه یاری به عنوان کم سن‌ترین شرکت کننده جایزه به عنوان شاعر امید تقدیر شد.

داوران این دوره جایزه در بخش «انجمن علمی نقد ادبی ایران» و جایزه «کتاب سال» عبارت بودند از:  ابراهیم خدایار،  عیسی امن خانی، مرتضی بابک معین، محمود معتقدی، فرزاد آبادی برگزیده دور اول جایزه ادبی الوند -  و علیرضا بهرامی.

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...