فاطمه اصغر [Fatimah Asghar]، شاعر و فیلمنامه‌نویس پاکستانی آمریکایی، برای نخستین رمانش با عنوان «وقتی خواهر بودیم» [When We Were Sisters] اولین برنده جایزه کارول شیلدز 2023 [Carol Shields Prize for Fiction] شد.

فاطمه اصغر [Fatimah Asghar]، وقتی خواهر بودیم» [When We Were Sisters]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، جایزه کارول شیلدز به ارزش 150 هزار دلار، در سال 2022 به یاد کارول شیلدز نویسنده فقید برنده جایزه پولیتزر نامگذاری و راه‌اندازی شد و به اثر داستانی برجسته از یک نویسنده زن ساکن آمریکا یا کانادا اهدا می‌شود.

«وقتی خواهر بودیم»، داستان سه خواهر و برادر مسلمان آمریکایی، روز پنجشنبه از سوی هیات داوران به دلیل ارائه روایتی دقیق و بی‌نظیر از داستانی انسانی، به عنوان برنده نهایی جایزه کارول شیلدز اعلام شد.

فاطمه اصغر پیش از این برای مجموعه شعر «اگر به سوی ما بیایند» و به عنوان یکی از خالقان مجموعه اینترنتی «دختران براون» نامزد جایزه امی شده بود.

کارول شیلدز که در سال 2003 و در 68 سالگی درگذشت، نویسنده آمریکایی‌تبار بود که بیشتر عمر خود را در کانادا گذراند. او در سال 1994 برنده جایزه پولیتزر برای رمان «دفتر خاطرات سنگی» شد.

جایزه کارول شیلدز با مدیریت بنیاد جایزه کارول شیلدز که کمک‌های بلاعوض و سایر اشکال کمک را به نویسندگان زن ارائه می‌کند، اهدا می‌شود.

بیش از 250 کتاب منتشر شده در آمریکا و کانادا در نخستین رقابت کارول شیلدز شرکت کردند. برنده از فهرست نهایی پنج کتاب و در رقابت با دافنه پالسی اندردس برای «دختران براون»، سوزت مایر برای «پورتر ماشین خواب»، الکسیس شایتکین برای«جای دیگری» و تالیا لاکشمی کولوری برای «آنچه به مانتیکور دادیم» انتخاب شد.

برنده این رقابت علاوه بر جایزه 150 هزار دلاری، اقامتی در جزیره فوگو را نیز دریافت خواهد کرد. چهار نامزد نهایی نیز هریک 12500 دلار دریافت خواهند کرد.

................ هر روز با کتاب ................

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...