مراسم سومین دوره جایزه کتاب سال مهندس مهدی بازرگان برگزار شد.

پیدایش مفاهیم اسلام سیاسی در ایران معاصر» نوشته آرش صفری

به گزارش کتاب نیوز به نقل از شرق، در این مراسم که از سوی بنیاد فرهنگی مهندس مهدی بازرگان برگزار شد، برگزیدگان سومین دوره جایزه کتاب سال آن مرحوم اعلام شدند و مورد تقدیر قرار گرفتند.

در سومین دوره از این جایزه کتاب، آثار منتشر‌شده در دو حوزه «روشنفکری دینی»، «اصلاح فرهنگ استبدادی و بسط دموکراسی»‌ که چاپ اول آنها ۱۴۰۲ بوده، مورد داوری قرار گرفتند.

بر‌اساس نظر هیئت داوران، کتاب «پیدایش مفاهیم اسلام سیاسی در ایران معاصر» نوشته آرش صفری و منتشر‌شده از سوی نشر نی به‌ عنوان کتاب سال در حوزه روشنفکری دینی برگزیده شد. همچنین کتاب «ظهور استبداد مدرن در ایران» [The rise of modern despotism in Iran: the shah, the opposition, and the US] نوشته علی رهنما و ترجمه پوریا پرندوش و منتشر‌شده از سوی انتشارات نگاه معاصر، به‌ عنوان کتاب سال در حوزه «اصلاح فرهنگ استبدادی و بسط دموکراسی» انتخاب شد.

ظهور استبداد مدرن در ایران» [The rise of modern despotism in Iran: the shah, the opposition, and the US]

کتاب «سیاست در قرآن» تألیف سید‌ابوالفضل موسویان و منتشر‌شده از سوی انتشارات دانشگاه مفید‌ نیز در بخش روشنفکری دینی از سوی هیئت داوران شایسته تقدیر شناخته شد.

هیئت داوران جایزه کتاب سال مهندس مهدی بازرگان در سه دوره برگزاری این جایزه‌ عبارت‌اند از: دکتر مقصود فراستخواه، دکتر علی محمودی، دکتر مسعود پدرام، دکتر محمد‌حسین بنی‌اسدی، دکتر میر موسوی، دکتر علی ملک‌پور، مهندس توسلی، دکتر فرهاد بهبهانی، دکتر شامخی، محمد‌جواد مظفر، علی‌اکبر بدیع‌زادگان، مهدی معتمدی‌مهر و پرستو سرمدی.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...