نشست نقد و بررسی کتاب «اشتباه پراکنی» نویافته‌هایی درباره‌ی محیط اطلاعاتی: نااطلاعات، محواطلاعات، کژاطلاعات [Misinformation matters : online content and quality analysis] اثر اوییوسا اومورجی و کرستی رایل [Uyiosa Omoregie & Kirsti Ryall] سه‌شنبه ۱۶ آبان در مؤسسه همشهری برگزار شد. در این نشست، مهدی فروتن، مترجم کتاب و حسن خجسته، استاد دانشگاه به طرح دیدگاه‌های خود درباره موضوعات این کتاب پرداختند.

اشتباه پراکنی» نویافته‌هایی درباره‌ی محیط اطلاعاتی: نااطلاعات، محواطلاعات، کژاطلاعات [Misinformation matters : online content and quality analysis] اثر اوییوسا اومورجی و کرستی رایل [Uyiosa Omoregie & Kirsti Ryall]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از همشهری؛ مهدی فروتن، مترجم اثر در ابتدای این نشست گفت: بنا داریم جلسات شنبه‌های کتاب را به‌طور مرتب داشته باشیم و هر هفته نشستی درباره نقد و بررسی یک کتاب برگزار کنیم. کتاب‌هایی که در دوره جدید انتشارات همشهری منتشر خواهد شد درخصوص حوزه ارتباطات و رسانه است. همچنین در سال‌های اخیر عمده کتاب‌های این حوزه به مفاهیمی چون اخبار جعلی می‌پردازند.

حسن خجسته، استاد دانشگاه در ادامه این نشست عنوان کرد: در این کتاب، نویسنده اصطلاحات جدیدی را وارد حوزه ارتباطات کرده که کار پسندیده‌ای است. در واقع رسانه‌های جدید ماهیت و ‌شأن وجودی دارد که اگر بخواهیم هایدگری به ماجرا نگاه کنیم، این اثر وجودی خارج از اراده ماست. برخی فیلسوفان رسانه همچون هوسمن از برتری تکنولوژی بر انسان سخن گفته‌اند. این در حالی است که در کشور ما اینترنت و ارتباطات جدید بیشتر از منظر فنی فهم شده است. همچنین این موضوع باید بررسی شود که چرا شبکه‌های اجتماعی ما کپی از نمونه‌های خارجی هستند؟ چون اینها را متخصصان رشته‌های فنی درست کرده‌اند که تخصصی در علوم انسانی نداشته‌اند.

حسن خجسته افزود: پایه‌های فلسفی شبکه‌های اجتماعی فردگرایی است. مثلا می‌شد یک شبکه اجتماعی جمع‌گرا درست کنیم اما هیچ‌گاه به آن فکر نکرده‌ایم. تکنولوژی‌های جدید به همه اجازه می‌دهد بدون هیچ مسئولیتی هر کاری که خواستند انجام دهند. طبابت امروز تبدیل به صنعت شده است اما در فرهنگ ما پزشکان حکیم بوده‌اند. یا در نگاه ما به اقتصاد، مفاهیمی همچون حلال و حرام و برکت وجود دارد. در رسانه هم همینطور است. به‌نظر من اگر پیامبر امروز بود، نماز شب را برای اهل رسانه واجب می‌کرد.

خجسته گفت: امروز در ایران در حوزه فلسفه کلان داده هنوز کاری نکرده‌ایم. کتاب «جغرافیای سیاسی فضای مجازی» دکتر حافظ‌نیا کار خوبی است که جز این اثر، کار دیگری در این دست مباحث نداریم. یا در بحث حکمرانی فضای مجازی جز کتاب آقای ابوالحسن فیروزآبادی کار دیگری ندیدم. تفکیک واژه‌هایی که با کلمه Information ساخته می‌شود مهم است و ما در فارسی برایشان معادل‌سازی‌ نکرده‌ایم که این موضوع می‌تواند برای پایان‌نامه دانشجویان رشته ارتباطات موضوع خوبی باشد.

خجسته سپس گفت: درباره ارتباطات جدید ۳ رویکرد داریم؛ رویکرد اول اخلاق‌مدارانه است که خیلی با فناوری‌های جدید مخالفت دارد. رویکرد دوم، فن‌گرایان هستند که تسلیم ارتباطات و فناوری‌های جدید هستند. رویکرد سوم نیز جامعه‌گرایان هستند که معتقدند فناوری‌های جدید هم فایده و هم ضرر دارند. این گروه نیاز به کمک فن گرایان دارند اما فن‌گرایان با آنها موافقت ندارند، بنابراین نمی‌توانند با هم تعامل کنند.

اعمال حاکمیت در شبکه‌های اجتماعی
حسن خجسته ادامه داد: اگر یک کشتی بدون اجازه وارد آب‌های ما شود وظیفه حاکمیت است که مانع از آن شود. در مورد شبکه‌های اجتماعی نیز همین است و باید اعمال حاکمیت کرد. درباره اتفاقات پارسال ما می‌توانستیم از شبکه‌های فارسی‌زبان خارجی به «آفکام» شکایت کنیم. شعار رسانه‌های رسمی سرعت، صحت و دقت است. برخی رسانه‌ها مثل CNN اولویت را بر سرعت گذاشته‌اند. BBC World دقت را در اولویت خود قرار داده است. اما شعار فضای مجازی فقط سرعت است. فقط هر چه سریع‌تر بازنشر کردن مهم است. اگر اخبار اشتباه به کسی ضرر رساند، تمام کسانی که آن را نشر داده‌اند مسئول هستند.

مهدی فروتن، مترجم کتاب و حسن خجسته

وی در ادامه گفت: در این حوزه‌ها بیش از آثار ترجمه‌ای، به ترجمه-تألیف نیازمندیم. صرفا با ترجمه به راه‌حل اساسی نمی‌رسیم. در این کتاب آمده که روزنامه‌ها اطلاعات را دمکراتیزه کردند. برای ترجمه این جمله با کلمه دمکراتیزه بیشتر از کلمه آزاد کردن موافقم. واژه دمکراتیک تعهدی در کنارش است اما در کلمه آزادی این مسئله وجود ندارد. همه‌مان می‌دانیم در رسانه‌ها آزادی وجود ندارد و همه‌جا خط قرمزهایی وجود دارد.

مهدی فروتن، مترجم این کتاب نیز گفت: درباره این نکته که گفتند متخصصان فنی بیشتر در حوزه پلتفرم‌ها فعالند باید عرض کنم پایان‌نامه یکی از دوستان درباره پلتفرم‌ها بود اما استاد راهنما به او گفته بود که این موضوع مربوط به رشته فنی است. در این خصوص کتابی وجود دارد با نام «پلتفرم‌ها و تولید فرهنگی» که نیاز است کسی آن را ترجمه کند.

وی افزود: مفهومی با عنوان پرهیز مشارکتی در این کتاب وجود دارد. درباره این مفهوم به‌عنوان مثال در روزهای اخیر دیدیم که افراد زیادی به صحبت‌های خانم معصومی اصل واکنش نشان دادند و با آن مخالفت کردند. اما این افراد در عین مخالفت با حرف ایشان، به نشر بیشتر صحبت او پرداختند.

در ادامه حسن خجسته عنوان کرد: باید به مرحله‌ای برسیم که هر سازمانی هوش مصنوعی خودش را داشته باشد. مثلا همشهری هوش مصنوعی خودش را داشته باشد. دوبی به‌دنبال این است که سال۲۰۳۰ به یک شهر دیجیتال تبدیل شود. دوبی یکی از امنیتی‌ترین و مقروض‌ترین شهرهای دنیاست. خیلی از پروژه‌های بزرگ آنها با شکست مواجه شده است. حتی خیلی‌ها از برج خلیفه دارند خارج می‌شوند، چون تأسیسات آن در حال از بین رفتن است.

وی افزود: باید ماهیت فناوری‌های جدید را فهم کنیم و از منظر رشته‌های فنی این مسئله ممکن نیست. این را هم عرض کنم که اخیرا کتابی منتشر کردیم تحت عنوان «اصول رسانه‌های جایگزین» که به‌صورت ترجمه و تألیف است. چراکه فصل اول آن را بنده نوشته‌ام و ادامه آن ترجمه است.

حسن خجسته در پایان گفت: بزرگ‌ترین ضرر فضای مجازی، احساس وجود آزادی است. مثل بازی‌های رایانه‌ای که در آن خیلی آزادی و حق انتخاب دارید اما درباره پروتکل آن بازی حق انتخاب ندارید. فضای مجازی به عقیده من ایدئولوژیک‌ترین و امنیتی‌ترین فضای ارتباطی در طول تاریخ است. در انبوهی از اطلاعات گرفتار شده‌ایم و در عین حال قدرت تحلیل‌مان را از دست داده‌ایم. باید درباره فضای مجازی از منظر جنبه‌هایی غیراز جنبه فنی نیز فکر کنیم. فقط راه‌هایی را که به ما گفته‌اند رفته‌ایم. درصورتی که راه‌های دیگری هم وجود دارد که باید آنها را پیدا کنیم.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...