کتاب «اینترنت با مغزهای ما چه می‌کند» [The shallows : what the Internet is doing to our brains] نوشته نیکلاس کار [Nicholas CARR] با ترجمه عابده میرزایی منتشر و روانه بازار نشر شد.

اینترنت با مغزهای ما چه می‌کند» [The shallows : what the Internet is doing to our brains]  نیکلاس کار [Nicholas CARR]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از  تسنیم،‌ محمد حقی، مدیر انتشارات کتابستان، از انتشار کتاب «اینترنت با مغزهای ما چه می‌کند» خبر داد و گفت: این کتاب به قلم «نیکلاس کار»، پژوهشگر شناخته شده در حوزه فناوری و فرهنگ، با ترجمه عابده میرزایی روانه بازار نشر شده است.

وی ادامه داد: کتاب 288 صفحه‌ای «اینترنت با مغزهای ما چه می‌کند؟»، رویکردی انتقادی به مفهوم فناوری در حوزه اینترنت، فرهنگ و تأثیرات آن بر مغز ما دارد. بر طبق آنچه نویسنده گفته است، هسته اصلی کتاب از یادداشتی شروع شد که در مجله آتلانتیک در جولای و آگوست 2008، با عنوان «آیا گوگل ما را کودن می‌کند؟» منتشر کرده است. اکنون کتاب «اینترنت با مغزهای ما چه می‌کند؟» پژوهشی دندان‌شکن است درباره پیامدهای فرهنگی نفوذ روزافزون و افسارگسیخته اینترنت در زندگی ما.

حقی گفت: نیکلاس کار، کتابش را در 11 بخش نوشته است. او در این کتاب، ضمن ارائه تاریخچه‌ای از فناوری‌های مختلف و قدیمی مانند ساعت، نقشه و کتاب، به سراغ کامپیوتر و اینترنت می‌آید و از تغییراتی که فناوری به صورت اعم و به صورت اخص اینترنت، بر مغز و اعصاب ما می‌گذارد، پرده برمی‌دارد. نویسنده با ارئه تحقیقات گوناگون و ارجاع به مقالات فراوان سعی در نشان دادن امری دارد که همه سعی دارند آن را پنهان کنند: سطحی‌نگری.

وی ادامه داد:‌ رویکرد اصلی کتاب نیکلاس کار، رد کردن تمام دستاوردهای فناوری نیست؛ بلکه نشان‌دهنده وجوه دیگری از حوزه نفوذ فناوری است. «اینترنت با مغزهای ما چه می‌کند؟» یک کتاب علمی برای مخاطب عام است تا به او دریچه جدیدی را نشان دهد.

انتشارات کتابستان کتاب «اینترنت با مغزهای ما چه می‌کند؟» را با قیمت 75 هزار تومان منتشر کرده است.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...