کتاب «انسا‌ن‌شناسی فرهنگی» تأکیدی بر رویکرد تطبیقی به عنوان یکی از سنگ بناهای دیدگاه انسان‌شناسی دارد؛ چنانکه هر زمان انسان‌شناسان مدارک فسیلی، صنایع‌دستی، زبان یا باورها و ارزش‌های فرهنگی را بررسی می‌کنند، با لحاظ عوامل منحصربه‌فرد هر نمونه، در هر جامعه و فرهنگ دست به سنجش تطبیقی نیز می‌زنند.

«انسان‌شناسی فرهنگی؛ نگاهی جهانی» [Cultural anthropology : a global perspective]  ریموند اسکوپین [Raymond Scupin]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، کتاب «انسان‌شناسی فرهنگی؛ نگاهی جهانی» [Cultural anthropology : a global perspective] به قلم پروفسور ریموند اسکوپین [Raymond Scupin] نخستین‌بار در سال 1998 از سوی انتشارات پیرسون منتشر شد و تا کنون چندین‌بار بازچاپ شده است. ترجمه این اثر توسط سُرور خُراشادی و حامد وحدتی‌نسب، دو تن از اعضای هیأت علمی گروه باستان‌شناسی دانشگاه تربیت‌مدرس، در تابستان 1401 به همت انتشارات ندای تاریخ روانه بازار شد.

ریموند اسکوپین در مقدمه کتاب برای ما شرح می‌دهد که در مواجهه با دنیای پرشتاب قرن بیست‌ویکم که ارتباطات در مقیاس جهانی رو به افزایش است، آگاهی جهانی امری اجتناب‌ناپذیر است و علم انسان‌شناسی دریچه‌ای ایده‌آل به چنین آگاهی‌ است. با بررسی تنوع گونه انسانی، هر شاخه از علم انسان‌شناسی کمک می‌کند تا خود را از دست دیدگاه‌های کوته‌بینانه برهانیم و از دریچه‌ای کل‌گرا به شرایط انسانی بنگریم.

این اثر نشان می‌دهد که چگونه چهار زیرشاخه اصلی انسان‌شناسی دست‌ در دست هم ما را به درکی جامع از آدمی سوق می‌دهد و برای محک‌زدن پژوهش‌های انسان‌شناختی، اغلب به پژوهش‌های انجام‌شده در سایر رشته‌ها ارجاع می‌دهد؛ چراکه انسان‌شناسان معاصر پژوهش‌های خود را با تکیه بر یافته‌های زیست‌شناسان، فسیل‌شناسان، زمین‌شناسان، اقتصاددانان، تاریخ‌دانان، روانشناسان، جامعه‌شناسان، تحلیلگران سیاسی، متخصصان مطالعات دینی، فلاسفه و غیره بنیان می‌نهند.

نویسنده کتاب می‌گوید که دیدگاه انسان‌شناسی تأکیدی ویژه بر تفکر انتقادی، بررسی نظریات رقیب و توانایی تعمیم داده‌های جزیی دارد و از این گذار است که به تدوین آموزشی جامع کمک می‌کند و کتاب انسان‌شناسی فرهنگی؛ نگاهی جهانی با رویکردی کل‌نگر و انتقادی نگاهی پویا به یافته‌هایی از اقصی‌نقاط جهان در ادوار مختلف تاریخی دارد. در واقع، رویکرد درزمانی یکی از ویژگی‌های اثر در بازنمایی تغییرات رخ‌داده در زمان چون روند تطور انسان، واگرایی زبانی و پیشرفت‌هایی در ساختار اجتماعی‌ است.

این کتاب تأکیدی نیز بر رویکرد تطبیقی به عنوان یکی از سنگ بناهای دیدگاه انسان‌شناسی دارد؛ چنانکه هر زمان انسان‌شناسان مدارک فسیلی، صنایع‌دستی، زبان یا باورها و ارزش‌های فرهنگی را بررسی می‌کنند، با لحاظ عوامل منحصربه‌فرد هر نمونه، در هر جامعه و فرهنگ دست به سنجش تطبیقی نیز می‌زنند.

ریموند اسکوپین در معرفی کتابش به توضیح سه پیرنگ اتحادبخش آن پرداخته است. نخستین پیرنگ، تنوع جوامع انسانی و الگوهای فرهنگی در سرتاسر جهان است و دومین پیرنگ، شباهت‌هایی است که تمامی انسان‌ها را از منظری بنیادین یکسان و همتا نمایش می‌دهد. برای رسیدن به این دو منظور، سعی نویسنده بر این بوده تا توجه‌اش را به یک نسبت معطوف به شباهت‌های عمومی انسان‌ها و تفاوت‌های فرهنگی خاص و مجزای آنها کند. نیز با تأکید بر رشد پرسرعت درهم‌تافتگی علوم انسانی و جنبه‌های مثبت و منفی این واقعیت و نیز تکیه بر مطالعات انسان‌شناختی برای کشف نحوه پاسخگویی مردمان به روند جهانی‌سازی تلاش شده است.

سومین پیرنگ این کتاب، ارتباط میان علوم طبیعی و انسانی در چارچوب انسان‌شناسی است که نویسنده کتاب این پیرنگ را رویکرد ترکیبی-تکمیلی نام نهاده است و تأکید می‌کند که بر اساس این رویکرد، روش‌های علوم طبیعی و علوم انسانی بدون کمک یکدیگر ناکامل هستند و از ترکیب این روش‌هاست که رویکردی تکمیلی شکل می‌گیرد. از ترکیب این سه پیرنگ می‌توان دریافت که چگونه رفتار انسانی هم کاملاً منحصر و مختص بافت فرهنگی به‌خصوصی است که در آن یک فرد می‌بالد و هم در عین حال جهان‌شمول است.

نویسنده کتاب اذعان دارد که برخی انسان‌شناسان رویکرد علمی (علوم طبیعی) را برای تحلیل و تفسیر رفتارها و فرهنگ‌های انسانی مناسب نمی‌دانند و باز گروهی دیگر در تقابل با آنان، معتقدند که رویکرد انسان‌گرایانه (علوم انسانی) نمی‌تواند راهی مناسب برای تبیین علی، جهان‌شمول و فرافرهنگی رفتارهای انسانی و فرهنگ‌ها باشد و همین دوپارگی باعث شده است که بسیاری از آثار انسان‌شناسی یا بر جنبه انسانی و یا تنها بر جنبه علمی تمرکز کنند؛ حال آنکه این کتاب نشان می‌دهد که چگونه دیدگاه تفسیری- انسان‌گرایانه مکمل روش علمی است؛ اگر دیدگاه تفسیری-انسان‌گرایانه ما را با جزئیات و خصوصیات رفتارهای مختص به فرهنگی خاص آشنا می‌کند، می‌توان گفت که رویکرد علمی روشی را برای محک تبیین علی رفتارها و دیدن جنبه‌های فرافرهنگی و جهان‌شمول آنها پیش روی ما می‌نهد.

رویکرد جهانی و مقایسهای این کتاب در کنار نگاه روندگرایانه برای توضیح پدیده‌های فرهنگی از ویژگی‌های بارز و منحصربه‌فرد این اثر به‌شمار می‌رود؛ ویژگی که کتاب را منبعی کارآمد هم برای علاقه‌مندان به مباحث انسان‌شناسی و هم دانشجویان و محققان رشته باستان‌شناسی کرده است. این کتاب در سه بخش و هجده فصل سامان یافته است. بخش نخست با عنوان مفاهیم پایه در انسان‌شناسی مشتمل بر شش فصل است که در آن به معرفی علم انسانشناسی، زیرشاخه‌های آن و کاربردهای هر یک، تطور انسان، فرهنگ و روند فرهنگی‌شدن، زبان و گویش می‌پردازد. بخش دوم با عنوان مطالعه جوامع گوناگون شامل شش فصل است.

در خلال این فصول، روند پیچیده‌شدن جوامع بشری از ساده‌ترین فرم (دسته) تا پیچیده‌ترین شکل (جوامع صنعتی) مرور خواهد شد و در هر فصل مثال‌هایی از سرتاسر جهان برای آشنایی بیشتر خواننده با روند شکل‌گیری این پیچیدگی‌ها و عوامل مؤثر در آن ذکر شده است. بخش سوم تحت عنوان جهانیشدن و تأثیرات آن نیز همچون بخش‌های قبلی مشتمل بر شش فصل است که در آن به روند جهانی‌شدن و تأثیرات آن در قلمروهای مختلف سیاسی-جغرافیایی همچون آمریکای لاتین، آفریقا و خاورمیانه پرداخته است.

کتاب «انسان‌شناسی فرهنگی؛ نگاهی جهانی» به قلم پروفسور ریموند اسکوپین در 454 صفحه و قیمت 495 هزار تومان از سوی انتشارات ندای تاریخ منتشر شد.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...