«در بلند مدّت همه مرده ایم» [In the long run we are all dead : Keynesianism, political economy, and revolution] تالیف جف مان [Geoff Mann] منتشر شد.

در بلند مدّت همه مرده ایم» [In the long run we are all dead : Keynesianism, political economy, and revolution]  جف مان [Geoff Mann]

به گزارش کتاب نیوز، «در بلند مدّت همه مرده ایم» تالیف جف مان از جدیدترین آثار منتشر شده توسط نشر شیرازه است که با ترجمه سامان صفرزائی به چاپ رسیده است.

جف مان مدیر مرکز اقتصاد سیاسی جهانی، دانشگاه سیمون فریزر است.

ناشر در معرفی این اثر او آورده است:

این وظیفه‌ی ما است که صلح را امتداد دهیم، ساعت‌به‌ساعت، روزبه‌روز، تا زمانی که بتوانیم. ما نمی‌دانیم آینده چه چیزی در مشت دارد، جز آنکه با هرآنچه پیش‌بینی می‌کنیم بسیار متفاوت خواهد بود. در متنی دیگر گفته‌ام که زیان «بلندمدّت» آن است که در بلندمدّت همه مرده‌ایم. امّا به طریق اولیٰ می‌توانستم بگویم مزیّت بزرگِ «کوتاه‌مدّت» آن است که در کوتاه‌مدّت همه‌ی ما هنوز زنده‌ایم. زندگی و تاریخ برای کوتاه‌مدّت‌ها ساخته شده‌اند. صلح در کوتاه‌مدّت است که معنا دارد. بهترین کاری که می‌توانیم بکنیم آن است که فاجعه را به تأخیر بیندازیم، حتی اگر فقط به این امید که اتّفاقی رخ دهد. زمانی که صلح وجود دارد، صلح وجود دارد. جان مِینارد کِینز

«در بلند مدّت همه مرده ایم» تالیف جف مان در 471 صفحه و قیمت 135 هزارتومان در دسترس علاقمندان قرار دارد.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...