کتاب «روشنفکری دینی- تعامل با جمهوری اسلامی ایران» اثر مسعود پور‌فرد توسط سازمان انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی منتشر شد.

روشنفکری دینی- تعامل با جمهوری اسلامی ایران مسعود پور‌فرد

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، در دوره ابتدایی استقرار، جمهوری اسلامی ایران، تحت تأثیر روشنفکران دینی همچون جلال‌ آل‌احمد و علی شریعتی قرار داشت؛ در حالی که این دو متأثر از ایدئولوژی چپ و نیز منتقد نظام سیاسی پهلوی بودند.

به طور کلی در طول دهه اول استقرار نظام جمهوری اسلامی ایران، اقتدار فائقه و محبوبیت امام خمینی، مرزبندی و تناقض‌های درون نظام جمهوری اسلامی ایران را تحت الشعاع خود قرار داده بود. نقش کاریزماتیک امام خمینی  روشنفکران دینی و سایر گروه‌های فرهنگی ـ سیاسی را مجبور به تعدیل و اعتدال چشم‌اندازهای متعارض خود می‌کرد.

با پایان یافتن جنگ تحمیلی به نحوی بازگشت‌ناپذیر هم‌زمان با شکسته شدن گفتمان و الگوی سابق شد، دوره‌ای که نسلی جوان‌تر از روشنفکران دینی از نیروهای انقلاب پا به عرصه فرهنگ و سیاست گذاشتند و به اتفاق نظر و اجماع عقیدتی سابق پایان دادند. به تدریج ایده‌های جدید پیش از این نهفته در گستره‌ای رقابنی ظهور و بروز کرد و سرانجام انسجام فکری ـ‌ سیاسی سابق توسط روشنفکران دینی جدید به چالش کشیده شد.

کتاب «روشنفکری دینی- تعامل با جمهوری اسلامی ایران» اثر مسعود پور‌فرد با پرداختن به همین موضوع‌ها در قطع رقعی، 392 صفحه و قیمت 80 هزار تومان توسط سازمان انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی منتشر شد.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...