«زندگی من» [Benjamin Franklin's autobiography : an authoritative text, contexts, criticism] اثر بنجامین فرانکلین از سوی نشر چهرزاد منتشر شد. این کتاب پیش از این ازسوی نشر صدای معاصر منتشر شده بود.

زندگی من» [Benjamin Franklin's autobiography : an authoritative text, contexts, criticism] اثر بنجامین فرانکلین

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، «زندگی من» اثر بنجامین فرانکلین یکی از چهار زندگی‌نامه خودنوشت بزرگ جهان و از همین روی یکی از صدواندی اثر بزرگ فرهنگ جهانی است که خواندن آن را برای هر انسان مشتاق معنا ضروری می‌سازد؛ به‌خصوص که این مرد بزرگ فرزند دورانی خطیر از زندگی خودساخته جمعیت مهاجر به قاره‌ آمریکاست که تفکرش هم بخش مهمی از دیدگاه‌های مترقی زندگی اجتماعی عصر بعد را ساخت و هم مونس اندیشه‌های فردی نه‌تنها غربی‌ها که نوع بشر شد.

این کتاب به‌خصوص در زمانه‌ ما به‌عنوان هدیه‌ای ارزنده از عصر پربار معنوی و ادبی به عصر سترون فاقد معنویت ما در قرن بیست‌ویکم عمل می‌کند و با برگردانی تکمیلی به پارسی به‌عنوان نخستین کتاب از دوره‌ صد کتاب بزرگ ادبیات جهان از سوی نشر چهرزاد منتشر ‌شده و در خدمت دوستداران فرهنگ و ادبیات قرار گرفته است.

بنجامین فرانکلین را یکی از پدران بنیانگذار ایالت متحده می‌شناسند. پدران بنیانگذار تعدادی از رهبران سیاسی آمریکا بودند که اعلامیه‌ استقلال ایالات متحده را در سال 1776 میلادی امضا کردند. جرج واشینگتن، توماس جفرسون، چان آدامز، جیمز مدیسون، جیمز مانرو، ساموئل آدامز، جرج میسون، جان هنکاک و توماس پین از مشهورترین ِ این افراد بودند. بنجامین فرانکلین، نویسنده‌ی برجسته و چاپخانه‌دار و طنزنویس و سیاستمداری مخترع بود.

بنجامین در 1706 در بوستون ماساچوست به دنیا آمد. در سن ده سالگی مدرسه را ترک کرد تا حرفه‌ی پدرش که ساختن شمع بود را بیاموزد. او از این کار بیزار بود و یک سال بعد در مغازه برادرش، جیمز شروع به کار چاپ کرد. پس از پنج سال مغازه‌ی برادر را نیز به جست‌وجوی کاری بهتر رها کرد و به نیویورک رفت اما در این‌کار توفیقی حاصل نشد و به فیلادلفیا بازگشت.

فرانکلین دیگر یک چاپ‌گر موفق بود و از این‌راه ثروت اندوخت و این ثروت شرایطی را برای بنجامین فراهم ساخت تا بتواند با فراغ بال بیش‌تری روی اختراعات و علاقه‌مندی‌های خود کار کند. او در این زمان اجاقی را طراحی کرد که به اجاق فرانکلین شهره شد. او در این اجاق هوای سرد را می‌گرفت و گرم می‌کرد و سپس این هوای گرم را به چرخش درمی‌آورد.

بنجامین برای اولین بار در سال 1722 و با نام مستعار در روزنامه‌ی برادرش چند مقاله‌ طنزآمیز نوشت و منتشر کرد. در همان سال آن روزنامه به خاطر چاپ همین مطالب طنزآمیز توقیف شد و برادرش، جیمز به مدت یک‌ماه بازداشت شد. از همین زمان بنجامین مدیریت روزنامه‌ برادر را بر عهده گرفت. بنجامین در فیلادلفیا و در چاپخانه‌ی خود کتاب‌های بسیاری را منتشر ساخت و در زمینه‌ی انتشار به شهرت فراوانی رسید. فرانکلین در زندگی خود به فعالیت‌های اجتماعی و خدمات عمومی و همین‌طور کمک به بهداشت عمومی اهتمام ویژه می‌ورزید.

فرانکلین در سال 1750 به عضویت پارلمان پنسیلوانیا انتخاب شد. در این دوره فرانکلین آثار بسیاری را منتشر ساخت که تاثیرات فراوانی در تشکیلات آموزشی پنسیلوانیا داشت. او در همین زمان کتاب «پیشنهادی چند در باب آموزش و پرورش جوانان پنسیلوانیا» را نوشت که نوشته‌ این کتاب منجر به احداث آکادامی پنسیلوانیا شد که بعدها به دانش‌گاه پنسیلوانیا تغییر نام داد. فرانکلین در سال‌های 1751 تا 1764 معاونت وزارت پست را برعهده داشت.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...