گروه «پنگوئن» [Penguin Random House] با خرید انتشارات «سایمون اند شوستر» [Simon & Schuster]، بزرگترین غول انتشاراتی جهان را تشکیل می‌دهد.

پنگوئن» [Penguin Random House]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایرنا، غول رسانه‌ای برتلزمن آلمان روز گذشته (۵ آذر ۹۹) اعلام کرد گروه انتشاراتی پنگوئن رندوم هاوس درصدد خرید رقیب خود، سایمون اند شوستر، است. قرارداد بزرگی که می‌تواند صنعت انتشارات آمریکا را متحول کند.

براساس این قرارداد، شرکت پنگوئن رندوم هاوس که بزرگترین ناشر آمریکاست، مجموعه سایمون اند شوستر را به قیمت ۲ میلیارد و ۱۷۰ میلیون دلار از شرکت رسانه‌ای ویاکام سی‌بی‌اس خریداری می‌کند.

با ادغام انتشارات سایمون اند شوستر در مجموعه پنگوئن رندوم هاوس، این گروه که چهره‌های مشهوری چون استفان کینگ، هیلاری کلینتون و جان آیروینگ را در جمع نویسندگان خود داشت، از فهرست پنج غول بزرگ صنعت نشر آمریکا شامل انتشارات هابرپرکالینز، هچت و مک‌میلان خارج می‌شود.

به گفته طرف‌های درگیر، قرارداد این خرید در سال ۲۰۲۱ منعقد می‌شود و پس از ادغام دیگر هیچ شرکت آمریکایی توان رقابت با کمپانی جدید را نخواهد داشت.نویسندگان شرکت جدید طیفی از قلم‌به‌دستان شناخته شده از جان گریشام و استفان کینگ تا باراک اوباما و بیل کلینتون را دربرخواهد گرفت و می‌توان گفت تمام رؤسای جمهوری آمریکا از جیمی کارتر گرفته تا دونالد ترامپ به واسطه این شرکت آثاری را چاپ کرده‌اند. کتاب‌های چاپ شده از بانوان اول دولت‌های آمریکا چون باربارا بوش، هیلاری کلینتون، لورا بوش و میشل اوباما نیز زیر پرچم این مجموعه قرار می‌گیرند.

انتقاد از تمرکز قدرت، واکنش مخالفان
کارگزاران و نویسندگان اغلب نسبت به تمرکز قدرت در حوزه نشر ابراز نگرانی می‌کنند و معتقدند این امر برآیندی ندارد جز حذف رقابت برای عقد قرار و پیشرفت‌ کمتر. در همین راستا، انجمن نویسندگان آمریکا روز گذشته با ادغام این دو مجموعه مخالفت کرد و تاکید کرد این قرارداد ضمن لطمه به رقابت، کار مذاکره کارگزاران و نویسندگان با ناشران را سخت می‌کند و لازم است وزارت دادگستری آمریکا به این مسئله ورود کند.

نیوزکورپوریشن صاحب انتشارات هارپرکالینز نیز در انتقاد با این اقدام گفت غول انتشاراتی حاصل با حذف رقابت، ۷۰ درصد بازار کتابهای ادبی و داستاتی آمریکا را تصاحب خواهد کرد.

انتشارات سایمون اند شوستر در سال ۱۹۲۴ توسط ریچارد سایمون و مکس شوستر در نیویورک تاسیس شد. این گروه در کنار انتشاراتی چون انتشارات هارپرکالینز، گروه پنگوئن و راندوم هاوس از بزرگترین انتشارات زبان انگلیسی بود که سالانه در ۳۵ چاپخانه خود بیش از ۲۰۰۰ اثر چاپ می‌کرد.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...