داستان بلند «ژن جغد شب» نوشته طناز مظفری به تازگی توسط انتشارات سیب سرخ منتشر و راهی بازار نشر شد.

ژن جغد شب طناز مظفری

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، این‌کتاب، داستان پنج‌نفر است که در یک شب زمستانی در یک‌ساعت در خیابان ویلای تهران سر راه هم قرار می‌گیرند، و در این‌مواجهه و در خلال روایت‌های‌شان از زندگی خود که در هر فصل هم به شکل اول شخص و هم دانای کل است، طی رفت و برگشت‌های زمانی به گذشته و حال، مخاطب متوجه پیوندهایی بین آن‌ها می‌شود. هرکدام از آدم‌های این‌قصه، گذشته‌ای دارند که سبب این پیوند شده است. بهانه این‌حضور هم بوی نامطبوعی است که در مرکز شهر پیچیده و دختر جوانی که دانشجوی سینماست و در کنار شب‌گردی‌های همیشگی‌اش در حوالی خانه‌شان و به دنبال کشف علت شیوع این بو است.

نوستالژی خیابان‌ها و وابستگی شخصیت‌ها به آن‌ها، شب‌بیداری، تنهایی، ناکامی‌های عاطفی و روابط شکل نگرفته، و درون‌مایه سرنوشت و انتخاب از دیگر موضوعاتی است که در این رمان برای نویسنده موضوعیت و محوریت داشته و در کنار آن نقطه‌ اشتراک هر پنج شخصیت سرنوشتی است که گویی از پیش برای آن‌ها رقم زده شده و پذیرش آن و ناتوانی در انتخاب‌هایی که می‌توانسته زندگی‌شان را دگرگون کند و نکرده است؛ سرنوشتی که آن‌ها را از هم دورکرده بوده و ناگهان در یک شب به بهانه‌ فرعی بوی نامطبوع تهران آن‌ها را مجددا سر راه یکدیگر قرار می‌دهد.

نویسنده این‌داستان می‌گوید ایده‌ اصلی کتاب از در کنار هم قرار گرفتن مجموعه‌ای از ایده‌های فرعی شکل گرفته که مثل پازل کنار هم چیده شدند. تکه‌هایی که برخی‌شان در قسمت‌های مهم داستان قرار گرفته و برخی در حاشیه و برخی دیگر به کل محو شدند.

طناز مظفری در توضیح بیشتر درباره این‌داستان گفت: همیشه در جایی در ذهنم به این فکر می‌کردم که ما دو نوع تاریخ داریم یک تاریخ خُرد و یک تاریخ کلان [بزرگ] منظور از تاریخ کلان همان وقایع مهمی است که ثبت و ظبط شده به ما رسیده و ماندگار شده و می‌ماند. اما تاریخ خُرد خیلی از وقایع مهم یا حتی در بعضی مواقع به ظاهر کم‌اهمیتی هستند که اتفاقا برای مدت زمانی (از چند ساعت تا چند روز یا هفته) جزء خبرهای مهم روز هستند و واکنش بسیاری را برمی‌انگیزند و بعد تمام می‌شوند فارغ از اینکه برای مدت زمانی خیلی‌ها را تحت‌تاثیر قرار داده بودند. مخصوصا در این‌سال‌هایی که شبکه‌های مجازی قدرت بالایی دارند و هر شخص می‌تواند یک رسانه شخصی داشته باشد بازتاب‌دهنده‌ این‌اتفاقات.

وی در ادامه گفت: هر خواننده‌ حرفه‌ای یا غیرحرفه‌ای سلیقه‌ی خاص خودش را در کتاب خواندن دارد. و میزان تاثیرپذیری‌اش هم از هر گونه‌ داستانی به انتخابش بستگی دارد. از آن‌جایی که داستان بلند بین دو گونه‌ داستان کوتاه و رمان قرار می‌گیرد، خصوصیات هر دو را در خود دارد. مثل فشردگی معنایی، پیرنگ کامل، پیوستگی و گستردگی داستان و شخصیت‌ها. این ویژگی‌ها در مقایسه با داستان کوتاه در آن کامل‌تر است. فشرگی زمانی در آن وجود دارد، ویژگی‌هایی دارد که آن را به رمان نزدیک می‌کند و به دلیل حجم کمترش و موجزبودگی‌اش شاید برای خواننده‌ی کم‌وقت یا کمی عجول امروزی مناسب‌تر باشد.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...