کتاب «ریشه در خاک» ( دفتر اول خان پری) نوشته لیلا محمدپور به تازگی توسط نشر داسای منتشر شد.

ریشه در خاک» ( دفتر اول خان پری)

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، جلد اول این کتاب به زندگی زنی اصیل و بختیاری به نام «خان‌پری» می‌پردازد.

خان‌پری در اواخر هشت‌سالگی بنا بر رسم و رسومات غلط، ناخواسته با پسرعمویش اصلان که از مادری بی‌اصل و نسب بود ازدواج می‌کند، خود اصلان نیز مرد قمارباز و خطرناکی بود.او پس از یک دوره کوتاه زندگی مشترک و بعد از کشته شدن اصلان، با پسرعمه‌اش علی‌جان ازدواج می‌کند. ازدواجی که ماحصلش شش فرزند بود و دست بر روزگار محل آزمایش میزان صبرش در زندگی شد. این کتاب تماماً بر اساس اتفاقات واقعی است که در زندگی خان‌پری رخ داده و پرده از رمز حیات برمی‌دارد. وی در تمام طول عمر خود با رعایت حقوق شرعی و اجتماعی علی‌رغم زن بودن با عزمی مردانه به آهنگ همتی جانانه در راه حفظ و تحکیم خانواده از تمام وجودش مایه گذاشت و با وجود سختی‌های زندگی و رنج‌های فراوانی که کشید هرگز دچار سکون نشد و تا آخرین لحظات عمر باعزتش، برای زندگی جنگید و مهم‌ترین درس او برای همه‌ی دختران و زنان این مرز و بوم تسلیم شدن محض در برابر خواست حق و تسلیم نشدن در برابر طوفان‌های ناخواسته‌ی زندگی است. ریشه در خاک در واقع توصیف یک ماجرا نیست. بلکه در دل خود ماجراها دارد.

لیلا محمدپور فارغ‌التحصیل رشته روان‌شناسی عمومی است و کتاب ریشه در خاک دهمین و متفاوت‌ترین اثر وی در حوزه‌ نویسندگی است.

کتاب ریشه در خاک ۲۵۸ صفحه دارد و با قیمت ۱۲۰,۰۰۰ تومان توسط نشر داسای منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...