کتاب «شب بی‌مهتاب» نوشته غلامرضا رضایی شامل مروری تحلیلی بر آثار بهرام صادقی توسط نشر نیماژ منتشر و راهی بازار نشر شد.

شب بی‌مهتاب» نوشته غلامرضا رضایی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، شبِ بی‌مهتاب از سه بخش شکل گرفته است. بخش اول یا مقدمه که مروری کلی دارد به آثار و شروع کار نویسنده و طرح مباحثی مانند: زبان، فرم، طنز و نقشِ بازی در داستان‌های او. بخش دوم نقد داستان بلند «ملکوت» و استفاده‌های بینامتنی نویسنده از دیگر آثار و درک‌ودریافت‌هایی از متن است.

بخش سوم نیز شامل درس‌گفتارها و یا نقدهای کارگاهی‌ست که با عنوان مجموعه‌داستان «سنگر و قمقمه‌های خالی» برای استفاده نویسندگان جوان ارائه شده است. این بخش در جهت آشنایی بیشتر و چگونگی کار و شگردهای نویسنده نوشته شده و به شرح تبیین تکنیک‌ها و عناصر داستانی به‌کارگرفته توسط نویسنده می‌پردازد تا از طریق آشنایی با تردستی‌های نویسنده به زیرلایه‌ها و جهان داستانی‌اش نزدیک شویم.

این کتاب در ۱۱۸ صفحه‌، قطع رقعی و قیمت ۱۱۰ هزار تومان عرضه شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...