کتاب «نابودی کسی که از خواب بیدار شده بود» نوشته محمد فائزی‌فرد از سوی نشر پیدایش به کتاب‌فروشی‌ها راه یافت.

نابودی کسی که از خواب بیدار شده بود محمد فائزی‌فرد

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، این کتاب در مجموعه «ادبیات ژانری» و برای گروه سنی بزرگسال (16+) منتشر شده است.

در توضیحی بر این اثر آمده که مرد از خواب می‌پرد. نه تختش را به یاد می‌آورد و نه حتی اتاقی که در آن چشم گشوده را. از دنیایش هم هیچ خاطره‌ای ندارد.
دختری او را یاری می‌کند تا به خانه‌اش بازگردد و برای بهبود جراحاتش به بیمارستان برود. مرد بی‌آنکه متوجه باشد به گروهی شورشی وصل می‌شود، گروهی که انگار مرد یکی از ارکان مهم آن است. گروهی که علیه بردگی ماشین‌وارشان قیام کرده‌اند. اما اوضاع با بازداشت مرد پیچیده‌تر می‌شود. چیزی در درون مرد گم شده، شاید گم‌شده‌ی او زمان باشد... آنچه بر مرد می‌گذرد به گذشته مربوط است یا آینده...

در بخشی از متن کتاب می‌خوانیم: «شماره‌ی 136 درست روبه‌رویم قرار دارد. دقیقا مشابه ساختمانی که در آن زندگی می‌کنم. و درست مقابل این سازه‌ی خالی از روح، خیابانی قرار دارد که پر است از خانه‌های کوچک‌تر. از کنار ساختمان 136 می‌گذرم و وارد خیابان فرعی می‌شوم. خانه‌های اینجا کمتر دچار ویرانی شده‌اند. درها سرجای‌شان استوارند و پنجره‌ها همه مسدود شده‌اند. از طرفی زندگی انگار در این خیابان بیشترجریان دارد. جلوی خیابان سمت راست که باید داخلش بپیچم چند نفر دور هم جمع شده‌اند و آتش کوچکی میان‌شان در حال سوختن است.»

کتاب «نابودی کسی که از خواب بیدار شده بود» نوشته محمد فائزی‌ فرد، در 240 صفحه، با شمارگان هزار نسخه، به قیمت 67‌هزار تومان و جلد شومیز، از سوی نشر پیدایش به کتاب‌فروشی‌ها رسید.

................ هر روز با کتاب ...............

عشقش او را ترک کرده؛ پدرش دوست ندارد او را ببیند و خودش هم از خودش بیزار است... نسلی که نمی‌تواند بی‌خیال آرمان‌زدگی و شعار باشد... نسلی معلق بین زمین ‌و هوا... دوست دارند قربانی باشند... گذشته‌ای ساخته‌اند برای خودشان از تحقیرها، نبودن‌ها و نداشتن‌ها... سعی کرده زهر و زشتی صحنه‌های اروتیک را بگیرد و به جایش تصاویر طبیعی و بکر از انسان امروز و عشق رقم بزند... ...
دو زن و یک مرد همدیگر را، پس از مرگ، در دوزخ می‌یابند... همجنس‌بازی است که دوستش را به نومیدی کشانده و او خودکشی کرده است... مبارز صلح‌طلبی است که به مسلکِ خود خیانت کرده است... بچه‌ای را که از فاسقش پیدا کرده در آب افکنده و باعث خودکشی فاسقش شده... دژخیم در واقع «هریک از ما برای آن دو نفرِ دیگر است»... دلبری می‌کند اما همدمی این دو هم دوام نمی‌آورد... در باز می‌شود، ولی هیچ‌کدام از آنها توانایی ترک اتاق را ندارد ...
«سم‌پاشی انسان‌ها» برای نجات از آفت‌های ایدئولوژیک اجتناب‌ناپذیر است... مانع ابراز مخالفتِ مخالفین آنها هم نمی‌شویم... در سکانس بعد معلوم می‌شود که منظور از «ابراز مخالفت»، چماق‌کشی‌ و منظور از عناصر سالم و «پادزهرها» نیز «لباس‌شخصی‌ها»ی خودسر!... وقتی قدرت در یک حکومت، مقدس و الهی جلوه داده شد؛ صاحبان قدرت، نمایندگان خدا و مجری اوامر اویند و لذا اصولا دیگر امکانی! برای «سوءاستفاده» باقی نمی‌ماند ...
رفتار جلال را ناشی از قبول پست وزارت از سوی خانلری می‌داند و ساعدی را هم از مریدان آل‌احمد می‌بیند... خودداری سردبیر مجله سخن از چاپ اشعار نیما باعث دشمنی میان این دو شد... شاه از او خواسته بوده در موکب ملوکانه برای افتتاح جاده هراز بروند... «مادر و بچه» را به ترجمه اشرف پهلوی منتشر کرد که درواقع ثمینه باغچه‌بان مترجم آن بود... کتاب «اندیشه‌های میرزافتحعلی آخوندزاده» را نزد شاه می‌برد: «که چه نشسته‌اید؟ دین از دست رفت! این کتاب با ترویج افکار الحادی احساسات مردم مسلمان را جریحه‌دار کرد ...
در نیمه‌های دوره قاجار اقتصاد کشور با اقتصاد جهانی پیوند یافت و بخش کشاورزی و جامعه روستایی با توجه به این شرایط در معرض تغییر قرار گرفت... تا پیش از اصلاحات ارضی شکل غالب کار در کشور نه کار مزدی که کار رعیتی بود... هیچ برنامه ملی برای ثبت بیکاری و برقراری بیمه‌های بیکاری وجود ندارد... سیاست‌های دولت برای اسکان مهاجران بیکار با شکست مواجه شده... گفتارهای همدلانه انقلابیون موجب شد این گروه‌ها با انقلابیون همراه شوند ...