هاشم رضی، نویسنده، پژوهشگر و مترجم حوزه تاریخ، در ۸۷ سالگی از دنیا رفت.
 


به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، هاشم رضی متولد ۲۶ تیرماه ۱۳۱۳ در تهران بود. دوران تحصیل را در تهران گذراند. به توصیه محمدتقی مصطفوی به پدربزرگش، زبان فرانسه را آموخت. سپس به آموختن زبان انگلیسی و آلمانی پرداخت. به کتاب‌های باستان‌شناسی و دین زرتشت و نیچه علاقه‌مند بود. توسط مدیر کتابفروشی طهوری با محمد مکری آشنا شد و از کتابخانه ارزشمند او بهره برد.

از کتاب‌هایی که در آغاز تألیف کرد، «پنج آیین بزرگ جهان» بود. سپس «وندیداد» را از روی متن اصلی ترجمه کرد و برای آشنایی با لغات اوستایی و سانسکریت، نزد جلالی نائینی به آموختن زبان‌های باستانی پرداخت.

با تنی چند از ایران‌شناسان زمان خود رفت‌وآمد داشت، ازجمله محمدجواد مشکور و رحیم عفیفی و ماهیار نوابی. به توصیه مهرداد بهار کتاب «آیین پررمزوراز میترایی»‌ اثر فرانتس کومن را ترجمه کرد که در دو جلد از سوی انتشارات بهجت منتشر شده است.

«حکمت خسروانی»، «اوستا»، «آیین مهر»، «وندیداد»، «گاهشماری جشن‌های ایران باستان»، «بیان‌الادیان»، «دین و فرهنگ ایرانی در عهد اوستایی»، «ازدواج مقدس»، «تاریخ زرتشتیان»، «جشن‌های آب»، «جشن‌های آتش»، «جشن‌های گاهنبار»، «آیین پررمز و راز میترایی»، «معاد و آخرت‌شناسی در ایران باستان»، «زرتشت پیامبر ایران باستان»، «تاریخ مطالعات دینهای ایرانی» و «آموزش خط میخی» از جمله آثار به‌جامانده از او هستند.

................ هر روز با کتاب ...............

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...