بیان الادیان. رساله‌ای در شرح ادیان و مذاهب، تألیف ابوالمعالی محمدبن (نعمت بن) عبیدالله بن علی حسینی علوی، دانشمند شیعی قرن پنجم هجری. این اثر احتمالا قدیم‌ترین کتابشناسی شناخته شده در ملل و نحل به زبان فارسی است. کتاب مشتمل است بر یک مقدمه و پنج باب. با توجه به مطالبی که در مقدمه آمده، مؤلف به احتمال آن را به پادشاه زمان خود تقدیم کرده است.

وی در آغاز کتاب به مجلس پادشاهی اشاره کرده که در آن از ادیان و مذاهب جاهلی و اسلامی سخن به میان آمده است. همچنین گفته است که آنچه در علم و حکمت تصنیف کرده‌اند و اشعاری که در ستایش سلاطین سروده‌اند، آثاری جاودان و ماندنی و بهترین هدیه به پادشاهان است. ابولمعالی در مقدمه کتاب با استناد به حدیث معروف 73 فرقه شدن امت اسلام منسوب به رسول اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم، سبب تألیف کتاب را معرفیِ «فرقه‌های ضلال و فضایح مذاهب باطل» و شناساندن «فرقه ناجی و طریقیه صواب» بیان کرده است. مؤلف تاریخ نگارش اثر خود را 230 سال پس از ولادت امام زمان (عج) گفته و سال ولادت آن حضرت را 255 ذکر کرده، لذا تألیف این اثر می‌بایست در سال 485 صورت گرفته باشد. با این همه محققانی با استناد به نسخه خطی موجود در هند، تاریخ تألیف آن را 525 گفته‌اند. شِفِر با توجه به دو اشاره در متن بیان الادیان به شهر غزنه، حدس زده است که این کتاب در آن شهر به نام سلطان ابو سعد مسعود (سوم) بن ابراهیم غزنوی (سلطنت :492_508) تألیف شده است. اما با توجه به اینکه سال تألیف بیان الادیان 485 و آغاز سلطنت سلطان مسعود 492 بوده، می‌توان احتمال داد که این اثر به جلال الدین ابراهیم بن مسعود غزنوی (سلطنت: 451_492) اهدا شده است.

«بیان الادیان» مشتمل است بر پنج باب: در باب اول، عنوان  شده که در همه روزگارها و اقلیم‌ها بیشتر مردم به صانع عز و جل مقرّ بوده‌اند، در باب دوم از مذاهب پیش از اسلام سخن رفته است، باب سوم، در بیان تفرقه به هفتاد و سه فرقه است. باب چهارم به بیان مذاهب و فرق اسلام اختصاص دارد و سرانجام باب پنجم حاوی حکایات و نوادر مدعیان خدایی و پیغمبری است. مؤلف به تصریح خود او در مقدمه از منابع متعدد استفاده کرده و بیشتر آن‌ها را نام برده از جمله البدء و التاریخ اثر مطهرین طاهر مقدسی، الامد علی الابد اثر ابوالحسن عامری آراء الهند اثر ابوریحان بیرونی، المقالات اثر ابو عیسی وراق، الکامل اثر مبرد المقنع فی الغیبه اثر سید مرتضی، کتابی از یحیی بن علی ندیم متوکل علاوه بر آن از استادانی یاد کرده که اقوال آنان را شنیده و نقل کرده است مانند ابوعلی حسین بن احمد بن محمد سلامی خواری بیهقی صاحب التاریخ فی اخبار ولات خراسان ابوطیب تبریزی، جاحظ و ابومعشر یمامه بن اشرس نمیری. مهم‌ترین ویژگی کتاب بیان الادیان اطلاعات و گزارش‌های بسیار مفیدی است که مؤلف درباره وقایع و رجال روزگار خود به دست داده است. اطلاعاتی که درباره فرقه ناصریه منسوب به ناصر خسرو و فرقه صباحیه منسوب به حسن صباح آورده حایز اهمیت بسیار است.

«بیان الادیان» ظاهراً نخستین و قدیم‌ترین مأخذی است که در آن از ناصر خسرو ذکری به میان آمده است. از دیگر ویژگی‌های این اثر نثر بسیار فصیح و روان آن است. به همین جهت بیان الادیان یکی از مهم‌ترین متون نثر فارسی دوره غزنویان شناخته شده است. این کتاب در عین حال همواره یکی از منابع آثار معتبر پس از خود بوده است از جمله «اعتقادات فرق المسلمین و المشرکین و الشجرة المبارکة» اثر امام فخر رازی و «الفخری فی انساب الطالبین» اثر ابوطالب مروزی. مؤلف حدیقة الشیعة نیز مطالبی درباره صابئین و حلول و اتحاد از این اثر برگرفته است. در تبصرة العوام، هر چند اشاره‌ای به بیان الادیان نشده به نظر می‌رسد که برخی از مطالب از جمله آنچه درباره فرقه ناصریه آمده از این منبع اخذ شده باشد. همچنین است باب هشتم از قسم سوم «جوامع الحکایات و لوامع الروایات"، تألیف سدیدالدین محمد عوفی به ویژه حکایت مقنّع.

از بیان الادیان چندین نسخه در دست است از جمله نسخه‌ای در پاریس به شماره 7/1356 مورخ 817 که فاقد باب پنجم است (از این نسخه، میکروفیلمی به شماره 7/849 در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران موجود است) نسخه‌ای دیگر به شماره 6/5006 در کتابخانه مجلس محفوظ است که در قرن نهم یا دهم کتابت شده است و باب پنجم آن ضمن جنگ شماره 482 متعلق به مجموعه اصغر مهدوی، موجود است. ظاهراً مهم‌ترین نسخه متعلق به «وحید قریشی» در لاهور است. نسخه پاریس این اثر که فاقد باب پنجم است، نخستین بار، همراه با ترجمه فرانسوی آن به همت «شارل شفر"، در جلد اول مجموعه منتخبات فارسی چاپ شد (پاریس 1883) پس از آن «عباس اقبال» همان چاپ را همراه با مقدمه و تعلیقات به چاپ رساند (تهران 1312) سپس «محمدتقی دانش پژوه» باب پنجم آن متعلق به کتابخانه «اصغر مهدوی» را در مجله فرهنگ ایران زمین (1341) منتشر کرد.

متن کامل این اثر همراه با حواشی و تعلیقات مفصل، به کوشش هاشم رضی به چاپ رسید (تهران 1342) اخیراً چاپ تازه‌ای به اهتمام محمد دبیر سیاقی عرضه شده است. در این طبع مصحح ابوابی را که «عباس اقبال» و شِفِر در اختیار نداشته‌اند افزوده است. بیان الادیان به زبان‌های فرانسه و عربی ترجمه شده است. «هانری ماسه» نیز آن را به فرانسه ترجمه کرده و ترجمه عربی آن از «یحیی حشاب» است.

محمد جواد شمس. فرهنگ آثار ایرانی اسلامی. سروش

معمار چین نوین است... افراطیونِ طرفدار انقلاب فرهنگی و جوخه‌های خاص آنها علاوه بر فحاشی در مطبوعاتِ تحت امر، به فرزندان او که در دانشگاه درس می‌خواندند حمله بردند و یکی از آنها را از پنجره به بیرون انداختند که منجر به قطع نخاع او شد... اولین و مهمترین درخواست او از آمریکایی‌ها (پس از توافق) نه وام بود و نه تجهیزات و نه تجارت، بلکه امکان اعزام دانشجو به دانشگاه‌های معتبر آمریکایی بود... می‌دانست عمده تغییرات، تدریجی است و رفتار پرشتاب، ممکن است نتیجه عکس دهد ...
بازی‌های معمول در مدرسه مجاز بود، ولی اگر خدای ناکرده کسی سوت می‌زد، واویلا بود... جاسوسی و خبرچینی از بچه‌ها و معلمان نزد مدیریت مدرسه معمول بود... تعبد و تقید خود نسبت به مذهب را به تقید به سازمان تبدیل کردند... هم عرفان توحیدی دارد، هم مارکسیستی است، هم لنینیستی، هم مائوئیستی، هم توپاماروبی و هم چه‌گوارایی...به این نتیجه رسیدند که مبارزه با مجاهدین و التقاط آنان مهم‌تر از مبارزه با سلطنت پهلوی است ...
تلاش و رنج یک هنرمند برای زندگی و ارائه هنرش... سلاح اصلی‌اش دوربین عکاسی‌اش بود... زندانی‌ها هویت انسانی خود را از دست می‌دادند و از همه‌چیز تهی می‌شدند... وقتی تزار روسیه «یادداشت‌هایی از خانه مردگان» را مطالعه کرد گریه‌اش گرفت و به دستور او تسهیلاتی برای زندان‌های سیبری قایل شدند... نخواستم تاریخ‌نگاری مفصلی از اوضاع آن دوره به دست بدهم... روایت یک زندگی ست، نه بیان تاریخ مشروطیت... در آخرین لحظات زیستن خود تبدیل به دوربین عکاسی شد ...
هجوِ قالیباف است... مدیرِ مطلوبِ سیستم... مدیری که تمامِ بهره‌اش از فرهنگ در برداشتی سطحی از دو مفهومِ «توسعه» و «مذهب» خلاصه می‌شود... لیا خودِ امیرخانی‌ست که راوی‌اش این‌بار زن شده‌است تا برای تهران مادری کند؛ برای پسربچه‌ی معصومی که پیرزنی بدکاره است در یک بن‌بستِ سی‌ساله... ما را به جنگِ اژدها می‌برد امّا می‌گوید تمامِ سلاحم «چتربازی» است و «شاش بچّه» و... کارنامه‌ی امیرخانی و کارنامه‌ی جمهوری اسلامی بهترین نشان‌دهنده‌ی تناقض در مسئله‌شان است ...
بازخوانی ماجراهای چپ مارکسیست- لنینیست که از دهه ۲۰ در ایران ریشه دواند... برای انزلی و بچه‌های بندرپهلوی تاریخ می‌نویسد... تضاد عشق و ایدئولوژی در دوران مبارزه... گاهی قلم داستان‌نویسانه‌اش را زمین می‌گذارد و می‌رود بالای منبر وعظ. گاهی لیدر حزب می‌شود و می‌رود پشت تریبون. گاه لباس نصیحت‌گری می‌پوشد... یکی از اوباش قبل از انقلاب عضو کمیته می‌شود... کتاب پر است از «خودانتقادی» ...