کتاب «خانه‌های تاریخی قم» دربردارنده 24 خانه قدیمی است که خانه حاکم قم قدیمی‌ترین خانه به‌شمار می‌آید و نقشه آن به دوران قاجار برمی‌گردد.

خانه‌های تاریخی قم سوسن بیات، نیلوفر زجاجی و محمد امیدواریان

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، کتاب «خانه‌های تاریخی قم» تالیف مشترک سوسن بیات، نیلوفر زجاجی و محمد امیدواریان از سوی انتشارات بوستان کتاب به چاپ رسید.

مشاهده قم در متون کهن و در کنار شهرهای قدیمی، خود گویای قدمت بسیار زیاد این شهر است. قم در زمان ساسانیان از هفت دیه نزدیک به هم تشکیل می‌شد. در کتاب «اسیرالملوک العجم» چنین آمده است: «چون بهرام گور به سوی ارمنیه می‌رفت به ناگاه رهگذر او بر حوالی قم افتاد، در آن منطقه آتشکده‌ای بنا کرد و آتش در آن افروخت و در آن بازاری پدید آورد و قم و روستاهای آن‌را بنا نهاد و آنرا «ممجان» نام نهاد و به مزدیجان بارو کشید.»

در سال‌های پایانی ساسانیان حاکم قم شخصی به نام «یزدان فاذار» بود که ریاست این هفت دیه جدا از یکدیگر که فاصله بسیاری از هم نداشتند بر عهده او بود. یزدان فاذار باروی شهر با را به دلیل تهاجم دیلمیان به دور شهر کشید. از جانب ابرستجان آن را آغاز کرد و از سمت جمکران نیز دیوار را بنا نهاد. پس از او صفین هم میان ابرستجان و جمکران دیوار کشید. بعد از ورود اعراب به قم، بارویی به این دیوار اضافه شد که در ادوار مختلف بارهاتخریب شد و بارها بازسازی و مرمت گشت.

شهر قم در سال به دست ابوموسی اشعری فتح شد و اسلام در آن نفوذ کرد. در اواخر قرن دوم ه.ق حضرت معصومه(س) در قم رحلت کرد و در قبرستان قم به خاک سپرده شد. بعد از آن شهر آرام آرام به سمت غرب کشیده شد. در اوایل قرن سوم ه.ق شهر به دو قسمت بزرگ و کوچک تقسیم شده بود که قسمت بزرگ هزار خانه و یک دژ استوار داشت. دو قسمت شهر با رودخانه از هم جدا شده بود و با چندین پل به هم راه داشت. در آغاز قرن پنجم ه.ق قم تحت نفوذ غزنویان بود، اما در اصل از سال 431 ه.ق زمام امور به دست سلجوقیان افتاده بود. قم به علت تمرکز قوای غزنوی در سیستان و افغانستان و هند، از دایره حکومت غزنویان خارج بود؛ پس از دهه چهارم قرن 5 ه.ق قم به طور رسمی جزو ممالک سلجوقی به حساب می‌آمد. در قرن 9 ه.ق شهر مجددا رونق پیدا کرد. در زمان صفویه به دلیل شیعه‌نشین بودن، قم مورد توجه بسیار زیاد شاهان قرار گرفت و ساختمان‌های باعظمت و زیبا در آن ساخته شد و جمعیت زیادی در شهر ساکن شدند، تا آنجا که بنا بر وصیت، پادشاهان و افراد مهم در قم و در جوار آرامگه حضرت معصومه(س) دفن می‌شدند.

قم یکبار دیگر با حمله افغان‌ها آسیب زیادی دید و مورد حمله و تاراج قرار گرفت و بی‌رونقی ساخت و ساز در آن ادامه یافت تا زمان فتحعلی‌شاه که مجددا مورد عنایت قرار گرفت و آبادی در آن شروع و ساخت و ساز آن از سر گرفته شد. در زمان ناصرالدین‌شاه بر مبنای تصاویر بر جای مانده، قم برج و بارو و دروازه باعظمتی داشت و حرم حضرت معصومه(س) در حال توسعه بود. بسیاری از آثار به جای مانده حال حاضر در داخل شهر قم به ویژه خانه‌های تاریخی متعلق به این دوره است. در این زمان با صدارت میرزاحسین خان سپهسالار سرشماری تعدادی از شهرهای ایران انجام شد و آمار آنها در «مجموعه ناصری» آمد که جلد اول آن مربوط به قم بود؛که با دقت زیاد جزئیات سرشماری خانه به خانه را در بر داشت و طبق آن در آن دوره 3716 خانه در شهر قم موجود بود. در این زمان 70 نفر از صاحبان خانه‌ها مشهور به بنا و یاد معمار بودند که این امر می‌تواند دلیل وجود بناهای فاخر در این زمان باشد. قم در این دوره به یازده محله تقسیم می‌شد؛ محله آستانه، عشقعلی، الوندیه، چهارمردان، سیدان، موسویان و دولتخانه، باغ پنبه، عربستان، مسجدجامع، میان شهر و سنگ‌بند.

محلات الوندیه و چهارمردان پرجمعیت‌ترین و باغ پنبه کم جمعیت‌ترین محلات بودند. محله آستانه 228 خانه داشت، محله چهارمردان 458 خانه، محله باغ پنبه 326 خانه، محله موسویان و دولتخانه 440 خانه، محله سیدان و شاه حمزه 304 خانه، محله الوندیه 322 خانه، محله عشقعلی و بودادیان 306 خانه، محله عربستان 432 خانه، محله مسجد جامع 196 خانه، محله میان شهر 264 خانه و محله سنگ‌بست 246 خانه داشت. شهر از سال 1307 دارای ساختار جدیدی شد. ابتدا قبرستان وسیعی در پشت دیوار شمالی صحن نو تا مقابل مسجد امام ادامه داشت، تسطیح و بعد خیابان‌های متعددی در اطراف آن احداث شد؛ مابقی فضای آن حوالی را به صورت باغی درآوردند و دور آن را نرده کشیدند. بعد دروازه‌ای که روی پل رودخانه وصل به بازار بود به همراه بازار خراب کردند و خیابانی طولانی در امتداد آن به نام خیابان آذر احداث شد. همچنین مقابل در بزرگ مسجد امام خیابانی عمود بر آذر به نام بهروز احداث شد و خیابان دیگری به نام خیابان ارم از شمال به جنوب کشیده شد که از یک سمت به خیابان آذر و از سمت دیگر به راه شوسه اصفهان و کاشان منتهی گشت و در دو طرفآن بناهای فاخری ساخته شد. اما در سال 1313 سیل مهیبی خسارات زیادی به شهر وارد کرد که حدود هزار خانه تخریب شد.

در این کتاب 24 خانه مورد مطالعه قرار گرفت که ترتیب قرارگیری خانه‌ها در متن کتاب بر اساس حروف الفباست و فقط خانه حاکم قم از این قاعده مستثناست و به عنوان خانه اول مورد بررسی قرار گرفته است به دلیل این‌که پلان آن قدیمی‌ترین نقشه‌ای است که از یک خانه در شهر قم در همان دوره قاجار برداشت و ترسیم شده است و سند بسیار بارازشی برای شروع مطالعات پیرامون معماری خانه‌های قدمی قم محسوب می‌شود.

خانه حاکم قم: همچون الگوی غالب خانه‌های اقلیم گرم و خشک، الگوی حیاط مرکزی داشته است و بخش‌های خانه درسه طرف حیاط قرار گرفته‌اند. جهت‌گیری کلی بنا به صورت شمال شرقی- جنوبغربی است که رون راسته نامیده می‌شود و قدیمی‌ترین تصویری که از پلان یک خانه موجود است، پلان ترسیم شده مادام دیولافوا از این خانه است که در سال 1262ه.ش به همراه همسرش به ایران سفر کرد و چند شبی درقم مهمان بود.

کتاب «خانه های تاریخی قم» تالیف مشترک سوسن بیات، نیلوفر زجاجی و محمد امیدواریان در 184 صفحه در شمارگان 500 نسخه به بهای 350 هزار تومان از سوی انتشارات بوستان کتاب به چاپ رسید.

................ هر روز با کتاب ...............

منجی آخرالزمانی هندوها... یک سفیدپوست مسیحی ادعا می‌کند آخرین آواتار ویشنو است؛ خدایی که هیئت جسمانی دارد... مخالفانش، این خدای تجسدیافته را باور ندارند و او را شیادی حرفه‌ای می‌دانند که با باندهای مواد مخدر در ارتباط است... قرار است با شمشیر آخته و کشتاری خونین جهان را از لوث جور و فساد جهانگیر پاک کند... برداشت‌های روان‌پریشانه از اعتقادات متعصبانه توسط فردی خودشیفته که خود را در جایگاه اسطوره‌ای منجی می‌پندارد و به خونسردی فاجعه می‌آفریند ...
خواهر و معشوقه‌اش، دروسیلا می‌میرد و کالیگولا بر اثر مرگ او به پوچی زندگی بشر پی می‌برد... آنچه کالیگولا می‌خواهد این است که به اندازه‌ی سرنوشت بی‌رحم شود تا از خلال بی‌رحمی او انسان‌ها به آن «بی‌رحمی دیگر» پی ببرند ... بزرگ‌زادگان دربار را به صورت عروسک‌های خیمه‌شب‌بازی درمی‌آورد که ریسمانشان در دست اوست. آنها را وامی‌دارد تا برای نجات زندگی خود همه‌چیز را تسلیم کنند و به همه چیز پشت کنند، یعنی همه‌ی آنچه در واقع علت وجودی زندگی آنهاست ...
پدر ویژگی‌های بارز یک آنیموس منفی (سایه مردانه) را در خود حمل می‌کند... در جوانی، خودکامه و جسور و بی‌توجه بوده و تا به امروز، تحقیرگر: به مادرت صد دفعه گفته‌ بودم از این پسر مرد در نمی‌آد... تلاش ناکام پیرمرد در دست‌درازی به معصومیت پسر موجب استقرار حس گناهی است که یک قدم تا «انزجار از خود» فاصله دارد. و این فاصله با تنبیه پدر و تایید مادر طی و تبدیل به زخمی عمیق می‌شود... او یک زخمی است که می‌تواند زخم بزند ...
کتاب سه بخش دارد و در هر بخش ماجرا از دید یکی از سه مرد خانواده روایت می‌شود... سه راوی سه نگاه ولی یک سوژه: مادر... تصویر موج‌های هم‌مرکز که یکی پس از دیگری به حرکت درمی‌آیند ولی هرگز به یک‌دیگر نمی‌رسند... از خاله آیرین می‌شنویم و از زندگی و رابطه‌اش با شوهر سابقش بوید،‌ از سوفی، خدمتکار خانه که دلبسته کارل است، ‌از کارل آلمانی و داستان‌های پدربزرگش،‌ از عمه کلارا و عمو ویلفرد و جزییات خانه‌شان و علایق‌شان... در فصل اول پسری سرکش و برادرآزار به نظر می‌آید ولی در فصل دوم وجوه تازه‌ای از شخصیت ...
مدیر کارخانه خبردار می‌شود که یکی از آشنایانش، به نام مهندس مارکو ماشینی ساخته است به اسم کاربوراتور که می‌تواند از خود ماده، جوهر ازلی آن را بیرون بکشد: «مطلق»... پدیده‌های عجیبی تولید می‌شوند: رخدادهای دینی مانند گرایش‌های مذهبی، وعظ و خطابه، معجزات و حتی انواع تعصبات مذهبی... هواخواهان خدای روی کشتی لایروبی! با طرفداران خدای میدان تربیت اسب! درگیر می‌شوند... کلیسای رومی که از آغاز با مطلق مخالفت داشت، سرانجام آن را می‌پذیرد ...