مجموعه نمایشنامه «۷ کوتوله و تمساح» نوشته سیروس همتی منتشر شد.

 کوتوله و تمساح سیروس همتی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از هنرآنلاین، همتی نویسنده و کارگردان تئاتر، درباره این مجموعه نمایشنامه، به هنرآنلاین گفت: منظور از ۷ کوتوله، هفت نمایشنامه کوتاه و تمساح یک نمایشنامه بلند است. احساس کردم باید یک نمایشنامه بلند هم در کنار متن‌های کوتاه در این کتاب باشد تا هنرجو، دانشجو و علاقه‌مندانی که کتاب را می‌خوانند فرق این دو را بدانند.

او با این توضیح که مضمون نمایشنامه‌ها مرتبط با کودکان، حیوانات و کلیله‌ودمنه نیست، ادامه داد: این نمایشنامه‌ها به‌شدت پرمفهوم هستند و برای نگارش هر کدام ماه‌ها وقت گذاشته‌ام. موضوع هفت نمایشنامه «کمک»، «هفتاد و پنج هزار»، «در»، «شش در چهار»، «تالار»، «پمپ»، «هاپولی» و «تمساح» آزاد است و هر کدام ژانرهای متفاوتی دارند. در این متن‌ها مجموعه‌ای از مسایل روز، انسانی، طنز، اجتماعی، سیاسی و انتقادی گنجانده شده است. در حقیقت محتوا تجمیع تمام اموری محسوب می‌شود که یک شخص در حال حاضر و در دهه‌های اخیر با آن برخورد داشته و یا خواهد داشت.

همتی با بیان این که در مقدمه کتاب «۷ کوتوله و تمساح» توضیح داده شده فن، تکنیک و تجربه لازمه نوشتن درام و یا نمایشنامه کوتاه است، افزود: به‌نظرم نوشتن نمایشنامه کوتاه سختی‌های خاص خود را دارد. باید در این نوع نمایشنامه، مفهوم، کانسپت، شخصیت‌پردازی، اتفاق و به‌طور کلی مفهوم را در کوتاه‌ترین زمان ممکن ارائه داد.

او درباره انگیزه نگارش این نمایشنامه‌ها، اظهارداشت: داور جشنواره تئاتر کوتاه ارسباران بودم که اهمیت نگارش نمایشنامه‌های کوتاه که در ذهن داشتم و برایم دغدغه بود چندین برابر شد. ضعف بزرگ جشنواره‌هایی هم‌چون مونولوگ و یا کوتاه، نداشتن یک متن در شان خود جشنواره است.

به‌گفته همتی، کتاب «۷ کوتوله و تمساح» از سوی انتشارات کتاب‌ نیستان منتشر شده است و تمامی متن‌ها قابل اجرا هستند.

او دو فیلمنامه «آیینه» و «چند- پامنار» را نیز نوشته است، که اولویت اول آن با ساخت و سپس انتشار در قالب کتاب است. همتی این روزها مشغول تمرین برای اجرای نمایش رادیویی است.

................ هر روز با کتاب ...............

هنر |
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...