نام اثر جدید «پیرس براون» نویسنده‌ی پرفروش کتاب‌های ‌علمی تخیلی در جدیدترین فهرست کتاب‌های داستانی پرفروش‌ نیویورک‌ تایمز به چشم می‌خورد.

به گزارش ایسنا، «پیرس براون» نویسنده آمریکایی ژانر علمی تخیلی است که با انتشار مجموعه کتاب‌های «قیام سرخ» به شهرت رسید. این نویسنده پیش از این چهار کتاب از مجموعه کتاب‌های «قیام سرخ» با عناوین، «قیام‌ سرخ»، «پسر زرین»، «ستاره صبح»، «طلا و فولاد»‌ منتشر کرده بود. جدیدترین اثر «براون»، «عصر سیاه» نام دارد که در حقیقت پنجمین جلد از سری کتاب‌های «قیام سرخ» محسوب می‌شود. رمان «عصر سیاه»‌ در اولین هفته حضور خود در فهرست پرفروش‌های نیویورک‌تایمز، در جایگاه پنجم قرار گرفته است.

رمان «جایی که خرچنگ‌ها آواز می‌خوانند» [Where the crawdads sing] نوشته دلیا اونز[Owens, Delia] در چهل و هفتمین هفته حضورش در بین پرفروش‌های داستانی این نشریه با یک پله صعود و با کنار زدن جدیدترین اثر «دیوید بالداچی» ‌نویسنده پرفروش آثار جنایی، در رتبه اول فهرست پرفروش‌های داستانی (hard cover) قرار گرفته است.

رمان «یک اقدام خوب» نوشته «دیوید بالداچی»‌ که موفق شده بود در اولین هفته حضور خود در فهرست پرفروش‌های این نشریه، ‌جایگاه اول را از آن خود کند،‌ این بار در جایگاه دوم دیده می‌شود. «‌بالداچی» در رمان جدید خود داستان سرباز کهنه‌کار جنگ جهانی دوم به نام «آرچر» را روایت می‌کند که تحت آزادی مشروط برای مدتی از زندان آزاد می‌شود. این سرباز در این مدت باید قاتل واقعی پرونده‌ای را که در آن او به عنوان متهم شناخته شده پیدا کند، در غیر این صورت بار دیگر به زندان بازگردانده خواهد شد.

در رتبه سوم اما،‌ جدیدترین رمان «کولسون وایتهد» نویسنده برنده جایزه «‌پولیتز» حضور دارد. «وایتهد» در رمان «پسران نیکل» [The Nickel Boys]،‌ داستان دو پسر سیاه‌پوست محکوم به تحصیل در یک مدرسه بازپروری در دوران اجرای قانون «جیم کرو» را روایت می‌کند.

 رمان «دختر جدید»‌ نوشته «دنیل سیلوا»‌ نویسنده پرفروش نیز در سومین هفته حضور خود در فهرست پرفروش‌ها، در جایگاه چهارم قرار گرفته است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...