کتاب «رسم اهل ادب»، کتاب جامع در آداب خدمتگزاری اهل‌بیت (ع) نوشته سیدمحمد سادات اخوی توسط نشر پرنده منتشر شد.

رسم اهل ادب سیدمحمد سادات اخوی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از فارس، در این کتاب خاطرات مستقیم نویسنده از اهل هیأت، منبر، مسجد و خدمتگزاری اهل‌بیت (ع) با حدود ۳۰۰ قصه، همچنین مقالات، یادداشت و قطعه‌های کوتاه که به صورت مستقیم آداب خدمتگزاری اهل‌بیت در حوزه‌های گوناگون هیأت و هیأت‌داری نوشته شده است.

همچنین این کتاب به روایت داستان‌هایی درباره علمای عارف، فقیه و عالم و رابطه آنان با اهل‌بیت به‌ویژه امام حسین (ع) پرداخته است و در بخش آخر قصه‌هایی از زندگی مداحان و هیأت‌داران و پیشکسوتان به صورت منظوم روایت کرده است.

بخش عمده‌ای از کتاب به دلیل شنیدن مستقیم نویسنده از راوی دارای وثوق کامل است و یا از افراد موثق نقل شده است.

در این کتاب، آداب همه منصب‌های خادمی از آبدارچی و راننده تا هیأت‌دار، سخنران و مداح مرور شده است.

هر چند که چندین قالب ادبی در کنار هم چون خاطره، داستانک، شعر، گفتارمتن تلویزیونی و یادداشت هستند؛ محتوای کتاب، آداب، نکته‌ها و داستان‌های خادمان اهل‌بیت در لباس‌های گوناگون است.

کتاب، به گونه‌ای تنظیم شده که خواننده از نوجوان تا بزرگ‌سال پس از مطالعه کتاب، بخش مهمی از مقدمه‌های خدمتگزاری در آستان اهل‌بیت(ع) را در قالب‌های گوناگون بداند و نبض مسیرش را تنظیم کند.

کتاب «رسم اهل ادب» در ۹۹۶ صفحه با قیمت ۲۹۸ هزار تومان از طریق پخش ققنوس در کتابفروشی‌های سراسر کشور در دسترس مخاطبان است.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...