کتاب «بچه‌های مسجد بلال»؛ تجربه‌نگاری پایگاه بسیج مسجد بلال مشهد در سرگذشت‌پژوهی شهدا به قلم نوید ظریف کریمی از سوی انتشارات «راه یار» روانه بازار نشر شد.

بچه‌های مسجد بلال نوید ظریف کریمی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، در بخشی از معرفی این کتاب اینطور می‌خوانیم: «مسجد هویتی‌ترین، عمیق‌ترین و قدیمی‌ترین نهاد محلی در جامعه ایرانی است. مساجد در برهه‌های مختلف تاریخی نقش‌های مهم و تاریخی را ایفا کرده‌اند. به خصوص در سده اخیر که شاخص‌ترینِ آن نقش محوری مساجد در پیروزی نهضت اسلامی مردم ایران بود. فعال شدن کارکرد مبارزاتی مساجد در این سطح تشکیلاتی و سیاسی، شاید در تاریخ ایران و جهان اسلام بی‌سابقه یا کم‌سابقه است. اما به اندازه‌ای که مسجد در چهار دهه گذشته نقش ایفا کرده، _ در حوزه علم، رسانه و هنر _ روایت نشده است. علم، بیش از همه، مسجد را به جهت معماری، آن هم در وجه تاریخی‌اش مشاهده کرده است. هنر هم رسماً در برخی قالب‌های هنری مانند سینما، مسجد را اصلاً نادیده گرفته است. رسانه هم مسجد را ضریب نداده و ژورنالیزم مسجد یکی از خلأهای جدی روزگار ماست...

از طرفی یکی از ابعاد مهم و پایه‌ای «نهضت مسجد‌نگاری» توجه به نهادهای مستقر در مساجد است. محوری‌ترین نهاد مردمی بر بستر مساجد، «پایگاه‌ بسیج»‌ است.

اگر بخواهیم بسیار ابتدایی محاسبه کنیم،‌ بیش از ده میلیون نفر در این چهار دهه در پایگاه‌های بسیج به‌نحوی مسئولیت داشته‌اند. اما تابحال یک کتاب که حتی برای ما روایت کند که در این نهاد اجتماعی برآمده از انقلاب اسلامی چه می‌گذرد، تولید نشده است. بسیجی تنها با روایت سیدمرتضی آوینی در دل جنگ هشت ساله دیده شده است...

پایگاه‌های بسیج بعضاً آتش به‌اختیار البته منتظر ابلاغیه‌ها و بالادستی‌ها نمانده‌اند و خودشان در آن‌جا که حس می‌کرده‌اند اولویت ولی و مردم بوده است ورود کرده‌اند و تجربیاتی را رقم زده‌اند. پهنه موضوعات در بسیج مستضعفین بسیار زیاد است و این ما را به ضرورت نهضت روایت بسیج در چهار دهه گذشته می‌رساند. نهضت روایت بسیج مانند ماهیت خود این مجموعه باید مردمی باشد.

«بچه‌های مسجد بلال» قصه پرغصه‌ای دارند. گروهی که به صورت خودجوش به ضرورت پایگاه‌نگاری و مسجدنگاری با محوریت سرگذشت‌پژوهی شهدای پایگاه، مسجد و محله می‌افتند. کار را هم جلو می‌برند و در این مسیر دستخوش اتفاقات و حوادث بسیاری می‌شوند.

این کتاب اولین کتاب در «پایگاه‌نگاری»‌ (پایگاه بسیج مسجد و محله) و اولین در «مسجدنگاری» (ثبت تجربه فعالیت مردمی در مسجد با هدف ارائه الگو برای سایر مساجد) در کشور است.

در این کتاب تلاش شده است تا زمانه و زمینه پایگاه بسیج مسجد بلال مشهد با محوریت مناسبات بین مسجد، محله، شرایط کلان کشور مورد بررسی قرار گیرد. در فصل انتهایی کتاب هم بر تجربه شهیدپژوهی پایگاه بسیج که در اوایل دهه 1390 انجام شده است تمرکز کرده‌ایم. اینکه پایگاه‌های بسیج به‌ هویت تاریخی خود به خصوص شهدای پایگاه در مقاطع مختلف زمانی توجه کنند امری بسیار حیاتی و راهبردی است. کتاب «بچه‌های مسجد بلال» اولین تلاش برای آغاز یک نهضت در این حوزه است.

در بخشی از این کتاب که در پشت جلد آن آمده است، می‌خوانیم: «در ساخت این مسجد بیش از سی شهید مشارکت داشتند که همه‌شان در دوران دفاع مقدس به درجۀ رفیع شهادت رسیدند. ما از زمان نوجوانی توی بسیج بارها این چیزها را از بزرگ‌ترهای مسجد می‌شنیدیم. وقتی خودم توی بسیج مسئول فرهنگی بودم، توی مسجد می‌دیدم که هیچ مستندی از شهدا و مسجد نیست، مگر در حد یک پروندۀ خیلی ابتدایی از شهدا. کسی نبود که پیگیر این موضوع باشد و خاطرات مسجد بلال و تاریخ شفاهی‌اش را مدون کند. این پیش زمینه باعث شد که ما در ابتدای دهۀ نود به فکر بیفتیم که خودمان برای این مسجد کاری انجام بدهیم. هدف ما هم ثبت تاریخ شفاهی مسجد بود و هم خاطرات شهدا.»

کتاب «بچه‌های مسجد بلال»به قلم نوید ظریف کریمی در 192صفحه و با قیمت 30هزار تومان عرضه شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...