برگ برگ | شرق


برای ما انسان‌شناسان ناامید از تخیل و نوآوری نظری در پژوهش اجتماعی، کتاب «بدهی: پنج‌ هزار سال نخست»[Debt : the first 5,000 years]، با ایده ساختارشکنانه‌اش درباره تاریخ «قرض» نقطه عطفی به حساب می‌آید. یکی از ظرفیت‌های بزرگ انسان‌شناسی قدرتش در غیرطبیعی‌کردن و رمزگشایی مجدد جنبه‌های ابتدایی و بدیهی زندگی روزمره است. کاری که دیوید گریبر [David Graeber] انسان‌شناس فقید آمریکایی به‌خوبی از پس آن برمی‌آید.

خلاصه کتاب بدهی: پنج‌ هزار سال نخست»[Debt : the first 5,000 years] دیوید گریبر [David Graeber]

این کتاب که برای اولین بار در سال 2011 منتشر شد و تا حد زیادی تداعی‌کننده‌ ایده کلاسیک مارسل موس در رساله‌ پیشکِشی است، ثابت می‌کند که اعتبار برخلاف آنچه عموم اقتصاددانان می‌گویند نسخه‌ بهبودیافته‌ سیستم‌های مبادله قبلی در طول تاریخ نیست. گریبر با نگاه بدیع و انقلابی خود که پیش‌تر نیز از او دیده‌ایم، این بار پیکان تحلیلش را به سمت مفهوم «بدهی» گرفته و از ابتدا گزاره‌ای غافلگیر مطرح می‌کند: «تاریخ بدهی ضرورتا همان تاریخ پول نیست». او با طرح این پرسش تاریخچه‌ چالش‌برانگیز بدهی و رابطه آن با تحول و تغییرات اجتماعی و اقتصادی پنج هزار سال گذشته را نشان می‌دهد.

او در استدلال خود خِرد متعارف درباره منشأ پول و ماهیت مبادلات اقتصادی را به چالش می‌کشد. گریبر استدلال می‌کند که درک عمومی و استانداردشده‌ای که پول را به‌عنوان وسیله‌ای خنثی و غیرسیاسی برای مبادله معرفی می‌کند، افسانه‌ای بیش نیست؛ زیرا پول همیشه در روابط اجتماعی و ساختارهای قدرت سیاسی نهفته بوده است. گریبر منشأ بدهی و اعتبار را در جوامع اولیه بشری دنبال می‌کند، جایی که تعهدات اجتماعی و مسئولیت‌های جمعی ابزار اصلی مبادله بودند. او استدلال می‌کند که بدهی و اعتبار به‌عنوان راهی برای مدیریت این روابط اجتماعی پدیدار شد و به افراد و جوامع اجازه داد تا تعهدات و مسئولیت‌های خود را در طول زمان متعادل کنند. بدهی در ابتدا نه یک رابطه مالی که رابطه‌ای اجتماعی بود و بعدها در طول زمان معنایی پولی یافت و به تدریج به یک کالا تبدیل شد.

اهمیت این دیدگاه در آن است که به دقت افسانه‌ مرکزی علم اقتصاد، یعنی تاریخ تهاتر (مبادله پایاپای) را زیر سؤال می‌برد و ادعا می‌کند که هیچ مستند انسان‌شناختی و تاریخی وجود پایاپای‌بودن این مبادله (یعنی پس‌گرفتن دِین در همان زمان) را تأیید نمی‌کند. بنابراین تولید کالای واسط (پول) نیز پدیده‌ای جدیدتر از تاریخ بدهی است، پس بدهی از پول قدیمی‌تر است. او استدلال می‌کند که در جوامع باستانی چیزی به اسم پیشکش وجود داشته که خود یک نظام معنایی بوده و اعتبار را به وجود می‌آورده است. وجود پول بسیار بعد و در شرایطی کاربرد داشته است. بر همین منوال، برخلاف آنچه اقتصاددانانی چون آدام اسمیت نقل می‌کنند، پول به‌صورت ارگانیک در جامعه وجود نداشته و بنابراین نمی‌توانسته باعث وجود دولت‌ها شود، بلکه حکومت‌ها و دولت‌ها برای حفظ دیونِ اجتماعات به وجود آمده‌اند. پس بدهی از دولت و دولت از پول قدیمی‌تر است. او این‌گونه بحث می‌کند که بدهی در طول تاریخ مبتنی بر نوعی ریسک‌پذیری بوده، اما مبنای ایجاد بانک‌ها، وجود شیوه‌های قهری برای بازپرداخت دین و تضمین بازگشت پول و سود همراه با آن است، در حقیقت بانک‌ها با حذف ریسک‌پذیری، به خشونت متوسل شده‌اند و در نمونه‌های متأخر مانند صندوق بین‌المللی پول، کشورهای در حال توسعه مجبور به اتخاذ سیاست‌های ریاضت اقتصادی و فقیرترکردن مردم‌شان می‌‌شوند تا بدهی خود را بپردازند؛ بدهی‌هایی که بازپرداخت‌شان دهه‌ها به طول می‌انجامد.

بنابراین از دیدگاه گریبر –که احتمالا کلیدی‌ترین بینش کتاب است- از بدهی برای اعمال هنجارهای اجتماعی و ارزش‌های اخلاقی استفاده شده است. گریبر این نکته را با مثال‌های متعددی از جمله رویه قرون وسطایی دریافت بهره وام به‌عنوان گناه یا نقش بدهی در بردگی مردم آفریقا نشان می‌دهد. یا درباره رابطه‌ بدهی و خشونت گریبر استدلال می‌کند که بدهی اغلب به‌عنوان بهانه‌ای برای خشونت و اجبار، هم در سطح فردی و هم در سطح اجتماعی استفاده می‌شود. او نحوه استفاده از بدهی برای توجیه استعمار، جنگ و دیگر اشکال استثمار در طول تاریخ را برجسته می‌کند. در این معنا، او معتقد است که بدهی نوعی کنترل اجتماعی است که محافظه‌کارانه ساختارهای موجود قدرت را تقویت می‌کند و نشان می‌دهد که چگونه «اقتصادِ اعتبار» به‌عنوان گزاره‌ای انسانی و اخلاقی با گسترش سرمایه‌داری به «اقتصاد سود» با محوریت نفع شخصی تبدیل شد.

البته کتاب با وجود داشتن نقاط قوت بسیار، در تحلیل محدودیت‌هایی دارد. یکی از انتقادات می‌تواند ساده‌سازی روابط پیچیده اقتصادی و اجتماعی باشد. به‌عنوان مثال، تصویرسازی گریبر از بدهی به‌عنوان عامل همیشگی قدرت و وابستگی، هیچ فضایی را برای بهره‌مندی مختصر گروه‌های اصطلاحا بدهکار یا خلق ارزش‌های جدید متصور نیست. نکته دیگر اینکه برخی از استدلال‌های گریبر به دلیل کبود شواهد تجربی مورد انتقاد قرار گرفته است. برای مثال، برخی از محققان اشاره کرده‌اند که شواهدی مبتنی بر وجود اشکال اولیه‌ پول در جوامع باستانی وجود دارد.

با وجود این انتقادات، بدهی همچنان کتابی تأثیرگذار است و به گسترش بحث درباره ماهیت پول و بدهی در جامعه معاصر کمک کرده است. استدلال گریبر مبنی بر اینکه پول هرگز خنثی یا غیرسیاسی نیست در میان بسیاری از افرادی که نسبت به نظریه اصلی اقتصادی و نقش غالب بازارها در شکل‌دادن به روابط اجتماعی بدبین هستند تأثیرگذار بوده است. این کتاب همچنین به‌عنوان الهام‌بخش جنبش اشغال وال‌استریت که توجه را به نابرابری‌ها و عدم تعادل قدرت در سیستم مالی جهانی جلب کرد، مورد توجه عموم مردم در سراسر جهان قرار گرفت. «بدهی: پنج هزار سال نخست» کتابی جاه‌طلبانه و قابل تأمل است که فرضیات ما را درباره منشأ و ماهیت پول و بدهی به چالش می‌کشد و همچنین الهام‌بخش گفت‌وگوی گسترده‌تری درباره نقش بدهی در شکل‌دهی جوامع بشری است. استدلال گریبر مبنی بر اینکه بدهی یک رابطه اخلاقی و سیاسی نیز هست، دیدگاه ارزشمندی را درباره تعامل پیچیده بین اقتصاد، سیاست و جامعه ارائه می‌دهد. این کتاب با زبان ساده خود، در طرح مفاهیم پیچیده اقتصادی و تاریخی مفصل‌بندی دقیق و جذابی دارد و ترجمه روان علی معظمی بر لذت خواندن کتاب می‌افزاید.

کتاب «بدهی: پنج هزار سالِ نخست» اثر دیوید گریبر و ترجمه علی معظمی توسط نشر چرخ در 745 صفحه در قطع رقعی منتشر شده است.

............... تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

پس از ۲۰ سال به موطن­‌شان بر می­‌گردند... خود را از همه چیز بیگانه احساس می‌­کنند. گذشت روزگار در بستر مهاجرت دیار آشنا را هم برای آنها بیگانه ساخته است. ایرنا که که با دل آکنده از غم و غصه برگشته، از دوستانش انتظار دارد که از درد و رنج مهاجرت از او بپرسند، تا او ناگفته‌­هایش را بگوید که در عالم مهاجرت از فرط تنهایی نتوانسته است به کسی بگوید. اما دوستانش دلزده از یک چنین پرسش­‌هایی هستند ...
ما نباید از سوژه مدرن یک اسطوره بسازیم. سوژه مدرن یک آدم معمولی است، مثل همه ما. نه فیلسوف است، نه فرشته، و نه حتی بی‌خرده شیشه و «نایس». دقیقه‌به‌دقیقه می‌شود مچش را گرفت که تو به‌عنوان سوژه با خودت همگن نیستی تا چه رسد به اینکه یکی باشی. مسیرش را هم با آزمون‌وخطا پیدا می‌کند. دانش و جهل دارد، بلدی و نابلدی دارد... سوژه مدرن دنبال «درخورترسازی جهان» است، و نه «درخورسازی» یک‌بار و برای همیشه ...
همه انسان‌ها عناصری از روباه و خارپشت در خود دارند و همین تمثالی از شکافِ انسانیت است. «ما موجودات دوپاره‌ای هستیم و یا باید ناکامل بودن دانشمان را بپذیریم، یا به یقین و حقیقت بچسبیم. از میان ما، تنها بااراده‌ترین‌ها به آنچه روباه می‌داند راضی نخواهند بود و یقینِ خارپشت را رها نخواهند کرد‌»... عظمت خارپشت در این است که محدودیت‌ها را نمی‌پذیرد و به واقعیت تن نمی‌دهد ...
در کشورهای دموکراتیک دولت‌ها به‌طور معمول از آموزش به عنوان عاملی ثبات‌بخش حمایت می‌کنند، در صورتی که رژیم‌های خودکامه آموزش را همچون تهدیدی برای پایه‌های حکومت خود می‌دانند... نظام‌های اقتدارگرای موجود از اصول دموکراسی برای حفظ موجودیت خود استفاده می‌کنند... آنها نه دموکراسی را برقرار می‌کنند و نه به‌طور منظم به سرکوب آشکار متوسل می‌شوند، بلکه با برگزاری انتخابات دوره‌ای، سعی می‌کنند حداقل ظواهر مشروعیت دموکراتیک را به دست آورند ...
نخستین، بلندترین و بهترین رمان پلیسی مدرن انگلیسی... سنگِ ماه، در واقع، الماسی زردرنگ و نصب‌شده بر پیشانی یک صنمِ هندی با نام الاهه ماه است... حین لشکرکشی ارتش بریتانیا به شهر سرینگاپاتام هند و غارت خزانه حاکم شهر به وسیله هفت ژنرال انگلیسی به سرقت رفته و پس از انتقال به انگلستان، قرار است بر اساس وصیت‌نامه‌ای مکتوب، به دخترِ یکی از اعیان شهر برسد ...