مترجم کتاب «خاطرات شخصی فیدل کاسترو» گفت: این نوشتار، پرده از بسیاری ناگفته‌های زندگی شخصی و انقلابی رهبر انقلاب کوبا کنار زده است.

علی‌اکبر عبدالرشیدی در گفت‌وگو با ایبنا، تصریح کرد: کتاب «خاطرات شخصی فیدل کاسترو» تنها شرح حالی‌ است که شخص «کاسترو» درباره خودش، فرآیند انقلاب کوبا و مسایل مربوط به آن در جهان نگاشته شده است.

وی با اشاره به این که نویسنده در این نوشتار علاوه بر شرح دوران کودکی و نوجوانی خود در مزرعه پدری، حکایت آغاز فعالیت‌های سیاسی و مسلحانه‌اش را نیز بیان کرده است، یادآور شد: این فعالیت‌های مسلحانه بر ضد رژیم باتیست‌ها(دیکتاتور کوبا) آغاز و در این کتاب شرح داده شده است.

عبدالرشیدی زیباترین قسمت‌های کتاب را مربوط به رویدادهای مخفی و اعلام نشده‌ای دانست که پیش از ژانویه 1959 رخ دادند. وی اظهار داشت: ‌این اتفاقات منجر به بازشدن راه رسیدن «فیدل کاسترو» به قدرت شد. همچنین بخش دیگری نیز در ارتباط با زندگی «ارنستو چه گوآرا» انقلابی آرژانتینی ا‌ست. وی یکی از سه مرد بزرگ و تعیین کننده در انقلاب کوبا معرفی شده است.

نویسنده کتاب «گفتنی‌ها» با اشاره به این که کاسترو در این کتاب شرح ناگفته‌های «چه‌گوآرا» درباره اسرار دستگیری و قتل وی در بولیوی را بیان کرده است، توضیح داد:‌ علت محبوبیت چه‌گوآرا در جهان، همچنین مباحثی درباره بحران موشکی- اتمی 1962 در کوبا و قرار گرفتن جهان در آستان جنگ جهانی سوم، در این اثر توضیح داده شده است.

عبدالرشیدی یادآور شد: «‌کاسترو» در بخشی از کتابش شرحی از چگونگی اسارتش در بازی‌های نابخردانه نیکیتا خورشچوف‌، نخست وزیر سابق روسیه، را بیان کرده و این که به چه دلیل در این بحران ایفای نقش کرده است. از بخش‌های خواندنی دیگر کتاب، تحلیل کاسترو درباره مرگ «جان اف کندی»، رییس جمهور ایالات متحده آمریکاست که از سوی بسیاری از مقامات امنیتی و سیاسی آمریکا به رهبر کوبا نسبت داده شد.

نویسنده کتاب «پوتین در عصر مواجهه محدود» با تاکید بر این که «کاسترو» در این کتاب پرده از ارتباطات پنهان با کندی، معرفی رابطان خود با کاخ سفید و همکاری‌های ناگفته‌اش با سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا(سیا) برداشته است، اظهار داشت:‌ نویسنده ضمن تایید نقش پررنگ و فعال کوبایی‌های تبعیدی در آمریکا و مافیا در کاخ سفید، این موضوع را به‌طور مستقیم به مسوولان نامشخصی در نظام سیاسی، امنیتی آمریکا نسبت داده، خودش را از این اتهامات مبرا می‌داند. وی در این نوشتار علت گرایشات سوسیالیسی خود را تشریح و در عین حال به ناکامی کومونیسم و دلیل شکست آن در انقلاب کوبا تاکید می‌کند.

وی با اشاره به این که کتاب «خاطرات شخصی کاسترو» پر از نام افرادی است که هر یک به نوعی در زندگی او و فرآیند انقلاب کوبا ایفای نقش کرده‌اند، تصریح کرد:‌ این افراد یا از لحاظ شخصیتی و رفتاری بر او تاثیر گذاشته‌اند یا او را در به قدرت رساندن همراهی کرده‌اند و در نهایت در مسیر پاگرفتن انقلاب کوبا تاثیر گذار بوده‌اند.

نویسنده کتاب «تاریخ جنبش عدم تعهد در ایران» تشریح کرد: ‌خواندن کتاب «خاطرات شخصی کاسترو» همه تصاویر ذهنی خواننده درباره یکی از مطرح‌ترین شخصیت‌های انقلابی نیمه دوم قرن بیستم را به هم می‌ریزد و تصویری کاملا جدید از او به عنوان یک روشنفکر ،‌مدیر و فرمانده ارایه می‌دهد و در عین حال، میزان خشونت و بی‌رحمی انقلاب کوبا و کشتار، حبس و تبعید مخالفان کاسترو را در فاصله سال‌های 1959 تا کناره‌گیری وی از قدرت تشریح می‌دهد.

عبدالرشیدی با اشاره به این که این نوشتار 11 دی ماه سال گذشته در آمریکا منتشر و تنها طی سه ماه به فارسی ترجمه شده است، اظهار داشت: ‌متن اصلی این نوشتار به زبان اسپانیولی نوشته شده و یکی از انقلابیون سابق و یاران قدیمی که در تبیعدی به سر می‌برد، آن را ویرایش کرده و از سوی یک مترجم آمریکایی به زبان انگلیسی ترجمه شده است. ترجمه این کتاب در 600 صفحه از سوی انتشارات روزنامه اطلاعات منتشر خواهد شد.

وی با اشاره به این که جامع‌ترین تصویر از شخصیت کاسترو و انقلاب کوبا در این نوشتار تدوین شده است، بیان داشت:‌ قلم این نوشتار بسیاری پیچیده و نمادین است؛ به گونه‌ای که نویسنده تنها به صورت مجمل و با اشارات تاریخ 80 ساله را در 600 صفحه گنجانده است. کاسترو اصرار دارد که نوشته‌اش را در قالبی روشنفکرانه ارایه دهد و به گفته خودش، پس از مطالعه بهترین شرح‌های تاریخ، از این نوع نگارش استفاده کرده است.

وی ادامه داد: در فرآیند نگارش کتاب، تقدم و تاخر زمانی برای رویدادها رعایت نشده است و نویسنده در میانه ذکر یک خاطره، به مساله دیگری می‌پردازد.

عبدالرشیدی مخاطبان این نوشتار را دانشجویان علوم سیاسی، تاریخ و دیپلماسی دانست و افزود: کاسترو معتقد است در این کتاب هیچ نکته‌ای را ناگفته نگذاشته و منصفانه و نزدیک به حقیقت درباره خودش و دیگران صحبت کرده است. در هنگام مطالعه کتاب خواننده درمی‌یابد که این وعده در اکثر موارد محقق شده است.

پیش از بوکر او هرگز نتوانسته بود صرفا از طریق داستان‌هایش مخارج زندگیش را تامین کند... تنها در بریتانیا ۸۰۰ هزار نسخه فروخته... برنده شدن در این جایزه به یک نوع «تاج‌گذاری» تبدیل شده است... هر سال مجموعه جدیدی از داوران انتخاب می‌شوند... برخی از ناشران نیز رزومه داوران را موشکافی می‌کنند و آثار پیشنهادی را مطابق سلیقه آنها ارائه می‌دهند... برنده شدن بسیاری را تبدیل به نویسندگانی مضطرب می‌کند ...
حکومتی که بنیادش بر تمایز و تبعیض میان شهروندان شکل گرفته است به همان همبستگی اجتماعی نیم‌بند هم لطمات فراوانی وارد می‌کند... «دولت صالحان» همان ارز زبان‌بسته را به نورچشمی‌ها، یا صالحان رده پایین‌تر، اهدا می‌کند... مشکل ایران حتی مقامات فاسد و اصولا فساد نیست. فساد خود نتیجه حکمرانی فشل، نبود آزادی و اقتصاد دولتی است... به فکر کارگران و پابرهنگان و کوخ‌نشینانید؟‌ سلمنا! تورم را مهار کنید که دمار از روزگار همان طبقه درآورده است، وگرنه کاخ‌نشینان که کیف‌شان با تورم کوک می‌شود ...
عشقش او را ترک کرده؛ پدرش دوست ندارد او را ببیند و خودش هم از خودش بیزار است... نسلی که نمی‌تواند بی‌خیال آرمان‌زدگی و شعار باشد... نسلی معلق بین زمین ‌و هوا... دوست دارند قربانی باشند... گذشته‌ای ساخته‌اند برای خودشان از تحقیرها، نبودن‌ها و نداشتن‌ها... سعی کرده زهر و زشتی صحنه‌های اروتیک را بگیرد و به جایش تصاویر طبیعی و بکر از انسان امروز و عشق رقم بزند... ...
دو زن و یک مرد همدیگر را، پس از مرگ، در دوزخ می‌یابند... همجنس‌بازی است که دوستش را به نومیدی کشانده و او خودکشی کرده است... مبارز صلح‌طلبی است که به مسلکِ خود خیانت کرده است... بچه‌ای را که از فاسقش پیدا کرده در آب افکنده و باعث خودکشی فاسقش شده... دژخیم در واقع «هریک از ما برای آن دو نفرِ دیگر است»... دلبری می‌کند اما همدمی این دو هم دوام نمی‌آورد... در باز می‌شود، ولی هیچ‌کدام از آنها توانایی ترک اتاق را ندارد ...
«سم‌پاشی انسان‌ها» برای نجات از آفت‌های ایدئولوژیک اجتناب‌ناپذیر است... مانع ابراز مخالفتِ مخالفین آنها هم نمی‌شویم... در سکانس بعد معلوم می‌شود که منظور از «ابراز مخالفت»، چماق‌کشی‌ و منظور از عناصر سالم و «پادزهرها» نیز «لباس‌شخصی‌ها»ی خودسر!... وقتی قدرت در یک حکومت، مقدس و الهی جلوه داده شد؛ صاحبان قدرت، نمایندگان خدا و مجری اوامر اویند و لذا اصولا دیگر امکانی! برای «سوءاستفاده» باقی نمی‌ماند ...