ششمین چاپ کتاب «رویا و تاریخ؛ امریکا در دو قرن» [Le rêve et l'histoire : deux siècles d'Amérique] نوشته کلود ژولین [Claude Julien] و ترجمه زنده‌یاد مرتضی کلانتریان توسط نشر آگاه منتشر شد. این کتاب را می‌توان تاریخ شکل‌گیری نظام امپریالیستی آمریکا دانست.

رویا و تاریخ؛ امریکا در دو قرن» [Le rêve et l'histoire : deux siècles d'Amérique] نوشته کلود ژولین [Claude Julien]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، نشر آگاه ششمین چاپ کتاب «رویا و تاریخ؛ امریکا در دو قرن» نوشته کلود ژولین و ترجمه زنده‌یاد مرتضی کلانتریان را با شمارگان ۲۲۰ نسخه، ۵۵۰ صفحه و بهای ۱۲۰ هزار تومان منتشر کرد. تاریخ نخستین چاپ این کتاب تابستان ۱۳۵۷ است و تاریخ دومین چاپ آن ۱۳۶۷ که در این نوبت کتاب با شمارگان ۳۳۰۰ نسخه منتشر شده بود. چاپ پیشین (پنجم) کتاب نیز سال ۹۹ با شمارگان ۱۱۰ نسخه و بهای ۹۵ هزار تومان در دسترس مخاطبان قرار گرفت.

این کتاب چشم انداز جهانی جسورانه‌ای را از تاریخ ایالات متحده آمریکا ارائه می‌دهد. نویسنده با استفاده از تخصص و تسلطش بر تاریخ امریکا خوانندگان را از دوران استعمار به امروز می‌آورد تا نشان دهد که چگونه ایالات متحده آمریکا و اروپای غربی به دور از واگرایی، سیرهای مشابه را در این دوره طولانی دنبال کردند و چگونه وابستگی آمریکا به انگلیس و اروپا خیلی دیرتر از آنچه در گذشته تصور می‌شد، گسترش یافت.

کلود ژولین در یک روایت گسترده که دو قرن طول می‌کشد، توصیف می‌کند که چگونه شورش مستعمرات سرزمین اصلی، محصول بحرانی بود که به طور کلی کشورهای امپراتوری اروپا را آزار می‌داد. وی ردیابی می‌کند که چگونه ایجاد یک کشور ملی صنعتی بنام ایالات متحده آمریکا پس از جنگ داخلی به موازات تحولات در اروپای غربی، تأثیرات بی ثبات کننده مشابهی را تقویت کرد و از طریق دستیابی به یک امپراتوری جزیره‌ای در کارائیب و اقیانوس آرام، راهی برای امپریالیسم گشود. دوره حاکمیت استعماری که متعاقب آن بود، تاریخ امپراتوری‌های اروپا را در توجیهات ایدئولوژیک، روابط اقتصادی و اصول اداری منعکس کرد.

در نهایت ژولین در این کتاب طرحی از تمام فراز و نشیب‌های تاریخ امریکا را ترسیم می‌کند و همین به مخاطب کمک می‌کند تا درک مناسبی از سیر تکاملی آمریکا را از زمان تاسیس و شکل گیری به دست مهاجرنشین‌های اروپایی تا بدل شدن به یک قدرت امپریالیستی به دست آورد.

کتاب شامل چهار فصل به ترتیب با این عناوین است: «سرمایه داری در برابر دموکراسی»، «نظم در برابر آزادی»، «نژادپرستی در برابر برابری» و «ناسیونالیسم اقتصادی در برابر پیشرفت همگانی». کتاب مقدمه مهمی به نام «پیکار» دارد و سرفصل‌های طرح شده در آن از این قرار است: «رویا و کشمکش‌ها»، «رویا و کابوس»، «تاریخ و سازش‌ها»، «حق و قانون»، «برای برخورداری از آزادی باید واجد شرایط بود»، «حقی برای نابرابری»، «قبل از هرچیز نظم و قدرت»، «از مالکیت تا جست‌وجوی خوشبختی»، «حق طغیان» و «رویارویی». کتاب موخره‌ای به نام تولد دوباره رویا، دارد.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...