ابراهیم خلیلی از جانبازان دوران دفاع‌مقدس و بسیجیان لشکر عملیاتی ۲۷ محمد رسول الله (ص) است که چندین سال فرمانده پایگاه مقاومت بسیج مسجد سبحان تهران بود، در نشریه «شلمچه» به سردبیری و مدیر مسئولی مسعود ده‌نمکی و فیلم سینمایی «اخراجی‌های ۱» فعالیت‌ داشت. داود خلیلی پدر شهید ابراهیم خلیلی نیز در دوران دفاع مقدس و در منطقه دشت عباس به شهادت رسیده بود و همچنین عموی شهید خلیلی نیز در دوران هشت سال دفاع مقدس به شهادت رسیده بود. او نیز در عملیات تفحص شهدا از ناحیه یک پا محروج و به درجه جانبازی نائل شده است.

خلاصه کتاب پای درختان زیتون» به قلم مریم عرفانیان

شهید ابراهیم خلیلی ۳۸ ساله از تخریب‌چی‌های لشکر ۲۷ محمدرسول الله (ص) بود که طی عملیاتی مستشاری برای دفاع از حریم اهل بیت (ع) عازم سوریه شده بود و در شرق حلب به شهادت رسید.

کتاب «پای درختان زیتون» به قلم مریم عرفانیان، از آثار این نویسنده در حوزه ادبیات پایداری و زندگی‌نامه شهدا است که به روایت زندگی شهید ابراهیم خلیلی می‌پردازد. این کتاب در چارچوبی واقع‌گرایانه، صحنه‌هایی از زندگی این شهید را ترسیم می‌کند.

شخصیت و مسیر زندگی این شهید، نمونه‌ای است از تعهد به آرمان‌های والا و ایمان به مفهوم واقعی زندگی، که می‌تواند الهام‌بخش نسل‌ جدید باشد. به‌همین‌دلیل پای درختان زیتون می‌تواند پلی برای پیوند میان نسل‌های گذشته و امروز باشد و ارزش‌های انسانی و ملی را به مخاطبان جوان منتقل کند.

سبک نگارش عرفانیان در این‌اثر، واقع‌گرا و احساسی است. او با استفاده از توصیفات دقیق و جملات کوتاه و تأثیرگذار، تلاش می‌کند عمق احساسات و تجربیات شهید را به تصویر بکشد. یکی از نقاط قوت کتاب پیش‌رو، استفاده از خاطرات و نقل‌قول‌های نزدیکان شهید خلیلی است که باعث می‌شود شخصیت و افکار او برای خوانندگان ملموس‌تر شود. عرفانیان با بهره‌گیری از تکنیک‌های روایی گوناگون، از جمله فلش‌بک خواننده را به عمق زندگی و شخصیت شهید خلیلی نزدیک می‌کند.

یکی دیگر از موضوعات مربوط به کتاب پای درختان زیتون، مضامینی چون ایثار، مقاومت و معنویت است. نویسنده در این‌زمینه تلاش کرده انگیزه‌ها و ارزش‌های زندگی شهید خلیلی را به عنوان فردی مؤمن و معتقد به اهداف والا به تصویر بکشد. عشق به وطن، تعهد به وظیفه و امید به آینده از دیگر مضامین محوری در این کتاب است. عرفانیان در این‌زمینه هم با تأکید بر این ویژگی‌ها، تصویر کاملی از شهید خلیلی به عنوان فردی که مرزهای انسانی را درک کرده و در پی معنای والاتری از زندگی بوده است، به نمایش می‌گذارد.

شخصیت‌پردازی کتاب پیش‌رو، به گونه‌ای است که خواننده می‌تواند با شخصیت اصلی هم‌ذات‌پنداری کند و او را به‌عنوان یک انسان با تمام دغدغه‌ها، نگرانی‌ها و آرزوهایش بپذیرد. نویسنده نه تنها به جنبه‌های قهرمانانه این شخصیت می‌پردازد، بلکه لحظات عادی و ساده زندگی او را نیز با صداقت به تصویر می‌کشد.

در مجموع، نکات مثبت این‌کتاب در موارد زیر خلاصه می‌شوند:

۱. نگارش احساسی: نثر ساده و در عین حال عمیق کتاب، خواننده را به دنیای شهید خلیلی می‌برد و احساسات او را به طور ملموس به تصویر می‌کشد.
۲. استفاده از مستندات و خاطرات واقعی: یکی از نقاط قوت کتاب، استفاده از خاطرات نزدیکان و دوستان شهید است که باعث می‌شود روایت داستانی اعتبار بیشتری پیدا کند.
۳. شخصیت‌پردازی: شخصیت‌پردازی واقع‌گرایانه شهید خلیلی به گونه‌ای است که خواننده می‌تواند او را به عنوان فردی آشنا و نزدیک احساس کند و با او هم‌ذات‌پنداری داشته باشد.
۴. ایجاد انگیزه و الهام‌بخشی: کتاب با بیان روحیه ایثار و معنویت شهید خلیلی، به خواننده الهام می‌دهد.

با وجود تمامی ویژگی‌های مثبت، کتاب برخی کاستی‌ها را نیز دارد که تذکر آن‌ها می‌تواند به غنای بیشتر کتاب و آثار بعدی نویسنده کمک کند:

۱. تأکید زیاد بر برخی جزئیات: در برخی قسمت‌ها، نویسنده به جزئیات بیش از حد پرداخته است که ممکن است روند داستان را کند کرده و از تأثیرگذاری آن بکاهد.
۲. کمبود تصاویر و اسناد تصویری: افزودن تصاویر واقعی از شهید خلیلی و مکان‌های مربوط به زندگی او می‌توانست بر جذابیت کتاب بیفزاید و خواننده را بیشتر به داستان نزدیک کند.
۳. نبود روایت‌های چندبعدی: اگرچه کتاب به توصیف شخصیت شهید خلیلی پرداخته، اما از دیدگاه‌ها و نظرات مختلف به او نگاه نکرده است. گنجاندن روایت‌های مختلف می‌توانست تصویری چندبعدی‌تر و پیچیده‌تر از او به دست دهد.

مهر

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...