داستان توکیو | آرمان ملی


فومیکو انچی [Fumiko Enchi] (1981 - 1905) یکی از مهم‌ترین نویسندگان زن ژاپنی قرن بیستم است. یکی از معروف‌ترین آثارش رمان «صورتک‌ها» [Onnamen یا Masks] است که در سال 1958 منتشر شد. «صورتک‌ها» سرشار از هنر و ادبیات ژاپن است و یادآور «داستان گنجی»؛ شاهکار ادبیات ژاپنی و نمایش «نو»؛ یکی از نمایشهای سنتی ژاپنی.

فومیکو انچی [Fumiko Enchi] صورتک‌ها» [Onnamen یا Masks]

انچی از همان ابتدای نویسندگی‌اش به موفقیت‌هایی رسید، اما شهرت اصلی او بعد از جنگ جهانی دوم به دست آمد. تسخیر روح و شمن‌باوری (پیروی از عقاید جادوگران و کاهنان دوران اولیه تمدن بشر) به‌خصوص شمن‌باوری در میان زنان در اواخر دهه‌های 1950 و 1960 به موضوع اصلی آثار او از جمله رمان «صورتک‌ها» تبدیل شد.

«صورتک‌ها»ی فومیکو انچی در شهر کیوتو آغاز می‌شود؛ یعنی جایی‌که سونئو ایبوکی و تویوکو میکامی- دو استاد دانشگاه اهل توکیو- به‌طور اتفاقی همدیگر را در یک کافه می‌بینند. این دو دوست به خاطر کنفرانس‌هایشان به کیوتو آمده‌اند، اما به‌طور اتفاقی با پدیده‌ای بسیار خاص روبه‌رو می‌شوند. ملاقات با شاگرد ایبوکی یعنی یاسوکو و مادرشوهرش میکو توگانو فرصت بازدید از خانه یکی از استادان نمایش‌های «نو» را به آنها می‌دهد. این نمایش یک گونه هنری ژاپنی است که از صورتک‌هایی برای نمایش شخصیت‌ها و احساسات استفاده می‌کند.

در رمان، گروه صورتک‌ها مجازند که دیده شوند و سپس به عنوان موتیف اصلی داستان ایفای نقش کنند: ریو نو انا یا زنی که روح است – ماسوگامی یا زن جوان دیوانه و فوکای یا زن میانسال مرموز. هر کدام از اینها مربوط به یکی از شخصیت‌های زن هستند و شاید ثابت و تک‌بعدی به نظر برسند، اما درحقیقت شاهکار هنری شگفت‌انگیزی هستند که اگر تماشاگر آنها زیرک و دقیق باشد متوجه این تفاوت‌های جزیی و نکات ظریف می‌شود. علاوه بر این، صورتک‌ها با اینکه پنهان هستند، اما پرده از حقایق داستان برمی‌دارند و مردهای داستان متوجه می‌شوند که زن‌ها در زندگی آنها از صورتک‌های خود برای کارهای دیگر استفاده می‌کنند.

هرچند «صورتک‌ها» رمان کوتاهی است، اما سیر متوالی چگونگی تاثیرگذاری و تاثیرپذیری انسان‌ها را از هم بررسی می‌کند. جریان داستان در اصل از دید مردها می‌گذرد، اما از ابتدای داستان مشخص است این زن‌ها هستند که تمام کارت‌های بازی را می‌چینند.

یکی از موضوعات رمان، وجود رابطه‌ای محکم میان یاسوکو و میکو است. ایبوکی و میکامی از وجود رابطه میان آنها باخبرند، اما درمورد اینکه کدام‌یک از آنها قدرت بیشتری در رابطه دارد نظرات متفاوتی دارند. با اینکه ایبوکی شیفته یاسوکو شده، اما احساس بدی دارد. اما میکامی که تمایل کمتری به بررسی موضوع دارد دیدگاهش متفاوت است. البته هر کدام از این تصورها فقط صورتک هستند و پی‌بردن به اینکه دقیقا ماجرا از چه قرار است تجربه سخت و پرهزینه‌ای است.

با اینکه ما وقایع داستان را از نگاه مرد‌ها تجربه می‌کنیم اما نقش کلیدی و اصلی رمان «میکو» است. او یک بیوه زن میانسال و شاعری است که با عروس و دخترش که به‌تازگی به آغوش خانواده برگشته است زندگی می‌کند. او هم مانند دیگر شخصیت‌های اصلی داستان به نمایش و تعریف تسخیر روح در ادبیات و فولکلور علاقمند است و کشف اتفاقی مقاله‌ای که چندین دهه قبل نوشته، درک شخصیتش را آسان‌تر می‌کند. میکو در مقاله‌اش روی زنی به نام «بانو روکویو» که یکی از چند عاشق شخصیت اصلی »داستان گنجی» است تاکید می‌کند و با اینکه این زن یکی از شخصیت‌های فرعی داستان است، اما برای میکو اهمیت زیادی دارد. بانو روکویو به‌طور ناخودآگاه توسط روحش به شخصیت‌های دیگر حمله می‌کند و با اینکه بسیاری او را به خاطر این کار تحقیر می‌کنند اما میکو دیدگاه بسیار متفاوتی دارد و معتقد است که او زنی قوی و در مواجهه با مردانی که احاطه‌اش می‌کنند بسیار پرقدرت است. نکته جالب توجه دیگر داستان تمرکز بر روابط در جامعه ژاپنی است؛ از ازدواج‌ تا روابط دیگر.

رمان «صورتک‌ها» وقایع را با ظرافت نشان می‌دهد و طرح باشکوه آن به تدریج در داستان آشکار می‌شود. مردها گروگان‌های بازی هستند که بیشتر آن از همان ابتدای داستان مشخص است. ما فقط در مورد اینکه این بازی چیست و بازیگر اصلی آن چه کسی است مطمئن نیستیم: «من و تو در یک جرم وحشتناک باهم همدستیم مگرنه؟ جرمی که فقط زنان مرتکب آن می‌شوند.» به آخر داستان که می‌رسیم چیزی که یاسوکو به میکو می‌گوید می‌تواند سرنخی باشد درمورد اینکه چه اتفاقی قرار است بیفتد، اما فقط یک سرنخ؛ این بازی بسیار زیرکانه و دقیقی است.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...