به گزارش ایبنا، کتاب «مطالعات فرهنگی» با گردآوری و ویراستاری سایمون دیورینگ برگزیده‌ای از جستارهای منتخب مطالعات فرهنگی است؛ یک حوزه مطالعاتی که روز‌به‌روز متداول‌تر می‌شود. البته مطالعات فرهنگی روش یا قاعده‌ای دانشگاهی نظیر دیگر رشته‌ها نیست. این رشته نه روش‌شناسی معینی دارد، نه در پژوهش، به طور واضح، حوزه‌های مشخصی را شامل می‌شود. 

در مقدمه کتاب نیز در توضیحی درباره «مطالعات فرهنگی» آمده است: «حتی به فرض اینکه بدانیم «فرهنگ معاصر» دقیقا چیست، به طرق بسیاری می‌توانیم تحلیلش کنیم. برای نمونه از نظر جامعه‌شناختی می‌شود به «شیوه‌ای عینی» بنیادها و کارکردهایش را طوری تشریح کرد که گویی به نظامی بزرگ و تنظیم‌شده تعلقق دارد؛ یا از نظر علم اقتصاد می‌شود تاثیرات سرمایه‌گذاری و دادوستد را بر تولیدات فرهنگی تبیین کرد. به‌طور سنتی‌تر می‌توان به شیوه‌ای انتقادی شکل‌های عمده مثل ادبیات یا متون یا تصاویر خاص را ستایش کرد. پرسش هنوز باقی است: آیا مطالعات فرهنگی به این اشکال تثبیت‌شده تحلیل جهت خاص خودش را می‌بخشد؟

مطالعات فرهنگی همچنین می‌تواند فضا و دانشی از مخاطبان و اجتماعات چندگانه فراهم آورد، اجتماعاتی که، در پیوندهای متنوع، رای دادن، خرید آلبوم‌های موسقی، تماشای تلویزیون و فیلم و غیره، چندان با مقولاتی چون عامه‌پسند، معمول یا به‌هنجار جور درنمی‌آید. این مورد دلیل دیگری است برای آزمودن تکنیک‌هایی که به کمک آن‌ها امیال، گرایش‌ها و ارزش‌های اجتماعی ارزیابی می‌شوند و دلیلی است برای ابهام‌زدایی از کاربردهای سیاسی عباراتی چون اکثریت خاموش و آمریکایی عادی و ...

از نگاه ریچارد هوگارت نیز فرهنگ مقوله‌ای مهم است، زیرا به ما یادآور می‌شود که یک عمل زندگی مثل خواندن را نمی‌توان از شبکه گسترده‌ای جدا کرد که از بسیاری اعمال زندگی نظیر شغل، جهت جنسی و زندگی خانوادگی تشکیل شده است.

در هر حال یکی از وجه‌های مطالعات فرهنگی متقدم این بود که شکل پیچیده‌ای از تحلیل را در پیش می‌گرفت. مطالعات فرهنگی متقدم از رویارویی با این واقعیت شانه خالی نکرد که جوامع به‌طور نابرابر ساختار یافته‌اند و همگان به‌طور یکسان به آموزش، پول، مراقبت‌های بهداشتی و درمانی و ... دسترسی ندارند؛ و این رشته به شرایط و زندگی کسانی می‌پرداخت که از حداقل امکانات برخوردار بودند. از این منظر، مطالعات فرهنگی نه‌تنها از علوم اجتماعی عینی متفاوت بود بلکه از اشکال قدیمی‌تر نقد فرهنگی، خصوصا نقد ادبی، نیز متمایز بود، یعنی از نقدی که پرسش‌های سیاسی را در ارتباط با شناخت و بررسی فرهنگ حاشیه‌ای می‌انگاشت.



به قولی دیگر از نظر مطالعات فرهنگی، فرهنگ به عنوان علامت اختصاری فرهنگ والا که فرض می‌شد واجد ارزش یکسانی در طول زمان و مکان است، نبود. مطالعات فرهنگی اصرار دارد که تبعیض و نزاع اجتماعی نادیده گرفته نشود یا بدتر از آن پذیرفته نشود. 

از طرف دیگر مطالعات فرهنگی می‌تواند در شکست بازار فرهنگی نقش داشته باشد تا بدین طریق چندگانگی تام فرهنگی را تصدیق کند. به خصوص اگر از نظر پوپولیسم فرهنگی قبول کند که بازارهای فرهنگی اصولا می‌توانند مجموعه‌ای متنوع از تولیدات، لذات و کاربردها از جمله از نوع قانون‌شکنانه و آوانگاردش فراهم آورند.»

همچنین از نگاه کتاب نمی‌توان گفت که تولیدات به اصطلاح عامه‌پسند فرهنگی کاملا ترجیحات عمومی را نشان نمی‌دهند؛ چراکه تمامی گروه‌های اجتماعی ظرفیت یکسانی برای تبدیل سلایقشان به خرید ندارند و تمامی تولیدات فرهنگی فروخته شده هم یکسان خوانده، تماشا یا گوش داده نمی‌شوند. اگرچه شاید بازاها بر این باشند تا سلیقه عامه را از نو بازسازی کنند. 

سرفصل‌های کتاب نیز عبارتند از: نظریه و روش، زمان و فضا، ناسیونالیسم، پسااستعماری و جهانی‌شدن، قومیت و چندفرهنگ‌گرایی، کارناوال و آرمان‌شهر، مصرف و بازار، اوقات فراغت و رسانه‌ها و عرصه عمومی.

کتاب «مطالعات فرهنگی» با گردآوری و ویراستاری سایمون دیورینگ با ترجمه نیما ملک‌محمدی و شهریار وقفی‌پور در ۶۲۷ صفحه، شمارگان ۱۰۰۰ نسخه و به قیمت ۲۰۰۰۰ تومان از سوی انتشارات علمی‌وفرهنگی منتشر شده است.

راسکلنیکوف بر اساس جان‌مایه‌ای از فلسفه هگل دست به جنایت می‌زند... انسان‌ها را به دو دسته تقسیم می‌کند: نخست انسان‌های عادی که می‌بایست مطیع باشند و حق تجاوز از قانون را ندارند و دوم انسان‌های که او آن را «مافوق بشر» یا غیرعادی می‌نامد و اینان مجازند که برای تحقق اهداف والای خود از قانون عدول کنند... به زعم او همه‌ی قانون‌گذاران و بنیان‌گذاران «اصول انسانیت» به نوعی متجاوز و خونریز بوده‌اند؛ ناپلئون، سولن و محمد را که از او تحت عنوان «پیامبر شمشیر» یاد می‌کند از جمله این افراد استثنایی می‌‌داند ...
انقلابی‌گری‌ای که بر من پدیدار شد، حاوی صورت‌های متفاوتی از تجربه گسیختگی و گسست از وضعیت موجود بود. به تناسب طیف‌های مختلف انقلابیون این گسیختگی و گسست، شدت و معانی متفاوتی پیدا می‌کرد... این طیف از انقلابیون دیروز بدل به سامان‌دهندگان و حامیان نظم مستقر می‌شوند... بخش زیادی از مردان به‌ویژه طیف‌های چپ، جنس زنانه‌تری از انقلابی‌گری را در پیش گرفتند و برعکس... انقلابی‌گری به‌واقع هیچ نخواستن است ...
سند در ژاپن، قداست دارد. از کودکی به مردم می‌آموزند که جزئیات را بنویسند... مستند کردن دانش و تجربه بسیار مهم است... به شدت از شگفت‌زده شدن پرهیز دارند و همیشه دوست دارند همه چیز از قبل برنامه‌ریزی شده باشد... «هانسه» به معنای «خودکاوی» است یعنی تأمل کردن در رفتاری که اشتباه بوده و پذیرفتن آن رفتار و ارزیابی کردن و تلاش برای اصلاحش... فرایند تصمیم‌سازی در ژاپن، نظام رینگی ست. نظام رینگی، نظام پایین به بالا است... این کشور را در سه کلمه توصیف می‌کنم: هارمونی، هارمونی، هارمونی! ...
دکتر مصدق، مهندس بازرگان را مسئول لوله‌کشی آب تهران کرده بود. بعد کودتا می‌شود اما مهندس بازرگان سر کارش می‌ماند. اما آخر هفته‌ها با مرحوم طالقانی و دیگران دور هم جمع می‌شدند و از حکومت انتقاد می‌کردند. فضل‌الله زاهدی، نخست‌وزیر کودتا می‌گوید یعنی چه، تو داری برای من کار می‌کنی چرا از من انتقاد می‌کنی؟ بازرگان می‌گوید من برای تو کار نمی‌کنم، برای مملکت کار می‌کنم، آب لوله‌کشی چه ربطی به کودتا دارد!... مجاهدین بعد از انقلاب به بازرگان ایراد گرفتند که تو با دولت کودتا همکاری کردی ...
توماس از زن‌ها می‌ترسد و برای خود یک تز یا نظریه ابداع می‌کند: دوستی بدون عشق... سابینا یک‌زن نقاش و آزاد از هر قیدوبندی است. اما ترزا دختری خجالتی است که از خانه‌ای آمده که زیر سلطه مادری جسور و بی‌حیا قرار داشته... نمی‌فهمید که استعاره‌ها خطرناک هستند. نباید با استعاره‌ها بازی کرد. استعاره می‌تواند به تولد عشق منجر شود... نزد توماس می‌رود تا جسمش را منحصر به فرد و جایگزین‌ناپذیر کند... متوجه می‌شود که به گروه ضعیفان تعلق دارد؛ به اردوی ضعیفان، به کشور ضعیفان ...