سیداحمد وکیلیان، پژوهشگر برجسته فرهنگ و ادبیات عامه و مدیرمسئول فصلنامه تخصصی فرهنگ مردم پس از یک دوره بیماری دار فانی را وداع گفت.

سیداحمد وکیلیان،

افشین داورپناه، مردم‌شناس و فعال فرهنگی در گفت‌وگو با ایبنا با اشاره به اینکه وکیلیان به مدت 15 سال نشریه «فرهنگ مردم» را با سرمایه شخصی منتشر کرد، افزود: وکیلیان از شاگردان انجوی شیرازی و تکمیل کننده پژوهش‌های وی به‌عنوان پایه‌گذار فرهنگ عامه بود. در طول عمر پربرکت خود توانست قدم‌های بلندی را در شناساندن فرهنگ ایرانی و تشویق محققان جوان بردارد.

سید‌احمد وکیلیان سال 1326 در شهر شیراز متولد شد. وی تحصیلات خود را تا کارشناسی‌ارشد فرهنگ و زبان باستانی ادامه داد و به سبب علاقه خود به فرهنگ عامه، مسیر نوشتاری خود را بر این محور متمرکز کرد.

ازجمله آثار به جای مانده از وی می‌توان «چیستان‌های خواندنی»، «متل‌ها و افسانه‌های ایرانی»، «افسانه‌های ایرانی، به روایت دیروز و امروز»، «تمثیل و مثل»، «محرم در فرهنگ مردم»، «رمضان در فرهنگ مردم»، «مثنوی و مردم» و «حضرت علی در قصه‌های عامیانه» اشاره کرد.

................ هر روز با کتاب ...............

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...