کتاب «تغییرات فرهنگی و اجتماعی» نوشته مصطفی محمودی و ندا الماسیان طهرانی توسط نشر عنوان منتشر شد.

تغییرات فرهنگی و اجتماعی» نوشته مصطفی محمودی و ندا الماسیان طهرانی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، ندا الماسیان طهرانی، یکی از مولفان کتاب مذکور در خصوص کتاب «تغییرات فرهنگی و اجتماعی» گفت: یکی از چالش های اساسی در حوزه توسعه و نوسازی کشورمان در دهه های اخیر، روند نگران کننده و سریع تغییرات فرهنگی و اجتماعی است و پژوهش ها نشان می دهد باورها، ارزش ها و نگرش های ایرانیان در دهه های یاد شده به سرعت در حال تغییر بوده و سمت و سوی این تغییرات از سنتی و مذهبی به سمت عرفی و مدرن شدن رفته و شدت آن نیز در میان طبقه تحصیلکرده جامعه بیشتر بوده است.

این پژوهشگر عرصه رسانه و ارتباطات افزود: از سوی دیگر با توجه به عدم وجود کتاب آموزشی مطلوب در این حوزه که منطبق با سرفصل دروس مرتبط دانشگاهی باشد و بتواند به نیازهای علمی دانشجویان پاسخ دهد و برای عامه مردم نیز قابل درک باشد، مولفان را برآن داشت تا نسبت به تالیف و گردآوری این کتاب اقدام کنند و کتاب مذکور در مدت زمانی نزدیک به هشت ماه و استفاده از ۶۶ منبع ایرانی و خارجی نوشته شد.

در تالیف این کتاب جدیدترین سر فصل های آموزشی درس تغییرات فرهنگی و هنری برای رشته های کاردانی و کارشناسی مد نظر قرار گرفته و کتاب نامبرده می تواند به عنوان یک منبع آموزشی مناسب و کاربردی برای دانشجویان و سایر علاقه مندان مورد استفاده قرار گیرد.

کتاب «تغییرات فرهنگی و اجتماعی» در قطع وزیری و ۱۲۴ صفحه با بهای ۴۸ هزار تومان توسط نشر عنوان به بازار کتاب ارائه شده است

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...