برگ برگ | شرق


سیاست هر قومی همانی است که در خیالش می‌پروراند. کلیفرد گیرتز

فردریک میر [Frederick Mayer] استاد سیاست‌گذاری عمومی، علوم سیاسی و محیط زیست دانشکده علوم سیاسی دانشگاه دوک است. نویسنده «روایت و کنش جمعی» [Narrative politics : stories and collective action] در پیش‌گفتار به این موضوع اشاره می‌کند که این اثر تلاشی است برای یکی‌کردن دو جریان زندگی فکری‌اش که همان «عشق به قصه» و دیگری «شیفتگی به سیاست» است.

فردریک میر [Frederick Mayer] روایت و کنش جمعی» [Narrative politics : stories and collective action]

از دید وی قصه و روایت، نقش محوری را در بازی سیاست‌ ایفا می‌کنند و قصه‌گویی نیروی حیات‌بخش سیاست است. از دید نویسنده اغلب محققان حوزه اجتماعی و سیاسی در تبیین و تحلیل کنش جمعی از مقوله کلیدی «روایت و قصه» غافل‌اند و این نادیده‌گرفتن باعث می‌شود سرنخ‌های مهم برای توصیف و تحلیل چگونگی و چرایی رفتار مردم حول یک کنش جمعی از دست برود و تحلیلی ناقص ارائه شود. قصه‌ها از دید نویسنده تنها پوسته سیاست نیستند بلکه قلب سیاست‌اند. میر در کتابش به دنبال پاسخ به این سؤال است که افراد چگونه برای رسیدن به منافع مشترک کنار هم جمع می‌شوند و چرا رهبران و سازمان‌دهندگانی که سعی دارند دیگران را به کنش جمعی سوق دهند، در اغلب موارد برای این کار از ابزار «قصه و داستان» کمک می‌گیرند. با خواندن این کتاب به این سؤال پاسخ داده خواهد شد که ابزار روایت چگونه به اجتماع قدرت می‌دهد کاری کند که اعضایش در تحقق خیر جمعی حس نفعی مشترک داشته باشند و اینکه چگونه روایت و داستان به اجتماع کمک می‌کند برای تحقق خیر، بر دشواری‌های کنش جمعی فائق آیند.

انسان؛ حیوان قصه‌گو
نویسنده در این کتاب تشریح می‌کند داستان‌ها و قصه‌ها چگونه و چرا می‌توانند انتخاب‌های ما را تحت تأثیر قرار دهند. از دید میر، «ما» به کمک داستان به تجربه‌هایمان معنا می‌دهیم و هویت‌مان را تعریف می‌کنیم و برای رفتارها و عمل‌مان قالب و فرمی مشخص می‌سازیم. وقتی افراد حول داستان و روایتی (Narrative) کنار هم قرار می‌گیرند امکان همزادپنداری و بعد عمل مشترک حول آن معنا امکان هستی می‌یابد. قصه از دید نویسنده ابزار شناختی‌ است و انسان جهان را به واسطه قصه‌هایی که درباره‌اش می‌گویند درک می‌کند. قصه‌ها دارای توالی منسجم هستند. پی‌رنگی از رخدادها در فرمی معنادار را از آغاز تا پایان بازگو می‌کنند.

قصه نقش محرکی اثرگذار را دارد که با قراردادن رویدادها در رمزگان آشنای قصه، بر تجربه‌های افراد، نظمی معنادار ایجاد می‌کند. در قصه، احساسات هم فعال می‌شوند. به گونه‌ای که صحبت از احساسات بدون قصه دشوار و شرح روایت و داستان بدون احساسات امری نامحتمل می‌شود. درهم‌تنیدگی احساسات و شرح داستان، قصه را جاندار می‌کند و این جان‌یافتن قصه‌ خوب؛ امکان تسخیر ذهن‌ها و بدن‌ها را ایجاد می‌کند. در واقع از دید نویسنده، این مکانیسم به‌هم‌پیوسته از واقعیت بی‌بدیل قصه در زندگی ما می‌تواند به وجدمان آورد، باورهایمان را تغییر دهد و منافع‌مان را تعریف کند. منافعی غیرخودمحور که شالوده شکل‌گیری کنش جمعی می‌شوند.

در باب اهمیت ابزار روایت
نویسنده معتقد است روایت مهم‌ترین ابزار انسانی برای کنش جمعی است. روایت ابزار اساسی برای حل سه مسئله 1) مفت‌سواری، 2) خاطرجمعی و 3) هماهنگی است. «روایت را می‌شود بازنمایی رخدادها و وضعیت‌های واقعی یا تخیلی با توالی زمانی تعریف کرد». روایت با تبدیل مشارکت در کنش جمعی به نمودی اساسی از هویت شخصی، می‌تواند مسئله مفت‌سواری را حل کند.

دوم اینکه در صورت‌بندی پیچیده کنش جمعی، روایت‌های مشترک می‌توانند تصور رفتار مناسب را برای اعضای اجتماع ممکن و شکل تشریک مساعی را تعیین کنند و همکاری‌ها را هماهنگ کنند و مهم‌تر اینکه روایت می‌تواند مسئله خاطرجمعی را حل کند، چراکه با قاب‌بندی همکاری در قالب ضرورت دراماتیک روایت خودزندگی‌نامه‌ای، فرد به همکاری متعهد می‌شود. به اعتقاد نویسنده روایت منسجم و منطقی لازمه شکل‌گیری و ثمربخشی کنش جمعی است.

قاب‌های کنش جمعی
نویسنده با طرح نظریه قاب‌بندی به دنبال نشان‌دادن اهمیت ساخت‌های نمادین در شکل‌دهی به ادراکات افراد جامعه است. قاب مشترک قادر است عواطف و احساسات مشترک خلق کند و به تفسیر مشترک از منافع جمعی منجر شود. از دید تفکر ساخت‌گرایانی چون گافمن، قاب کمک می‌کند تا به این پرسش پاسخ داده شود که «اتفاقی که اینجا دارد می‌افتد چیست؟». به عبارتی ممکن است تفسیرهای مختلف از یک رویداد وجود داشته باشد، اما قاب‌سازی کمک می‌کند تا انتخابی از میان تفسیرهای احتمالی برجسته شود و تعریف و تفسیری معین ارائه شود و از آنجایی که قاب‌های مشترک نوعی برنامه عمل را ارائه می‌دهند، با ایجاد نگاشتی مشترک می‌توانند به هماهنگی همکاری کمک کنند.

مسائل کنش جمعی
مسئله کنش جمعی، یکی از دغدغه‌های جدی محققان درباره مشارکت سیاسی، جنبش‌های اجتماعی، نهادهای محیط‌زیستی، روابط بین‌الملل و اجماع گروه‌های اجتماعی است. کنش جمعی برای رسیدن به منافع مشترک و خیر جمعی حول سه مؤلفه قابل توجه است: همکاری، خاطرجمعی و هماهنگی. در مسئله کنش جمعی، مسئله خیر عمومی و سواری مجانی بیش از همه مورد بررسی قرار گرفته است. مسئله‌ای که عمدتا با «دوراهی زندانی»؛ مدل‌سازی اجتماعی‌اش انجام شده است. میر در مسئله کنش جمعی به «تراژدی منابع مشترک» هاردین نیز پرداخته تا نشان دهد چطور و تحت چه منطق نظری، می‌توان چالش‌های سر راه شکل‌گیری کنش جمعی را حل کرد. برساختن منفعت مشترک، پیش‌شرط هر عمل اعتراضی و به‌کارگیری استراتژی تغییر است. از دید نویسنده پیش از اینکه بتوانیم برای اعتراض به ظلم جمع شویم، با تغییر اقلیم مقابله کنیم و در کنشی جمعی برای چنین اهدافی شرکت کنیم، باید منفعت مشترکی در این اهداف داشته باشیم.

کتاب حاضر دارای نثری روان و همه‌فهم است. مطالعه این کتاب را به همه دغدغه‌مندان و کنشگران مسائل تاریخ جامعه ایران اعم از حوزه محیط زیست، فعالیت‌های مشترک داوطلبانه اجتماعی، سازماندهی اجتماعی و... پیشنهاد می‌کنیم. به‌ویژه مطالعه این اثر را به محققان حوزه علوم اجتماعی و انسانی پیشنهاد می‌کنیم، چراکه در آن سعی شده چیستی و چرایی و چگونگی نقش و اهمیت داستان و روایت در شکل‌دهی؛ قوام‌یافتن و معنادارشدن کنش‌های جمعی در خلق رخدادهای اجتماعی، سیاسی و فرهنگی تاریخ یک سرزمین ترسیم شود. این کتاب دستور کار عملی سلیس و گویا برای راهنمای کنش جمعی و سازماندهی اجتماعی با کمک ابزار داستان و قصه است. کتاب «روایت و کنش جمعی؛ چرا فراخوان‌های سیاسی و اجتماعی به داستان نیاز دارند؟» اثر فردریک دبلیو میر و ترجمه الهام شوشتری‌زاده توسط نشر اطراف در 1399 در 248 صفحه منتشر شده است.

............... تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

سند در ژاپن، قداست دارد. از کودکی به مردم می‌آموزند که جزئیات را بنویسند... مستند کردن دانش و تجربه بسیار مهم است... به شدت از شگفت‌زده شدن پرهیز دارند و همیشه دوست دارند همه چیز از قبل برنامه‌ریزی شده باشد... «هانسه» به معنای «خودکاوی» است یعنی تأمل کردن در رفتاری که اشتباه بوده و پذیرفتن آن رفتار و ارزیابی کردن و تلاش برای اصلاحش... فرایند تصمیم‌سازی در ژاپن، نظام رینگی ست. نظام رینگی، نظام پایین به بالا است... این کشور را در سه کلمه توصیف می‌کنم: هارمونی، هارمونی، هارمونی! ...
دکتر مصدق، مهندس بازرگان را مسئول لوله‌کشی آب تهران کرده بود. بعد کودتا می‌شود اما مهندس بازرگان سر کارش می‌ماند. اما آخر هفته‌ها با مرحوم طالقانی و دیگران دور هم جمع می‌شدند و از حکومت انتقاد می‌کردند. فضل‌الله زاهدی، نخست‌وزیر کودتا می‌گوید یعنی چه، تو داری برای من کار می‌کنی چرا از من انتقاد می‌کنی؟ بازرگان می‌گوید من برای تو کار نمی‌کنم، برای مملکت کار می‌کنم، آب لوله‌کشی چه ربطی به کودتا دارد!... مجاهدین بعد از انقلاب به بازرگان ایراد گرفتند که تو با دولت کودتا همکاری کردی ...
توماس از زن‌ها می‌ترسد و برای خود یک تز یا نظریه ابداع می‌کند: دوستی بدون عشق... سابینا یک‌زن نقاش و آزاد از هر قیدوبندی است. اما ترزا دختری خجالتی است که از خانه‌ای آمده که زیر سلطه مادری جسور و بی‌حیا قرار داشته... نمی‌فهمید که استعاره‌ها خطرناک هستند. نباید با استعاره‌ها بازی کرد. استعاره می‌تواند به تولد عشق منجر شود... نزد توماس می‌رود تا جسمش را منحصر به فرد و جایگزین‌ناپذیر کند... متوجه می‌شود که به گروه ضعیفان تعلق دارد؛ به اردوی ضعیفان، به کشور ضعیفان ...
شاید بتوان گفت که سینما غار پیشرفته‌ افلاطون است... کاتلین خون‌آشامی است که از اعتیادش به خون وحشت‌زده شده است و دیگر نمی‌خواهد تسلیم آن شود. به‌عنوان یک خون‌آشام، می‌داند که چگونه خود را از بین ببرد. اما کازانووا می‌گوید: «به این راحتی هم نیست»... پدر خانواده در همان آغاز شکل‌گیری این بحران محل را به‌سرعت ترک کرده و این مادر خانواده است که بچه‌ها را با مهر به آغوش کشیده است. اینجاست که ما با آغاز یک چالش بزرگ اخلاقی مواجه می‌شویم ...
فنلاند امروز زنده است بخاطر آن وسط‌باز. من مخلص کسی هستم که جام زهر [پذیرش قطعنامه برای پایان جنگ 8ساله] را به امام نوشاند. من به همه وسط‌بازها ارادت دارم. از مرحوم قوام تا مرحوم هاشمی. این موضوع روشنی است که در یک جایی از قدرت حتما باید چنین چیزهایی وجود داشته باشد و اصلا نمی‌توان بدون آنها کشور را اداره کرد... قدرت حرف زدن من امروز از همان معترض است و اگر الان داریم حرف می‌زنیم به خاطر آن آدم است که به خیابان آمده است ...