رمان‌هایش اکثراً در نگاه اول داستان‌هایی کارآگاهی هستند که حول یک معنا و چند سرنخ می‌گردند. اما واقعیت این است که استر با استفاده از ژانر رمان کارآگاهی به طرح مسائلی فلسفی همچون وجود، هویت، ماهیت زبان و ادبیات می‌پردازد... علاقه‌ی عجیبی به نویسنده‌ی کتاب «والدن» دارد، و مثل هنری دیوید ثورو طبق اصول نافرمانی مدنی زندگی می‌کند و مثل او ریش می‌گذارد.

در میان نویسندگانی که امروز آثارشان به فارسی ترجمه می‌شود، پل استر نامی آشنا برای خوانندگان ایرانی است، نویسنده‌ای که بیشتر آثارش به فارسی ترجمه شده و با اقبال خوبی هم روبرو شده است.
استر در نیوجرسی به دنیا آمد. خانواده‌اش از طبقه‌ی متوسط جامعه بودند. در سال 1975 از دانشگاه کلمبیا فارغ‌التحصیل شد و به فرانسه رفت و چهار سال آنجا اقامت داشت. طی مدت اقامتش در این کشور از راه ترجمه‌ی‌ ادبیات فرانسوی امرار معاش می‌کرد، در میان ترجمه‌هایش از نویسندگان فرانسوی، آثار "مالارمه" نیز به چشم می‌خورد.
پس از بازگشت به امریکا، تحصیلاتش را در دانشگاه هاروارد ادامه داد. در اواخر دهه‌ی 1970 مرگ پدرش تغییر بزرگی در زندگی‌اش ایجاد کرد. با توجه به ارثی که دریافت کرده بود، می‌توانست راحت‌تر زندگی کند، به همین خاطر بیش از پیش وقتش را صرف نوشتن کرد. در سال 1982 کتاب «اختراع تنهایی» را منتشر کرد، اثری که قرار دادن آن در ژانری مشخص کار دشواری است. این کتاب آمیزه‌ای بود از زندگینامه‌ی پدرش و شرحی از زندگی خودش.



«اختراع تنهایی» نقطه‌ی آغازی بود برای شهرت استر. در دهه‌ی 1980، سه رمان منتشر کرد به نام‌های «شهر شیشه‌ای»، «ارواح»، و «اتاق دربسته»، که بعدها آنها را در قالب «سه‌گانه‌ی نیویورک» منتشر کرد. عمده‌ی شهرت استر به واسطه‌ی همین مجموعه است که توجه منتقدان را جلب کرد. از آن پس آثارش خوانندگان بسیاری داشته‌اند و گاهی در فهرست آثار پرفروش قرار گرفته‌اند.


رمان‌های استر ترکیبی از ژانرهای مختلف‌اند، خوش‌خوان هستند و زبانی ساده دارند. این سادگی زبان را برخی حمل بر «عامه‌پسند بودن» به معنای منفی کرده‌اند. حال آنکه برخی دیگر معتقدند آثار او دارای پیچیدگی درونی و چندلایگی معنایی هستند. درون‌مایه‌ی داستان‌های او را معمولا اتفاقات دور از انتظار پیش می‌برند. یکی از ویژگی‌های آثار استر حضور همیشگی خود اوست. زندگی استر به نوعی در آثارش به چشم می‌خورد. مثلا در «شهر شیشه‌ای» کوین که شخصیت اصلی داستان است، تظاهر می‌کند به اینکه کارآگاه خصوصی‌ای به نام "پل استر" است. او در رمان «شب پیشگویی» درست مثل خود استر در بروکلین زندگی می‌کند. بسیاری از شخصیت‌های اصلی داستان‌هایش نویسنده هستند.

رمان‌هایش اکثراً در نگاه اول داستان‌هایی کارآگاهی هستند که حول یک معنا و چند سرنخ می‌گردند. اما واقعیت این است که استر با استفاده از ژانر رمان کارآگاهی به طرح مسائلی فلسفی همچون وجود، هویت، ماهیت زبان و ادبیات می‌پردازد. او با این کار به داستان‌هایش چندلایگی می‌بخشد. تلفیق ژانرها، استفاده از فرم‌های ادبی عامه‌پسند در کنار لایه‌های عمیق‌تر از ویژگی‌های ادبیات پسامدرن است.


یکی دیگر از مشخصه‌های ادبیات پسامدرن بینامتنیت است: ارجاع و اشاره‌ی آشکار یا پنهان به «متون» دیگر.

یکی از عناصر مهم در نوشتار استر مکتب تعالی‌گرایی است که در اواسط قرن نوزدهم در آمریکا شکل گرفت. این مکتب فلسفی را که مخالف خردگرایی بود و به کلیت واحدی اعتقاد داشت که انسان جزئی از آن است، نویسندگانی همچون "رالف والدو امرسون"، "ناتانیل هاثورن"، "هنری دیوید ثورو"، "مارگارت فولر" و دیگران بنیان نهادند. آنها بر این باور بودند که نظام نمادین تمدن، ما را از نظم طبیعی جهان جدا کرده است، و انسان با بازگشت به طبیعت می‌تواند به این نظم بازگردد.

حضور نویسندگان مکتب تعالی‌گرایی امری جدانشدنی از نوشتار استر است. مثلاً در رمان «لویاتان» (که در فارسی به هیولا ترجمه شده) "بنیامین ساچز" علاقه‌ی عجیبی به نویسنده‌ی کتاب «والدن» دارد، و مثل هنری دیوید ثورو طبق اصول نافرمانی مدنی زندگی می‌کند و مثل او ریش می‌گذارد. در رمان «ارواح»، آقای بلو با دوربین که نگاه می‌کند، اسم کتابی را که آقای بلک مشغول خواندنش است می‌بیند: «والدن» اثر
هنری دیوید ثورو. او که هرگز نام این کتاب را نشنیده، عنوان آن را به دقت یادداشت می‌کند. روزی به طور اتفاقی در کتاب‌فروشی‌ای چشمش به این کتاب می‌افتد. آن را ورق می‌زند و می‌بیند که نام ناشر «سیاه» است. از این تصادف یکه می‌خورد و با خود می‌گوید شاید این مسئله برایش پیامی دارد. کتاب را می‌خرد و می‌خواند اما چیز زیادی از آن نمی‌فهمد. در رمان «مرد در تاریکی»، میریام دختر "اگوست بریل" که استاد دانشگاه است، علاقه‌ی زیادی به رُز هاثورن دختر ناتانیل هاثورن دارد و زندگی‌نامه‌ی او را نوشته است.

الهه دهنوی

یکی دیگر از ویژگی‌هایی که به رمان‌های استر نسبت می‌دهند «فراداستان» بودن است. پاتریشیا وا در کتاب «فراداستان: نظریه و شیوه‌های داستان خودآگاه»، اصطلاح فراداستان را به آن دسته از آثار داستانی اطلاق می‌کند که "آگاهانه و نظام‌مند" توجهات را به وضعیت تصنعی خود جلب می‌کند تا رابطه‌ی میان داستان و واقعیت را به سؤال بکشد. به عبارتی، داستان بودن خود را به رخ خواننده می‌کشد و نحوه‌ی ساخته شدن و شکل گرفتن‌اش را در مقابل چشم خواننده می‌گذارد.

در رمان «مرد در تاریکی»، آگوست بریل منتقدی هفتاد و دو ساله که شب خوابش نمی‌برد، برای فرار از هجوم خاطرات تلخ گذشته برای خود داستانی می‌گوید. او دنیایی موازی را تخیل می‌کند که در آن آمریکا گرفتار جنگ داخلی شده است. اوِن بریک، شخصیت اصلی داستان آگوست که ناگهان خود را در میانه‌ی این جنگ می‌بیند، مطلع می‌شود که برای پایان دادن به این جنگ تنها چاره کشتن نویسنده‌ای است که این دنیا را خلق کرده است.


برخی منتقدان این شیوه‌ی فراداستانی را نقطه ضعف کار استر دانسته‌اند و در مقابل آن واکنش منفی نشان داده‌اند. اما به هر حال استر در کشورهای مختلف خوانندگان و دوستداران بسیاری دارد. آثار او تاکنون به بیش از 30 زبان ترجمه شده است و خوانندگانی هستند که مرتب آثار او را دنبال می‌کنند و جذب شیوه‌ی نوشتن او شده‌اند.

.....................................
الهه دهنوی، متولد 1358، از مترجمان جوان ادبی است. وی اولین مترجمی است که ویلیام تِرور، نویسنده ایرلندی را با کتاب «تورگینف خوانی» به جامعه ادبی ایران شناسانده است. او کتاب دیگری هم از این نویسنده با نام «سفر فلیشا» ترجمه کرده که این کتاب به زودی در کتاب‌فروشی‌های ایران توزیع می‌شود. این مترجم همچنین آخرین رمان «
پل استر» را با نام «مرد در تاریکی» به فارسی برگردانده است.

ایبنا

انگیزه رضا از «سوار کردن» رویا اساساً رابطه جنسی نبود... می‌فهمیم که رضا مبلغ هنگفتی به رویا پرداخته و او را برای مدت یک ماه «کرایه» کرده... آن‌چه دستگیر خواننده می‌شود خشم و خشونت هولناکی است که رضا در بازجویی از رویا از خود نشان می‌دهد... وقتی فرمانده او را تحت فشار بیشتر قرار می‌دهد، رضا اقرار می‌کند که اطلاعات را منشی گردان به او داده... بیش از آن‌که برایش یک معشوقه باشد، یک مادر است ...
مأموران پلیس‌ نیمه‌شب وارد آپارتمان او شدند... در 28‌سالگی به مرگ با جوخه آتش محکوم شد... نیاز مُبرم به پول دغدغه ذهنی همیشگی شخصیت‌ها است... آدم بی‌کس‌وکاری که نفْسِ حیات را وظیفه طاقت‌فرسایی می‌داند. او عصبی، بی‌قرار، بدگمان، معذب، و ناتوان از مکالمه‌‌ای معقول است... زندگی را باید زیست، نه اینکه با رؤیابینی گذراند... خفّت و خواری او صرفا شمایل‌نگاری گیرایی از تباهی تدریجی یک مرد است ...
اگرچه زندان نقطه‌ی توقفی چهارساله در مسیر نویسندگی‌اش گذاشت اما هاول شور نوشتن را در خود زنده نگه داشت و پس از آزادی با قدرت مضاعفی به سراغ‌اش رفت... بورژوا زیستن در کشوری کمونیست موهبتی است که به او مجال دیدن دنیا از پایین را بخشیده است... نویسندگی از منظر او راهی است که شتاب و مطلق‌گرایی را برنمی‌تابد... اسیر سرخوردگی‌ها نمی‌شود و خطر طرد و شماتت مخاطبین را می‌پذیرد ...
تمام دکترهای خوب یا اعدام شده‌اند یا تبعید! دکتر خوب در مسکو نداریم... رهبر بزرگ با کالبدی بی جان و شلواری خیس در گوشه ای افتاده است... اعضای کمیته‌ی رهبری حزب مخصوصا «نیکیتا خروشچف» و «بریا» رئیس پلیس مخفی در حال دسیسه چینی برای جانشینی و یارگیری و زیرآب‌زنی... در حالی‌که هواپیمای حامل تیم ملی هاکی سقوط کرده است؛ پسر استالین و مدیر تیم‌های ملی می‌گوید: هیچ هواپیمایی سقوط نکرده! اصولا هواپیماهای شوروی سقوط نمی‌کنند... ...
تلفیق شیطنت‌های طنزآمیز و توضیحات داده شده، که گاهی خنده‌دارتر از آن هستند‌ که‌ درست باشند، اسنیکت را بلافاصله از نقش راوی سنتی و تعلیم دهنده‌ در اکثر کتاب‌های ادبیات کودکان کنار می‌گذارد... سانی می‌گوید‌: «گودو»! اسنیکت‌ این کلمه را این طور تفسیر می‌کند: «ما نه می‌دونیم کجا می‌خوایم‌ بریم‌ نه‌ می‌دونیم چه جوری باید بریم.» کلمه‌ی «گودو» ارجاعی است به نمایشنامه‌ی «در انتظار‌ گودو‌»... ...