کتاب «۳۶۵ روز با سعدی» از جمله عناوین مجموعه «جوانان و فرهنگ جهانی» است که به تازگی توسط نشر سخن به چاپ چهاردهم رسیده است.

365 روز با سعدی حسین الهی قمشه‌ای

به گزارش کتاب نیوز به نقل از تسنیم، این اثر که به قلم حسین الهی قمشه‌ای، پژوهشگر حوزه ادبیات و عرفان اسلامی، نوشته شده، از جمله مجموعه «جوانان و فرهنگ جهانی» است که برای آشنایی با ادبیات کلاسیک نوشته و منتشر شده است.

در کتاب حاضر 365 قطعه از حکایات گلستان، بوستان، غزلیات، قطعات و قصاید سعدی گردآوری شده است. تلاش کتاب حاضر بر این است که هر روز بتواند مخاطب را با حکایت یا اثری از شیخ اجل، سعدی شیرین‌سخن، آشنا کند.

آثار گزیده شده در این کتاب، نمونه‌ای از سخن سعدی است که در آن می‌توان به صورت کلی با سبک و سیاق و اندیشه‌ها و آرای سعدی آشنا شد. مؤلف در ذیل هر کدام از آثار منتخب، شرح خود را ارائه داده است. شیرینی کلام و روانی سخن از جمله ویژگی‌های الهی قمشه‌ای در این کتاب است.

متون منتخب در کتاب «365 روز با سعدی» برگرفته از نسخه زنده‌یاد فروغی است و در موارد ضرورت با مراجعه به نسخه بدل‌های همان نسخه یا نسخ دیگر اصلاحاتی انجام شده است.

الهی قمشه‌ای عناوین دیگری را نیز ذیل مجموعه «جوانان و فرهنگ جهانی» منتشر کرده است که از این جمله می‌توان به «365 روز در صحبت قرآن» و «365 روز در صحبت مولانا» اشاره کرد که کتاب اخیر نیز به تازگی توسط نشر سخن به چاپ نوزدهم رسیده است.

الهی قمشه‌ای، هدف خود را «آشنا کردن انسان‌ها، به خصوص جوانان و نوجوانان با لذت‌های متعالی که از زیبایی، دانایی و نیکویی سرچشمه می‌گیرند» می‌داند. وی این لذات را «مائده‌های آسمانی و غذای روح» می‌داند و معتقد است که همه جنگ‌ها و فسادها در عالم در اثر بی‌اعتنایی به این مائده‌های آسمانی است؛ لذات مادی، از آنجا که دارای انواع محدودیت است، همیشه مورد نزاع و کشمکش و دستمایه جنگ‌ها و استثمارها و استعمارها بوده‌است؛ لذاتی که نهایتاً به خور و خواب و خشم و شهوت بازمی‌گردد.

نشر سخن کتاب چاپ چهاردهم کتاب «365 روز با سعدی» را در 359 صفحه و به قیمت 90 هزار تومان منتشر کرده و در دسترس علاقه‌مندان قرار داده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...