کتاب «یک عاشقانه آرام» [عشق هادی] نوشته نادر ابراهیمی نویسنده ایرانی به زبان عربی ترجمه و در عمان منتشر شده است.

یک عاشقانه آرام نادر ابراهیمی عشق هادی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، به تازگی کتاب یک عاشقانه آرام نوشته نادر ابراهیمی نویسنده فقید ایرانی توسط دکتر احمد موسی، مترجم مراکشی به زبان عربی ترجمه و از سوی انتشارات نثر للنشر الترجمة العربية در مسقط عمان منتشر شده است.

«یک عاشقانه آرام» که تاکنون نزدیک به 60 بار در ایران بازنشر شده است، روایتی از عشق بین دو شخصیت انقلابی؛ گیله‌مردی مبارز و سیاسی و عسل دختر زیبای آذری است که در فضای سیاسی شکل می‌گیرد.

احمد موسی مترجم اهل مراکش استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شعیب الدکالی مرامش است. او تاکنون آثار داستانی بسیاری از زبان و ادبیات فارسی از جمله «چشم‌هایش» بزرگ علوی، «آبشوران» علی‌اشرف درویشیان، «ملکوت» بهرام صادقی، «سمفونی مردگان» عباس معروفی، «آنتولوژی داستان مدرن و کوتاه ایرانی» و «پرنده‌ی من» فریبا وفی را به زبان عربی ترجمه و در کشورهای عرب‌زبان منتشر کرده است.

................ هر روز با کتاب ...............

گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...