چاپ چهارم کتاب «رساله‌ی طاق و اَزَج قرن نهم» تألیف غیاث‌الدین جمشید کاشانی (قرن نهم ه ق) با ترجمه و تحشیه‌ی سیّدعلیرضا جذبی از سوی انتشارات سروش منتشر و روانه بازار نشر شد.

رسالۀ طاق و اَزَج قرن نهم غیاث‌الدین جمشید کاشانی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، غیاث‌الدین جمشید کاشانی، ریاضیدان و اخترشناس برجسته قرن نهم هجری بنیانگذار روش علمی در دانش ریاضیات معماری است. او از جمله دانشمندانی است که نگاه‌های دقیق به معماری و صناعات از دریچه ریاضیات در لابلای برخی آثار او هم‌چون؛ مفتاح‌الحساب به‌روشنی نمایان است. مفتاح‌الحساب که به زبان عربی در قرن نهم نوشته شده یکی از مهم‌ترین آثار کاشانی است. کتاب «رسالة طاق و اَزَج» ترجمة باب نهم از مقاله چهارم کتاب مفتاح‌الحساب است.

موضوع مقاله چهارم اندازه‌گیری سطح و حجم اشکال هندسی و کاربرد آن‌ها در ساختمان‌هاست. در این مقاله کاشانی علاوه بر محاسبة دقیق سطح و حجم هر یک از اشکال هندسی دوبعدی و سه‌بعدی، و پس از تعریف گونه‌های مختلف طاق، اَزَج، گنبد و مُقَرنَس، سطح و حجم هریک را حساب کرده است. همچنین جداولی برای محاسبة سریع و راحت مساحت چندضلعی‌های منتظم برمبنای ضرب مربع در یک ضریب ثابت ارائه داده و در مورد بعضی از چندضلعی‌های منتظم که کارکردهای وسیعی در معماری داشته‌اند، روابطی (فرمول) میان ضلع (a) و مساحت (s) و شعاع دایرة محاطی (r) ارائه داده است تا بتوان آن‌ها را از روی یکدیگر حساب کرد. کاشانی برای اندازه‌گیری حجم ساختمان‌ها و عمارت‌ها، تقسیم‌بندی را از مؤلفه‌های شکل‌دهندة معماری براساس هندسة اشکال و نوع کاربرد آن‌ها ارائه داده که برای همة معماران و مهندسان سودمند است. این کتاب یکی از کتب مهم ریاضی و مورد استفادة همة بزرگان ریاضی بوده است.

چاپ چهارم این کتاب در ۱۰۸ صفحه‌ی رحلی، شمارگان ۵۰۰ نسخه و با قیمت ۶۵.۰۰۰ تومان توسط انتشارات سروش در اختیار علاقمندان به مباحث این حوزه قرار گرفته است.

................ هر روز با کتاب ...............

او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...