کتاب «۱۲ چهار مضراب برای سنتور» اثر پژمان طاهری توسط انتشارات ماهور منتشر شد.

۱۲ چهار مضراب برای سنتور پژمان طاهری

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، انتشارات موسسه فرهنگی - هنری ماهور کتاب «۱۲ چهار مضراب برای سنتور» اثر پژمان طاهری (به همراه یک لوح فشرده) را به قیمت ۶۰ هزار تومان منتشر کرده است.

پژمان طاهری اتنوموزیکولوگ و از آهنگسازان سرشناس ایرانی است. از جمله مشهورترین آثار او می‌توان به آلبوم‌های «امیر کبیر» با صدای شهرام ناظری و «سوگواران خموش» با صدای علیرضا قربانی اشاره کرد. به قلم او همچنین کتاب‌های «آوانگاری آثار سید حسین طاهر زاده و به چارده روایت» و «آوانگاری آثار حبیب سماعی» نیز منتشر شده‌اند.

طاهری درباره قطعات منتشر شده در کتاب «۱۲ چهار مضراب برای سنتور» نوشته است: «چهارمضراب‌های پیشِ رو در حدفاصل سال‌های ۱۳۷۶ تا ۱۳۹۸ ساخته شده و ترتیب آنها در این کتاب بر مبنای زمان ساخت آنهاست. اکثر این چهارمضراب‌ها به‌صورت گروهی اجرا یا ضبط شده که شماری از آنها در آلبوم‌هایی مانند امیرکبیر و سوگواران خموش و نیز برنامه‌ «بار دیگر شهری که دوست می‌داشتم» منتشر شده و تعدادی دیگر، با وجود ضبط استودیویی، تاکنون انتشار نیافته است.

نت‌نویسی قطعات این کتاب با توجه به اجرای آنها با ساز سنتور صورت گرفته است، بنابراین برای اجرای این قطعات با دیگر سازها یا گروه‌نوازی، تغییرات متناسب با امکانات اجرایی آن سازها اجتناب‌ناپذیر است. پیداست که موسیقی به‌طور کامل و با تمام جزئیات و حالات به خط نت درنمی‌آید، بنابراین هنرجویان، برای اجرای دقیق و صحیح این قطعات، بی‌نیاز از راهنمایی معلمان خود نخواهند بود.»

................ هر روز با کتاب ...............

هنر |
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...