کتاب «ترکیب بندی در عکاسی» نوشته هارالد مانته با ترجمه پیروز سیار توسط انتشارات سروش به چاپ بیست و ششم رسید.

به گزارش مهر، چاپ‌های بیستم و بیست‌ویکم این‌کتاب به‌ترتیب آبان‌ماه ۹۵ و مرداد ۹۶ به بازار عرضه شدند و حالا نسخه‌های چاپ بیست‌وششم اثر مذکور توسط سروش منتشر شده است.

این کتاب تحلیل موشکافانه‌ای از سازاهای تصویر و نیز مثال‌های عکاسی عالی را مورد بررسی قرار داده است. اصل این کتاب به زبان آلمانی نوشته شده و قبلا به دو زبان انگلیسی و فرانسه ترجمه گردیده است. ترجمه فارسی این کتاب توسط پیروز سیار از روی ترجمه فرانسه آن صورت گرفته است و سعی دارد گوشه هایی از اصول بنیادی هنر ترکیب بندی را نشان دهد.

این کتاب در ۵ بخش قطع، نقطه، خط، سطح و تضادها نوشته شده است و مطالب آن به ۴۸ موضوع مجزا تقسیم شده است و برای هر مطلب عنصر ترکیب‌بندی مربوط به آن وسیله، مثال‌های عکاسی و طرح های توصیفی ارائه شده است.

در بخش قطع به موضوعاتی چون بررسی قطع سطح، قطع مربع و قطع مستطیل پرداخته شده است. نقطه قوی سطح، شکل‌های نقطه‌ها، همجواری دو نقطه و دگرگونی های مثلث دیدگانی از موضوعات بخش نقطه است.

در بخش خط نیز به خط عمودی، خط افق، خط مایل و تضادهای خط‌ها توجه شده است. در قسمت سطح به مثلث، دایره، مربع، مستطیل، شکل های آزاد، شکل‌های تخیلی و در بخش تضادها به موضوعات نقطه و خط، نقطه، سطح و خط، بخش بندی طلایی و تقسیم فضا، تضاد کمی و... پرداخته شده است. ترکیب‌بندی یا کمپوزیسیون از اجزا اصلی تشکیل دهنده یک عکس است و نقش به‌سزایی در رساندن مفهوم و خواست عکاس به مخاطب دارد و در این کتاب سعی شده مفهوم هنر عکاسی به خوبی برای خوانندگان روشن شده و دنیایی جدید از تصویر به روی وی گشوده شود.

چاپ بیست و ششم این اثر با ۱۰۸ صفحه، شمارگان ۵۰۰ نسخه و قیمت ۵۰ هزار تومان عرضه شده است.

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...