مصحح و پژوهشگر حوزه فلسفه از پایان کار تصحیح متن کامل «التلویحات» سهروردی خبر داد و گفت: این اثر که با استفاده از نسخه‌های معتبر تدوین یافته است، برای نخستین بار تصحیح هر سه دفتر منطق، طبیعیات و الهیات را دربر می‌گیرد.

نجفقلی حبیبی در گفت‌وگو با ایبنا، با اشاره به شروح پراکنده‌ای که تاکنون بر این اثر نگاشته شده است،‌ گفت: از میان این شروح می‌توان به شرحی که پروفسور «کربن» بر دفاتر الهیات و طبیعیات نگاشته، اشاره کرد.

وی تلویحات را یکی از آثار مهم سهروردی برشمرد و گفت: وی در این اثر به مکتب مشایی نظر دارد و در عین حال دیدگاه‌های خود را نیز در لابه‌لای این بررسی‌‌ها بیان می‌کند. او در این اثر عبارت‌ها و مفاهیم پیچیده‌ای را برای بیان دیدگاه‌هایش برگزیده است.

عضو هیأت علمی دانشگاه تهران ادامه داد: سهروردی به دلیل سنگین بودن مطالب التلویحات، کتاب «المشارع» را شرحی بر این اثر قرار داده است که ابن‌کمونه و شهرزوری، دو تن از دانشمندان صاحب‌نام، هر یک شرحی بر آن نوشتند که شرح ابن‌کمونه را در سه جلد تصحیح کردم که اواخر سال گذشته منتشر شد و شرح «شهرزوری» را نیز در دست تصحیح دارم.

حبیبی کتاب «التلویحات» را از آثار معتبر و پراهمیت فلسفه اسلامی برشمرد و گفت: این اثر خالی از سبقه اشراقی نیست و ملاصدرا نیز بارها در آثار متأخر خود به این اثر اشاره کرده است.

وی در پایان گفت: تصحیح این اثر پایان یافته است و اکنون از سوی موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران در دست چاپ است.

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...