کتاب «قرآن را کشف کنید» [Discovering the Quran] نوشته نیل رابینسون [Neal Robinson] استاد دانشگاه، محقق و پژوهشگر حوزه مطالعات اسلامی در آلمان، با مقدمه‌ای به قلم الیور لیمن منتشر شد.

قرآن را کشف کنید» [Discovering the Quran] نوشته نیل رابینسون [Neal Robinson

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، کتاب «قرآن را کشف کنید» نوشته نیل رابینسون، استاد دانشگاه، محقق و پژوهشگر حوزه مطالعات اسلامی در دانشگاه سوگانگ کره جنوبی، در ۴۰۸ صفحه به زبان آلمانی ترجمه و توسط شرکت انتشاراتی «تردسیون» منتشر شد.

این اثر، تفسیر روشنی از جنبه‌های مختلف قرآن کریم ارائه می‌دهد و در سه بخش تدوین شده است. چاپ زبان اصلی این کتاب به عنوان یکی از منابع مرجع مطالعاتی برای دانشجویان رشته‌های اسلام شناسی و الهیات در سراسر جهان محسوب می‌شود.

در مقدمه این کتاب آمده است: کتاب کشف قرآن در سطح بین‌المللی به عنوان یکی از معروفترین کتب شناخته شده در حوزه قرآن پژوهی بشمار می‌رود. از این کتاب به عنوان یک راهنمای قابل اعتماد برای مطالعه و پژوهش قرآن توسط دانشجویان و پژوهشگران در سراسر جهان استفاده می‌شود.

الیور لیمن، استاد دانشگاه کنتاکی ایالات متحده آمریکا پیرامون این کتاب، می‌نویسد: «اگر کسی از من بخواهد مقدمه‌ای روشن و جامع درباره ماهیت و نقش قرآن نگارش کنم، آن را انجام نخواهم داد، چرا که مقدمه کتاب «کشف قرآن» بی مانند است و مخاطب را از هر متن دیگری بی‌نیاز می‌کند.»

نیل رابینسون متولد ۱۹۴۸ میلادی است و در گذشته از اساتید مشهور رشته مطالعات اسلامی در دانشگاه ولز بوده است. وی در حال حاضر در دانشگاه زوگانگ در کره جنوبی تدریس می‌کند. وی مطالعات فراوانی در حوزه قرآن پژوهی داشته و کتاب کشف قرآن او که در سال ۲۰۱۰ میلادی به زبان انگلیسی چاپ و منتشر شد، به عنوان یکی از کتب درسی استاندارد برای دانشجویان و قرآن پژوهان اروپا و آمریکا محسوب می‌شود.

این کتاب به اهمیت خوشنویسی نیز پرداخته می‌شود و در عین حال به درک پیوستگی آیات قرآن کمک می‌کند. برای خوانندگان آلمانی زبان، این کتاب ابزاری ارزشمند برای درک بهتر از این قرآن کریم خواهد بود.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...