«مفتشین مدارس در دوره قاجار و پهلوی» نوشته زهرا علیزاده بیرجندی و زهرا حامدی توسط نشر تاریخ ایران منتشر شد.

مفتشین مدارس در دوره قاجار و پهلوی» نوشته زهرا علیزاده بیرجندی و زهرا حامدی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، نشر تاریخ ایران کتاب «مفتشین مدارس در دوره قاجار و پهلوی» نوشته زهرا علیزاده بیرجندی (عضو هیأت علمی دانشگاه بیرجند) و زهرا حامدی (عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد داراب) را با شمارگان هزار نسخه، ۲۱۲ صفحه و بهای ۱۳۰ هزار تومان منتشر کرد.

کتاب شامل چهار فصل به ترتیب با این عناوین است: «نگرشی بر مقوله بازرسی و پیشینه‌های آن»، «گزارش‌های مفتشین مدارس از شهرهای مختلف ایران»، «ساختار و گستره کارکردهای اداره تفتیش» و «جایگاه بهداشت مدارس در گزارش‌های مفتشین».

نقش محوری آموزش و نهادهای آموزشی در توسعه انسانی سبب شده که مباحث این حوزه در زمره اولویت‌های مطالعاتی آینده پژوهان و پژوهشگران رشته‌های مختلف قرار گیرد. در واقع به دلیل تأثیرگذاری آموزش در سایر نهادهای اجتماعی، موضوعات آن در قلمرو پژوهش‌های میان رشته‌ای جایگاه مهمی را به خود اختصاص داده است.

در جست‌وجوی تاریخچه تفتیش در ایران تصویب نخستین قانون اداری وزارت معارف و اوقاف و صنایع مستظرفه نقطه عطفی به شمار می‌آید. بر اساس این قانون در کنار مسائل مختلف آموزشی دستور تفتیش مدارس و کنترل کتب درسی نیز تصویب شد. در ماده ۱۲ قانون اساسی معارف مصوب آبان ۱۲۹۰ شمسی آمده است: «مفتشین دولتی در کل مدارس و مکاتب رسمی و غیر رسمی حق ورود و تفتیش دارند و هیچ مدیری در هیچ موقعی حق مخالفت ندارد.» (به نقل از مجموعه مصوبات مجلس شورای ملی)

در این دوران همزمان با افزایش تعداد مدارس، کنترل و نظارت بر امر آموزش ضروری تشخیص داده شد و گسترش پیدا کرد. به همین دلیل مفتشان و بازرسان مختلفی به مدارس رفته و گزارش مشاهدات خود را کتباً اعلام می‌کردند. در گزارش‌های مفتشان وزارت معارف مسائل مختلفی نظیر شیوه تدریس معلمان، مشکلات معلمان در امر تدریس، میزان آگاهی و تسلط معلمان، کتاب‌های تدریس شده، سطح علمی و اطلاعاتی شاگردان، وضعیت مدارس از نظر تجهیزات، میزان بهره‌مندی شاگردان از روش تدریس معلمان، بهداشت مدارس، نحوه برگزاری امتحانات مدارس، میزان پایبندی مدیران و کادر آموزشی به مفاد متحدالمال‌های صادره از سوی وزارت معارف و مسائلی از این قبیل مطرح شده است.

در دوران پهلوی اول تحت تأثیر سیاست‌های دولت بویژه تمرکزگرایی و افزایش نظارت دولت بر امور، حدود اختیارات و دامنه عمل مفتشان و کارکردهای اداره تفتیش بیشتر شد. بررسی گزارش‌های مفتشان، قوانین مصوب، متحدالمال‌های وزارت معارف دربر دارنده اطلاعاتی در مورد وظایف مفتشان و ماهیت اداره تفتیش و اهداف تأسیس آن است.

با توجه به اهمیت مقوله بازرسی در نظام آموزشی و خلاء مطالعات تاریخی در این زمینه، پژوهشگران این کتاب، با مسائلی چون: بررسی روند شکل‌گیری اداره تفتیش، ساختار اداری، وظایف و کارکردهای مفتشان مدارس، نحوه عملکرد آنها و تحلیل محتوای گزارش‌های مفتشان مدارس به مطالعه دوره قاجار و پهلوی پرداختند.

در باب ضرورت انجام این پژوهش نکات مختلفی را می‌توان برشمرد که مهم‌ترین آن فقدان مطالعات تاریخی در این زمینه است. علاوه بر فقدان مطالعات تاریخی، انجام این پژوهش زوایای ناشناخته و مغفولی از تاریخ آموزش و پرورش ایران در مقطع مورد مطالعه را آشکار می‌سازد. از آنجایی که در گزارش‌های مفتشان مدارس، برخی آسیب‌ها و معضلات نظام آموزشی نیز بازتاب پیدا کرده، این پژوهش از منظر آسیب شناسی نظام آموزشی ایران هم در خور توجه است.

نقد و بررسی پیشینه پژوهش حاضر نشان می‌دهد که در این زمینه به جز گزارش اجمالی و مختصری با عنوان «چند سند تاریخی از تفتیش مدارس» نوشته سید محمد حسین منظور الاجداد و مریم ثقفی کار مستقل و مستندی صورت نگرفته است. گزارش مذکور صرفاً مربوط به نحوه تدریس درس شیمی بر اساس سه سند در ۱۳۱۵ ش است. از این رو پژوهش حاضر کار بکر و تازه‌ای در این حوزه محسوب می‌شود.

مؤلفان کتاب در بخشی از مقدمه خود چنین نوشته‌اند:

«جستار پیش رو، به دلیل پیوندی که با مباحث فرهنگی، بویژه آموزش، نظام بازرسی آموزشی و تاریخ آموزش و پرورش دارد، موضوعی میان رشته‌ای است. افزون بر این حوزه‌ها باید از ارتباط این مبحث با جامعه شناسی به دلیل تمرکز آن بر ساختار اداره تفتیش به عنوان یک نهاد و کارکردهای مفتشان به عنوان کارگزاران این نهاد اشاره کرد. از این رو مخاطبان این اثر طیف متنوعی از تاریخ پژوهان، پژوهشگران علوم تربیتی و جامعه شناسان خواهند بود. اتکاء پژوهش حاضر از نظر منابع مورد استفاده بر اسناد سازمان ملی ایران قرار دارد. در عین حال از اسناد برخی مراکز آرشیوی نظیر مرکز اسناد فارس، تبریز، همدان سیستان و بلوچستان، کرمان، آستان قدس و پژوهشکده تعلیم و تربیت خراسان جنوبی نیز بهره گرفته شده است.»

................ هر روز با کتاب ...............

بازگوکردن روابط عاشقانه بی‌نتیجه‌اش، اقدامش به خودکشی، دوستی‌ها و پروژه‌های ادبی‌ منقطعش، تحت‌‌الشعاعِ بخش‌هایی از پیشینه خانوادگی قرار می‌گیرد که مسیر مهاجرت از جمهوری دومینیکن به ایالات متحده آمریکا را معکوس می‌کند و روی زنان خانواده اسکار متمرکز می‌شود... مادرش زیبارویی تیره‌پوست بود... عاشق جنایتکار بدنامی شد... ارواح شرور گهگاه در داستان به‌کار گرفته می‌شوند تا بداقبالی خانواده اسکار را به تصویر بکشند ...
فهم و تحلیل وضعیت فرهنگ در جامعه مصرفی... مربوط به دوران اخیر است، یعنی زاده مدرنیته متأخر، دورانی که با عناوین دیگری مثل جامعه پساصنعتی، جامعه مصرفی و غیره نامگذاری شده است... در یک سو گرایشی هست که معتقد است باید حساب دین را از فرهنگ جدا کرد و برای احیای «فرهنگ اصیل ایرانی» حتی باید آن را هر گونه «دین خویی» پالود؛ در سوی مقابل، اعتقاد بر این است که فرهنگ صبغه‌ای ارزشی و استعلایی دارد و هر خصلت یا ویژگی فرهنگیِ غیردینی را باید از دایره فرهنگ بیرون انداخت ...
وقتی می‌خواهم تسلیم شوم یا وقتی به تسلیم‌شدن فکر می‌کنم، به او فکر می‌کنم... یک جریان به‌ظاهر بی‌پایان از اقتباس‌ها است، که شامل حداقل ۱۷۰ اجرای مستقیم و غیرمستقیم روی صحنه نمایش است، از عالی تا مضحک... باعث می شود که بپرسیم، آیا من هم یک هیولا هستم؟... اکنون می‌فهمم خدابودن چه احساسی دارد!... مکالمه درست درمورد فرانکنشتاین بر ارتباط عمیق بین خلاقیت علمی و مسئولیت ما در قبال خود و یکدیگر متمرکز خواهد شد ...
همسایه و دوست هستند... یک نزاع به‌ظاهر جزیی بر سر تفنگی قدیمی... به یک تعقیب مادام‌العمر تبدیل می‌شود... بدون فرزند توصیف شده، اما یک خدمتکار دارد که به‌نظر می‌رسد خانه را اداره می‌کند و به‌طرز معجزه‌آسایی در اواخر داستان شامل چندین فرزند می‌شود... بقیه شهر از این واقعیت که دو ایوان درحال دعوا هستند شوکه شده‌اند و تلاشی برای آشتی انجام می‌شود... همه‌چیز به مضحک‌ترین راه‌هایی که قابل تصور است از هم می‌پاشد ...
یک ریسه «ت» پشت سر هم ردیف می‌کرد و حسابی آدم را تف‌کاری می‌کرد تا بگوید تقی... قصه‌ی نویسنده‌ی «سایه‌ها و شب دراز» است که مرده است و زنش حالا دست‌نویس پانصد ششصدصفحه‌ای آن داستان را می‌دهد به فرزند خلف آن نویسنده‌ی مرحوم... دیگر حس نمی‌کردم که داوود غفارزادگان به من نارو زده... عاشق شدم، دانشجو شدم، فعالیت سیاسی کردم، از دانشسرا اخراج شدم... آسمان ریسمان نمی‌بافد؛ غر می‌زند و شیرین تعریف می‌کند... ...