کتاب «حسد» اثر سیدرضا صدر به همت مؤسسه بوستان کتاب منتشر شد. حسد از بیماری‌های مهلک و صفات نکوهیده و دامن گیر بسیاری از انسان ها است.

حسد سیدرضا صدر

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، کتاب «حسد» اثر سیدرضا صدر و به اهتمام  سیدباقر خسروشاهی و از سوی مؤسسه بوستان کتاب در ۳۱۹ صفحه منتشر شد.

کتاب حاضر، ریشه‌ها، ابعاد و عواقب حسد و تأثیر آن بر روابط اجتماعی را با شیوه‌ای نو و آسان و با الهام از قرآن و احادیث مورد بحث و بررسی قرار می‌دهد و راهکارهای رهایی از این جهنم دنیوی را بیان می‌کند.

در این اثر، به مسأله حسد در قرآن اشاره گردیده و در ادامه پس از بیان داستان‌هایی، به نکوهش قرآن در خصوص حسد پرداخته شده است. سپس، راه‌های نجات از گزند حسود در قرآن تشریح و نشانه‌های حسود بیان شده و در ادامه ریشه‌های حسد و عوامل مؤثر در رشد این رذیله اخلاقی مورد بررسی قرار گرفته است.

در اثر مذکور، زیان‌های حسود، راه‌های درمان حسد، توارث حسد، سرایت حسد بیان شده است.

تاکنون آثار متعددی از وی به جا مانده که عناوین آثاری که از این عالم در مؤسسه بوستان کتاب منتشر شده، عبارتند از: تفسیر سوره حجرات، حُسن یوسف، مرد وفا، راه علی (ع)، نشانه‌های از او، فلسفه آزاد، محمد (ص) فی القرآن، الفلسفه العلیا، استقامت، بانوی کربلا، الاجتهاد و التقلید، حسد، دروغ، پیشوای شهیدان، راه مهدی (عج)، المسیح فی القرآن، راه قرآن، صحائف من الفلسفه، أربعون و مائتا مسأله، راه محمد (ص).

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...