کتاب «در باب تکفیر و ارتداد» نوشته  سید صدرا هاشمی، استاد دروس خارج حوزه علمیه قم منتشر شد.

در باب تکفیر و ارتداد  سید صدرا هاشمی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از شفقنا، سید صدرا هاشمی درباره کتاب تازه منتشر شده خود می گوید: «برای این کتاب نظر تمام فقهای شیعه از قرن چهارم و پنجم تا چهاردهم با دقت دیده ام. تکفیر در نظر اهل سنت را نیز امسال در خارج فقه مطرح کرده‌ام که در آن نظرات اهل سنت در تکفیر شیعه را از کتب اهل سنت مفصل بحث کرده و جواب داده‌ام و به زودی اثری با عنوان تکفیر در نظر اهل سنت را منتشر خواهم کرد.

در طول تاریخ بسیار رخ داده که توهمات بجای استدلال در ذهن بشر نشسته و سبب ریختن خون هم نوعان خود شده و پدران و مادران و کودکان را داغدار و برگ‌های تاریکی را در تاریخ زیست بشری ایجاد کرده است.

شگفت اینکه بسیاری از این فجایع با ابزار دین رخ داده و خواهد داد. جنگ های۳۰ ساله مذهبی مسیحیان در اروپا (۱۶۴۸-۱۶۱۸) و جنگهای صلیبی و کشتار شیعیان بحرین در قرن ۱۲ و آتش‌سوزی کتابخانه‌ها در عراق، فقط مشتی از خروار است، که دیندار و بی‌دین را به بهت و حیرت فرو برده، و همواره پرسش از چرایی آنها بی‌جواب مانده است.

اتهام «کفر و ارتداد» نه تنها در جهان اسلام که در بین سایر ادیان هم بیشترین عامل خونریزیها بوده است. در روزگار ما بلیه‌ی «داعش» با حربه‌ی «تکفیر» ضربه‌ای کاری بر پیکر خسته اسلام وارد کرده و همین موضوعات است که پرداختن به موضوعاتی مانند تکفیر و ارتداد را ضروری ساخته است.

در این کتاب فقط درباره دو عنوان «تکفیر و ارتداد» بحث می‌شود و به عناوین دیگر اسباب مجازات مثل افساد فی الارض و محاربه و اختلال نظام و غیره پرداخته نمی‌شود.

در بحث کفر و ارتداد دو بحث وجود دارد: یکی احکام فقهی که روی این دو عنوان بار می‌شود، مثل قتل و تقسیم اموال و دیگری، تبین موضوع که مربوط به تبین حقیقت شرعیه و ماهیت این دو موضوع است. هدف ما قسمت دوم است و فقط اشاره اجمالی به احکام فقهی کرده‌ایم. زیرا بیشترین مغالطات و سوء استفاده‌ها در بخش دوم که تبین موضوع است رخ داده‌اند.

این کتاب مشتمل بر دو بخش است. بخش اول: تکفیر است و بخش دوم: ارتداد. در بخش ارتداد به بررسی آیات و روایات ارتداد، جایگاه بحث مرتد در کتب فقهی و مقایسه بحث ارتداد با عذاب استیصال پرداخته‌ایم؛ چون مجازات مرتد تشریعی است، یعنی خداوند دستور تشریعی داده که مرتد را مجازات کنیم، لذا جا دارد که عذابهای تکوینی الهی را به طور کلی بررسی کنیم که طبق چه معیار و مناطی بوده اند. لذا در این قسمت کتاب عذاب‌های تکوینی را تقسیم کردیم به عذاب اخروی و عذاب دنیوی. باز عذابهای دنیوی تقسیم شده‌اند به عذاب استیصال یعنی نابودی و ریشه‌کن شدن مثل قوم عاد و ثمود، و عذابهای غیر استیصال؛ و اینها را در امم قبل از اسلام و در امت پیامبر طبق آیات قرآن به تفصیل بررسی و معیار و مناط هر کدام را بیان کرده‌ایم. گفته‌ایم که معیار عذاب اخروی حجت عقلی و معیار عذاب استیصال حجت شهودی و آیه باهره است. سپس با معیار و مناط قتل مرتد مقایسه کرده‌ایم به این معنی که آیا مناط عذاب تشریعی مرتد، همان معیار و مناط عذاب تکوینی استیصال است؟ یا اینکه معیار عذاب تشریعی مرتد مغایر با مناط عذاب استیصال است؟ ظاهراً هیچ یک از فقهاء و مفسران قبلاً چنین مقایسه‌ای نکرده ولی گویا لازم است.

یکی از مهمترین مسائل در این قسمت، انکار ضروری دین است، چون عمده دلیل تکفیر کردن اهل سنت همین قسم است. زیرا امامت را از ضروریات دین فرض کرده‌اند که اهل سنت منکر آنند. در این بحث مطالب مرحوم بحرانی در کتاب شهاب الثاقب را که در بیش از ۲۰۰ صفحه بحث کرده است به تفصیل بررسی کرده‌ایم. گویا هیچ یک از فقها در این زمینه به اندازه مرحوم بحرانی بحث نکرده‌اند. و اقوال فقهاء قائل به کفر اهل سنت و غیر آنان را آورده‌ایم. سپس بحث مهمی تحت عنوان طریقیت و موضوعیت انکار ضروری دین را مطرح و مهمترین آثار اینکه انکار ضروری دین طریقیت دارد یا موضوعیت را بیان کرده‌ایم. مثلاً گفته‌ایم که بنا بر طریقیت در حال حاضر بر هیچ یک از فرق اسلامی عنوان ارتداد صدق نمی‌کند و بحث ارتداد مخصوص متخصصان است و اینکه ارتداد بر عوام قابل تطبیق نیست و … .

ابتدا عمومات دال بر کفایت اقرار به شهادتین در مسلمان بودن را ذکر کرده‌ایم و سپس مخصصاتی که خوارج و غلاة و نواصب و مجسمه و مرتد را خارج کرده‌اند بیان کرده‌ایم و سپس گفته‌ایم شک در تخصیص زائد بدون تردید جای مراجعه به اصالة العموم است. در ادامه، شبهات مفهومیه و مصداقیه عمومات و مخصصات را در ضمن چهار بحث بررسی کرده‌ایم. نتیجه این شده است که در موارد مشکوک در بعضی از فروض به عمومات مراجعه می‌شود و در بعضی که نمی‌توان به عمومات مراجعه کرد یا از صغریات قاعده «تُدرَأُ الحدودُ بالشبهات» است یا از صغریات «احتیاط در دماء و فروج و اموال». بنابراین، نمی‌توان احکام فقهی ارتداد را بار کرد.

کتاب «در باب تکفیر و ارتداد» توسط نشر نگاه معاصر منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...