دفتر ششم «شاهنامه‌ی فردوسی: تصحیح انتقادی و شرح یکایک ابیات» منتشر شد.

دفتر ششم «شاهنامه‌ی فردوسی: تصحیح انتقادی و شرح یکایک ابیات مهری بهفر

به گزارش کتاب نیوز، دفتر ششم «شاهنامه‌ی فردوسی: تصحیح انتقادی و شرح یکایک ابیات» اثر مهری بهفر از سوی نشر نو منتشر شد.

مهری بهفر (1351- ) نویسنده و پژوهشگر و مدرس ادبیات فارسی در دانشگاه است. پیش از این پنج دفتر از «شاهنامه، تصحیح انتقادی و شرح یکایک ابیات» منتشر شده است. او همچنین سردبیر و مدیر مسئول نشریه‌ی ویژه‌ی معرفی کتاب «رود» است.

ناشر در معرفی این دفتر آورده است:

این کتاب تصحیح تازه‌ای است از شاهنامه‌ی فردوسی بر پایه‌ی مهم‌ترین نسخه‌های موجود، همچون دستنویس موزه‌ی بریتانیا، فلورانس و... نسخۀ سن‌ژوزف که به‌تازگی در بیروت یافته شده و تصحیح حمدالله مستوفی نیز برای نخستین بار در این تصحیح انتقادی بررسی شده‌اند. بخش دیگر این اثر شرح یکایک ابیات، تعابیر کنایی، مجازی، استعاری و... است، به همراه گزارش ریشه‌شناسی واژگان متن و بررسی درونمایه‌ها، رویدادها، شخصیت‌ها و خویشکاری آنها و نیز مقایسه‌ی‌شان با متون همزمان و ناهمزمان. برگردان عربی شاهنامه از فتح بن علی بنداری اصفهانی در اوایل قرن هفتم، برگردان منظوم انگلیسی برادران وارنر، فهرست واژه‌های گزارش‌شده، فهرست واژه‌های پارسی باستان، اوستایی، پهلوی اشکانی، ساسانی و... فهرست واژه‌های عربی، فهرست واژه‌های غیر عربی و غیر ایرانی، فهرست نام مکان و کسـان، بیت‌یاب و کتابنامه از بخش‌های دیگر این کتاب‌اند.

دفتر ششم «شاهنامه‌ی فردوسی: تصحیح انتقادی و شرح یکایک ابیات» در 832 صفخه و قیمت 300 هزارتومان در اختیار علاقمندان قرار گرفته است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...